شعر در مورد شراب ، و می و مستی و خوردن شراب ناب انگور

شعر در مورد شراب

شعر در مورد شراب ، شعر در مورد شراب و می و مستی ، شعر در مورد شراب انگور ناب خوردن

شعر در مورد شراب ، شعر در مورد شراب و می و مستی ، شعر در مورد شراب انگور ناب خوردن همگی در سایت پارسی زی. با ما با خواندن این مطلب خواندنی همراه باشید.امیدواریم مورد توجه شما سروران گرامی قرار گیرد.

شعر در مورد شراب

 گویم که ازین شراب اگر محتسبست

دریابد قطره ای به جانی بخرد

⇔⇔⇔⇔

 خواهی که کسی شوی زهستی کم کن

ناخورده شراب وصل مستی کم کن

⇔⇔⇔⇔

چه تنهایی بیکرانی ست در این طلا

ماه شب ها، دیگر آن ماه نیست که آدم نخستین دید.

قرن های شب زنده داران

ماه را سرشار شراب های کهن کرده است.

نگاهش کن

آینه ی توست!

⇔⇔⇔⇔

نام تو

شراب من

سیاره من

نام تو، تمام من.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خودستایی ، خودشیفتگی و غرور بیجا و خودخواهی و عشق

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب

مانند تو آدمی در آباد و خراب

باشد که در آیینه توان دید و در آب

⇔⇔⇔⇔

می ترسم، آن را که دوست می‌دارم بگویم:

“دوستت دارم”

چرا که شراب چون از ساغر

ریخته شود

اندکی از آن کاسته می شود.

⇔⇔⇔⇔

ای که چون رخ می‌نمایی آفتاب آید برون

آن قدر مستی چنان مستی که از چشمت شراب آید برون

⇔⇔⇔⇔

دیگر از یک لیوان نخواهیم خورد

نه آبی، نه شرابی

دیگر بوسه‌های صبحگاهی نخواهند بود

و تماشای غروب از پنجره نیز

تو با خورشید زندگی می‌کنی

من با ماه

در ما ولی فقط یک عشق زنده است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب

گمراه تر ز روح شرابی و دیده را

در شعله می نشانی و مدهوش می کنی

⇔⇔⇔⇔

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی‌ست

که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی‌ست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب و مستی

نام تو مرا همیشه مست می کند

بهتر از شراب

بهتر از تمام شعرهای ناب…!

⇔⇔⇔⇔

می‌ توانستم گیلاسم را تا نیمه از شرابِ کهنه پر کنم

می‌ توانستم یکی‌ از آن آهنگ‌های قدیمی‌ را بگذارم

و آرام آرام خمارِ نوستالژی روزگارِ خوب شوم

می‌ توانستم پا برهنه

کوچه‌های باریکِ باغ را بدوم

می‌ توانستم دامنم را پر از شکوفه‌های یاس کنم

و مست شوم …

مستِ مستِ مست

اما پشتِ این پنجره، رو به دریا نشستم

و برای تو شعر نوشتم

مست شدم …

مستِ مستِ مست.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حضرت علی ، از حافظ و برقعی و سعدی و فردوسی و کودکانه

شعر در مورد شراب و می

دست هایت

خوشه های انگورِ گس

شراب می شود

مست می کند

⇔⇔⇔⇔

مستی شراب هفت ساله دارد

انگور هایش

درخت تاکی

که زیر سایه اش

به من گفتی:

“دوستت دارم”

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب انگور

آتش دوزخ باشد

شراب باشد

تو کنار من باشی

و شیطانی که گولمان بزند!

شب که شد

از بام جهنم خودمان

بهشت دیگران را می‌بینیم…

⇔⇔⇔⇔

 ساقی قدحی شراب در دست

آمد ز شراب خانه سرمست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب عشق

رسیدنت را

برای ماندنت دوست دارم

انگور شیرین است

اما شراب چیز دیگری‌ست.

⇔⇔⇔⇔

 مست گشتم زان شراب آلوده لبهای تنک

مست چون گشتم ندانم، چون تنک بود آن شراب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب خوردن

برخیـــــــز بُتا بیـــــــا ز بهـــــــر دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا به هم نوش کنیم

زان پیش که کوزه ها کنند از گِل ما

⇔⇔⇔⇔

 شراب در دلم و توبه هم، کجاست قدح؟

که دل بشویم از آن توبه شراب آلود

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب ناب

شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر

کاین سر پرهوس شود خاک در سرای تو

⇔⇔⇔⇔

 به نیم گردش آن چشم فتنه رنگ شراب

شکست بر سر من شیشه صد فرنگ شراب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب کهنه

در هر نگهت، مستی صد جامِ شراب است

بیچاره منم من، که در این میکده خواب است

⇔⇔⇔⇔

 از سر مستی نبود امشب خطایم با شراب

بیدماغی شیشه زد بر سنگ گفتم تا شراب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شراب خیام

دلم سودایِ عشقت را، کماکان زیر سر دارد

از این چشمِ خمارآلود، شرابت را نگیر از من

⇔⇔⇔⇔

 به نیم گردش آن چشم فتنه رنگ شراب

شکست بر سر من شیشه صد فرنگ شراب

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بنزین ، شعر درباره صرفه جویی بنزین و شعر طنز بنزین

شعر در مورد شراب و عشق

ای در میان جان‌ها، از ما کنار تا کی؟

مستان شراب نوشند، ما در خمار تا کی؟

ما کشتگان عشقیم، بر خاک ره فتاده

ما را چنین گذاری، در رهگذار تا کی؟

⇔⇔⇔⇔

 مریز آب رخ خود مگر برای شراب

که در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مستی شراب

من با سمند سرکش و جادویی شراب

تا بیکران عالم پندار رفته ام

تا دشت پر ستاره اندیشه های ژرف

تا مرز ناشناخته مرگ و زندگی

⇔⇔⇔⇔

 مریز آب رخ خود مگر برای شراب

که در دو نشأه بود سرخ رو گدای شراب

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شراب انگور

آنهمه شراب یادت رفت

قلبم را مشت ‌کنی

قطره قطره بچکانی

در جامی که دستت بود؟

⇔⇔⇔⇔

 چندان که دل سیاه نماید شراب روز

زنگ از دل سیاه زداید شراب شب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد انگور و شراب

بیا ساقی که من می سوزم از غم

شرابی ده مرا زان کوزه کم کم

⇔⇔⇔⇔

 یاران ز شراب وصل سر مست

مخمو تو از شراب ساقی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شراب عشق

ای چشم تو مست خواب و سرمست شراب

صاحبنظران تشنه و وصل تو سراب

⇔⇔⇔⇔

 بده ساقی شراب ارغوانی

به یاد نرگس جادوی فرخ

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد مشروب خوردن

شاید تو را دیده ام پیش از این

در حالی که لیوان شرابی را بلند می کردی

شاید تو همان گیتاری بودی که درست نمی نواختمت.

⇔⇔⇔⇔

مست از شراب نوشین

جانا بیا و بنشین

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سفر ، شعر کوتاه و عاشقانه سفر عشق و کربلا و حج

شعری در مورد شراب ناب

نان و شراب،

در لب های تو است.

مرا

با بوسه ای تقدیس کن

⇔⇔⇔⇔

 بوسه ای بر کنار ساغر نه

پس بگردان شراب شهدآمیز

⇔⇔⇔⇔

شعر ناب در مورد شراب

بی سر

خواب تو را می بینم

بی پر

به بام تو می پرم.

انگور سیاهم

به بوی دهان تو شراب می شوم.

⇔⇔⇔⇔

 از شراب شوق جانان مست شو

کانچه عقلت می برد شرست و آب

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شراب ناب

بر شرب بی پولک شب

شرابه های بی دریغ باران

در کنار ما بیگانه ئی نیست

در کنار ما

آشنائی نیست

خانه خاموش است و بر شرب سیاه شب

شرابه های سیمین باران

⇔⇔⇔⇔

 جزای تشنه مردن در غریبی

شراب از دست پیغمبر ستاناد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شراب کهنه

قهوه‌ای موها و

شرابی لب‌هایم

برای این شب‌نشینی کافی‌ست

حالا فقط مانده

باد بیاید

حواس روسری‌ام را پرت کند و

پیراهنم را به بازی بگیرد

تا تو

شعر تازه‌ات را

کامل کنی

⇔⇔⇔⇔

 خمار نامرادی هوش بخش است

شراب کامرانی غفلت افزاست

⇔⇔⇔⇔

 روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو

از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ما

⇔⇔⇔⇔

 قوم از شراب مست وز منظور بی نصیب

من مست از او چنان که نخواهم شراب را

⇔⇔⇔⇔

اشعار زیبا در مورد شراب

 باده خور باده به بانک نی و فتوای حکیم

زان که دل درد تو را چاره شراب است، شراب

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سایه ، انسان و آدم و درخت و سایه روشن

 شکوفه هاست درختان زهد را ز شرا

ب نه آن شراب که اشکوفه هاش قی باشد

⇔⇔⇔⇔

 شراب خوار که نامیخت با شراب این آب

کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.