متن ادبی زیبا درباره ی پاییز ، متن رسیدن پاییز + متن عاشقانه پاییزی دونفره

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز ، متن رسیدن پاییز + متن عاشقانه پاییزی دونفره

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز ، متن رسیدن پاییز + متن عاشقانه پاییزی دونفره همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

تابستان مى رود که تمام شود

و تو می روى

که تمام شود همه چیز…

نگران پاییزم و شب‌هاى بلندش!

و یاد تو

که از شب‌هاى من نمى رود.

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی پایان پاییز

ای اتفاق کوچک ساده

پاییز دارد

تمام می شود

نمی افتی؟…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دورویی ، شعر مولانا و فروغ درباره نقاب و تظاهر به دینداری و نفاق

متن بلند ادبی زیبا درباره ی پاییز

پاییز نیست که…نقاشیه.

‏از بس که خدا عاشق نقاشی بود

هر فصل به روی بوم، یک چیز کشید

یک بار ولی گمان کنم شاعر شد…

یک گوشه ی دنج رفت و پاییز کشید!

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی باران پاییز

مهربانم مهر به آخر رسید!

اولین باد پاییزی نبودی..

یعنی نمی‌خواهی اولین

بارش آبان را اینجا باشی!؟

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

تـو نیستی کـه ببینی

چقـدر پاییز است

چقـدر زندگی بـرگ ‌ها

غـم ‌انگیز است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آغوش ، متن و شعر دلم آغوش میخواهد و بوسه از مولانا و شاملو

متن ادبی زیبا درباره ی پایان پاییز

حال این روزهایم حال غریبی ست

من چند روزی‌ست دنیا

و آدمهایش را جور دیگری می بینم

انگار چیزهایی در من گم می شود و

چیزهای دیگری جایش را می گیرد

چند وقتی‌ست حس می کنم

رنگ ها معنای تازه تری پیدا کرده اند

من فکر می کنم

چند وقتی‌ست باران، پاییز، مهتاب و مه

مفهوم دیگری دارند

شاید باورت نشود اما

چند روزیست احساس می کنم راههای نرفته

زیبایی بیشتری می توانند داشته باشند

من چند وقتی‌ست که می بینم

غیر از رنگ چشم های تو

چشم‌ها می توانند

رنگ های دیگری هم به خود بگیرند

موهای دیگران می تواند

روشن تر یا تیره تر از موهای تو باشد

و زیبایی در انحصار هیچ کس نیست!

حال این روزهای من شبیه حال زندانیِ ابد خورده ایست

که نوید آزادی به گوشش رسیده است!

باور کن!

این منم که این حرف‌ها را می زنم!

دیگر کور نیستم

چند وقتی‌ست حتی فکر می کنم

می توانم کسی را بیش از تو هم دوست داشته باشم!

تو ذره ذره در من محو می شوی

و من این روزها

حال بهتری دارم

⇔⇔⇔⇔

متن بلند ادبی زیبا درباره ی پاییز

پاییز

نگاه خشکیده ی من بود

بر تنِ خسته ی کوچه

و عشق نافرجامی

که داشت کم کم غروب می کرد …

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی باران پاییز

چه بگویم!

به گلدان شمعدانی

که تشنه ی دستهای ‌توست

به پنجره ی دلتنگ هوایت

و به پاییز

که از دوری چشم هایت می بارد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شهر صغاد ، شعر کوتاه و زیبا درباره صغاد در آباده استان فارس

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

دنیا مثل پاییزه

هم قشنگه هم غم انگیزه

قشنگیش به خاطر تو

و غم انگیزیش

به خاطر دوری تو

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی پایان پاییز

عاشق پاییز بودم

اکنون برای زمستان جان می دهم

آخر عزیز دلم

تو خودت را

در لباس های زمستانی ات

دیده ای؟!

⇔⇔⇔⇔

متن بلند ادبی زیبا درباره ی پاییز

آرام شده‌ام

مثل درختی در پاییز

وقتی تمام برگ‌هایش را

باد برده باشد…!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شهر فرنگ ، شعر شهر شهر فرنگه از همه رنگه مرتضی احمدی

متن ادبی زیبا درباره ی باران پاییز

پاییـــز می آیــــد

و درخــت قلبــــم

جای سقـــــوط برگ هایش

عشــق تو را شـــکوفه میــدهد

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی پاییز

این عصرهای پاییزی

عجیب بوی نفس های تو را می دهد

گویی تو اتفاق می افتی

و من دچار می شوم …

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زیبا درباره ی پایان پاییز

و کسی‌ که

تو را دیده باشد

پاییزهای سختی

خواهد داشت …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد گچساران ، شعر درباره شهر گچساران و زاگرس و بلوط لری

متن بلند ادبی زیبا درباره ی پاییز

پاییز آمد و من‎ ‎ساختن لحظات ناب را

بدون تو حرام کرده ام …

چه بهانه های خوبی برای امروز هست

اما تو را ندارم‎ !‎

مثلا خوردن یک ‏لیوان قهوه

در کافه هایِ کنار پیاده رو

کار شراب را می کرد،

اگر دستان تو در دستانم بود!‏‎ ‎

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.