شعر در مورد یاوه گویی ، حرف نسنجیده و مفت + خاموشی و سخنان بیهوده و سکوت

شعر در مورد یاوه گویی

شعر در مورد یاوه گویی ، حرف نسنجیده و مفت + خاموشی و سخنان بیهوده و سکوت

شعر در مورد یاوه گویی ، حرف نسنجیده و مفت + خاموشی و سخنان بیهوده و سکوت همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد یاوه گویی

در سرم جای فکر تازه نیست

شعر جای حرف های یاوه نیست

ما که خوب بودیم وبد دیدیم

آه که درشعر هم حرف تازه نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره یاوه گویی

در زندان انفرادی

پشتِ میله های سپید

مظنون به یاوه گویی است

زبان …

بیشتر بخوانید : سلام صبح بخیر ، عشقم عاشقانه زیبا و رسمی پر انرژی با تصویر عزیزم

شعری در مورد یاوه گویی

یاوه ها بسیارند

اما چه سود که هنوز من وما ساده ایم

حرفها نهایت دروغ را درمی نوردند

اما چه سود که هنوز من وما ساده ایم

بهار از شهر ما کوچیده

اما چه سود که

هنوز ما غنچه دروغین را

باور می کنیم

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره یاوه گویی

ناگهان این دلِ رنجیده به فریاد آمد

گفت : کم کن سخن و روضه سرایی کافیست

شرطِ شاعر شدن این است که عاشق باشی

پس دگر ناله نکن ، یاوه سرایی کافیست …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد یاوه گویی

ابر من از بامداد دارد از آن بحر داد

تا که ز رعد و ز باد بر کی ببارد مرا

چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرا

در کف صد گون نبات بازگذارد مرا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تار ، زدن و سه تار و موی یار و دف و تار و پود

شعر درباره یاوه گویی

جان شهوانی‌ست از بی‌حکمتی

یاوه کرده نطق طوطی وار را

گشت بیمار و زبان تو گرفت

روی سوی قبله کن بیمار را

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد یاوه گویی

در برابر بورن

لفظ های مرمرین تو،

یاوه های من

در آتشکده ی تعبیرهایت سوخت…

تو اما سراغ خاکسترش نیزنیامدی !

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره یاوه گویی

بگذشت مه توبه آمد به جهان ماهی

کو بشکند و سوزد صد توبه به یک ساعت

ای گیج سری کان سر گیجیده نگردد ز او

وی گول دلی کان دل یاوه نکند نیت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تواضع ، فروتنی و افتادگی و ادب برای کودکان

شعر در مورد یاوه گویی

بر رُخَت با دیدهِ باطن، نگاهی کرده ام

یاوه گو را بین که می گوید، گناهی کرده ام

 می شود حالت دگرگون تا به رویت بنگرم

عین این حالت که در آیینه آهی کرده ام

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره یاوه گویی

بجز از عشق مجرد به هر آن نقش که رفتم

بنه ارزید خوشی‌هاش به تلخی ندامت

هله تا یاوه نگردی چو در این حوض رسیدی

که تکش آب حیاتست و لبش جای اقامت

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد یاوه گویی

پای بکوب و دست زن دست در آن دو شست زن

پیش دو نرگس خوشش کشته نگر دل مرا

زنده به عشق سرکشم بینی جان چرا کشم

پهلوی یار خود خوشم یاوه چرا روم چرا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تهران ، قدیم و زیبا و شلوغ و عاشقانه و برج میلاد

شعری درباره یاوه گویی

شعر نیست! حرف دل هم نیست!

یاوه های یه مجنونه،

که می دونه لیلی اش

پیش خسرو شاد و خندونه.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد یاوه گویی

من نشسته ام

در دل شب

حرف یاوه می زنم

با سکوت دل بی کسم

تک ستاره می زنم

کهکشان دلم را

شکسته است

با ستاره ها ماه

حرف ساده می زنم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره یاوه گویی

بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

زبان مور به آصف دراز گشت و رواست

که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد هوای پاک ، با آهنگ کودکانه برای نوجوانان

شعری در مورد یاوه گویی

آری

منم یاوه گوی تنهای شب

یاوه از سکوت

عشق بیچاره می زنم

حرف دل شکستنی است

حرف با زبان

پاره پاره می زنم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.