شعر در مورد هوای پاک ، با آهنگ کودکانه برای نوجوانان

شعر در مورد هوای پاک

شعر در مورد هوای پاک , شعر در مورد هوای پاک کودکانه , شعر در مورد هوای پاک با آهنگ , شعر در مورد هوای پاک برای نوجوانان

با مجموعه شعر در مورد هوای پاک ، اشعاری زیبا در مورد هوای پاک برای نوجوانان ، زیباترین شعر در مورد هوای پاک کودکانه در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار هوای پاک

هوای این شهر ما

همیشه آلوده است

به جای ابر سپید

در دل آن دوده است

⇔⇔⇔⇔

چشمه جوشان آن

رفته به دیدار خواب

پر شده هر گوشه از

بوی بد فاضلاب

⇔⇔⇔⇔

کاش هوا روز و شب

سالم و پاکیزه بود

قلب و نفس هایمان

خالی از انبوه دود

⇔⇔⇔⇔

یه روز یه گنجشک سیاه

اومد رو بوم خونه ام

اول نشست رو پنجره

بعدش نشست رو شونه ام

⇔⇔⇔⇔

رهش از دل طبیعت، بنشان نهال و هسته

نبُرش درخت ای دل، همه فوج و دسته دسته

ندهی دودِ بنزین به هوای پاک شهرم

که بلای جان من شد همه آه و سوز و دردم

⇔⇔⇔⇔

همه دوده ها که خیزد نرسد به ماه و سالی

که شود که مار افعی به نشان و خط و خالی

نزنی تیشه ریشه که خطا ز دست خویشِ

که چگونه کار قیچی که برای کار ریشِ

⇔⇔⇔⇔

بنهیم عزم بر جزم، برویم راه پاکان

که هوای پاک جستتن بُوَدش چه سهل و آسان

اَسَفا از آن بِلادی که نهنگ وار خیزند

به جهان همیشه ای دل، به جَدَل به فکر خویشند

⇔⇔⇔⇔

هدف از همه تلاشم که سعادتی در این است

که هوای پاک راهیست که سلامتی در این است

به تجلی نگاهت به سلامتی سعادت

به هوای پاک عادت، همه سعی ما نهایت

شعر در مورد هوای پاک کودکانه

گر آدمی نکند شکر نعمت دادار

نه در خور است که آید ز فیض ، بر خوردار

به شکر نعمت حق کوش دم بدم زیرا

که هست نعمت یزدان فزون ز حد شمار

⇔⇔⇔⇔

یکی ست ز آن همه نعمت هوای خوب و لطیفکه روحِ تازه به تن در دمد مسیحا وار

صفای روح به ما بخشد و سلامت تن

فضای سبز و هوای لطیف و صحبت یار

چنان که شاد کند لحظه های هستی رانشاط باغ و صفای گل و نسیم بهار

هوای پاک به پاکیزگی رساند جان

فضای سبز به خرم دلی کشاند کار

هوای پاک به اعصاب ما دهد تسکینفضای سبز به ابصار ما دهد انوار

هر آن دیار که گشت از هوای خوش محروم

درو نزیست به خوبی و خوشدلی دیّار

رهین منت ِ آب و هواست صحتِ تنوزین عطیه بود روح ، ایمن از تیمار

فضای سبز گشاید ز پای خاطر بند

هوای پاک زداید ز لوح ِ دل زنگار

ز تندرستی و حفظ حیات شد مهجورکسیکه زیست در آب  و هوای نکبت بار

قرینِ عیش و نشاط آمد و ندیم  سرور

هر آن که رفت به خرّم دیار بهجت یار

⇔⇔⇔⇔

محیط زیست روا باشد ار بود سالم

و گرنه هست به هر گوشه اش دو صد بیمار

محیطِ زیست نباید بود دَوارانگیز

در ازدحام و هیاهوی خارج از معیار

⇔⇔⇔⇔

فغان ز کثرت «گردونه» در خیابانهابه ویژه چون کند از دود، آسمان را تار

کزین سُموم بلاخیز در مسیر نفس

همی رسد به سر و سینه آفت بسیار!

⇔⇔⇔⇔
به شهر در خطر افتد سلامت تن و جان

ازین سموم پراکنده نفوس آزار!

مصیبتی بود این ماجرای آفت خیز

که چاره جوئی آن شد وظیفتی دشوار

⇔⇔⇔⇔

رواست کاهش گردونه ها به روی زمینشود کشیده به زیر زمین چو خطّ قطار

فضای سبز ، دگر چاره ای ست پر تاثیر

که خوش کند به طراوت هوای شهر و دیار

⇔⇔⇔⇔

وجود جنگل و باغ و گل و گیاه به شهرغنیمت است چو بر طرف جوی ، بیدو چنار

که هر چه بیش بود موجبات خرسندی

وجود خلق ز خود بیشتر نهد آثار

⇔⇔⇔⇔
خوش آن ولایت و شهری که باشد

از هر سویقرین آب و گل و نور و سبزه و اشجار

شعر در مورد هوای پاک برای نوجوانان

آمدم بیرون فقط در آسـمان‌ها دود بود

در هـوای شهر من تنها هوا کمبود بود

 شاخص ناخالصی از مرز کشتن هم گذشت

یک سر و گردن ز حدش بی پـدر مردود بود

⇔⇔⇔⇔

آرزو کــردم که این راه گـلو چون یادگار

از شمال سمت جنوبش دائما مسدود بود

 من نمیدانم چرا اکسیژن از ما دل برید؟

یا چرا عمر رسیدن ها به سکته زود بود؟

⇔⇔⇔⇔

شاید این بنزین که با منت به مردم می دهند

گــازوئیل خسـته یا ترکیب آن با کـود بود

 کاش چاشنی ها که بر بنزین ما افزوده شد

حداقل یک کـمی انـدازه اش محـدود بود

⇔⇔⇔⇔

روزهای بارانی را

بیشتر دوست دارم!

انگار مهربان تر می شوی

و من همان هستم!

⇔⇔⇔⇔

گفتم گنجشک کجا بودی؟

که انقدر سیاه شدی؟

تو رنگ مشکی اُفتادی

یا که تو قیر سیاه شدی

⇔⇔⇔⇔

به من نگاهی کرد و بعد

به آسمون اشاره کرد

به دود زشت ماشینا

به دور دورا اشاره کرد

⇔⇔⇔⇔

کاشکی که آسمونمون

تمیز باشه، آبی باشه

کاشکی شبهای شهرمون

همیشه مهتابی باشه

⇔⇔⇔⇔

ای آسمون این روزا

چرا تو آبی نیستی؟

چرا رنگت پریده؟

دیگه آفتابی نیستی؟

⇔⇔⇔⇔

چرا روی صورتت

غبار غم نشسته

از اون بالا چی دیدی

دلت اینجور شکسته؟

⇔⇔⇔⇔

دیشب ستاره ها رو

رو دامنت ندیدم

از لب خندون ماه

گل خنده نچیدم

شعر در مورد هوای پاک با آهنگ

کاشکی دوباره ابرا

جمع  بشن و ببارن

بازم گل های شادی

تو سینه ها بکارن

⇔⇔⇔⇔

کاشکی بشی دوباره

آبی آسمونی

با خورشید طلایی

دوست و رفیق بمونی

⇔⇔⇔⇔

هوا آ لوده شد، جونت سلا مت!

دهان پر دوده شد، جونت سلا مت!

⇔⇔⇔⇔

آهای همشهری جون حالت چطوره

حال میزون امسالت چطوره

پرنده تو قفس بالت چطوره

توی این وضع، اقبالت چطوره

⇔⇔⇔⇔

بکن شکر خدا، خوش باش و راحت

هوا آلوده شد جونت سلا مت!

دهان پردود شده جونت سلا مت!

⇔⇔⇔⇔

می بینی شهرمون پردود و دم شد

می بینی کله هامون باز خم شد

می بینی دم شبیه بازدم شد

هوای پاک می بینی چه کم شد

⇔⇔⇔⇔

ولی با این همه دنیا بکامت

هوا آلوده شد جونت سلا مت!

ریه چون روده شد جونت سلا مت!

⇔⇔⇔⇔

نگو آفتابمون بی مشتری شد

نگو خورشیدمون خاکستری شد

نگو بابای پیرم بستری شد

ببین تجریش مثل آذری شد

⇔⇔⇔⇔

همه هستند در حال فلا کت

هوا آلوده شد جونت سلا مت!

دهان پردوده شد جونت سلا مت!

⇔⇔⇔⇔

می گن باید برن کم کم از این شهر

می گن باید برن نم نم از این شهر

می گن باید برن از دم از این شهر

همه نسل بنیآدم از این شهر

⇔⇔⇔⇔

شما اما بمون با استقامت!

هوا آلوده شد جونت سلا مت!

ریه چون روده شد جونت سلا مت!

⇔⇔⇔⇔

بنگر ز بدوِ خلقت، ز طلوع آفرینش

ز پیامبرّی آدم، ز نبوت آخرینش

لب لعل برگشایم که هوای پاک جویم

نرسم به آرزویم، اگر از رهش نجویم

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.