شعر در مورد دل ، گرفتن و شکستن و دلتنگی و دل شکسته عاشق

شعر در مورد دل

شعر در مورد دل ، گرفتن و شکستن و دلتنگی و دل شکسته عاشق

شعر در مورد دل ، گرفتن و شکستن و دلتنگی و دل شکسته عاشق همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد دل

تو را با تپش‌های قلبم سرودم

به این واژه‌ها احتیاجی ندیدم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل شکسته

تپش قلب من این را به پزشکان فهماند

علت بستری ام هست همین کمرویی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل شکستن

دل که بعد از دیدنت دیگر به جایش بند نیست

عقل هم با دیدن چشم تو قدرتمند نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل من

کودکی و تپش قلب زندگی نو

نوجوانی تپش قلب استرس روزمرهای نو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی

دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی

لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل عاشق

چه شود این قلب به تپش بیفتد

تپش قلب چو معجزه عشق بکار بیفتد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی یار

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی

دل بریدن هات حکمت داشت: دلبر داشتی

⇔⇔⇔⇔

مگر عاشقی چه میخواد که قلب اینجور به تپش میفتد

جز نیمه گمشده مگر چیزی هم پیدا میشود که به تبش بیفتد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی برای دوست

تو را دل برگزید و کار دل شک برنمی دارد

که این دیوانه هرگز سنگ کوچک برنمی دارد

⇔⇔⇔⇔

این تبش قلب از کودکی تا پیری

رازیست میون قلب و احساس زندگی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی کربلا

با خنده کاشتی به دل خلق ، “کاش ها”

با عشوه ریختی نمکی بر خراش ها

⇔⇔⇔⇔

من تپش قلب رود را در جریان یک سیلاب یافتم

من تپش قلب روح را در سکوتی فراتر از هر سکون یافتم

من تپش قلب خود را در بستر خواب سر بر بالین با نوازش گوش یافتم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی برای پدر

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است

بغضت ترک‌ترک شدو نشکسته‌ای، بس است

⇔⇔⇔⇔

این تپش قلب مداوم رو برام معنی کن

گم شدن توی هیاهو رو برام معنی کن

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی مادر

هرچند رفته ای و دل از ما گسسته ای

پیوسته پیش چشم خیالم نشسته ای

⇔⇔⇔⇔

قلبم در اشاره ی دستان تو

نفسم از تپش قلب تو

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چرخ گردون ، روزگار و چرخ فلک و چرخش روزگار

شعر در مورد دلتنگی دوست

دل بسته ام به خط و به آن خال … بگذریم

آهو ندیده ای و به هر حال … بگذریم

⇔⇔⇔⇔

آدم های اینجا

هیچکدام شبیه تو نیستند ‏

دلتنگت که می شوم  ‏

چشم هایم را می بندم  ‏

باران را تجسّم می کنم  ‏

تو زلال مهربانی  ‏

مهربان زلالی …‏

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی پدر

نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست

مرا افکنده در تنگی که نام دیگرش دریاست

⇔⇔⇔⇔

و اندوه پیراهنِ بلندی بود

که بعدِ تو به تن کردم

تا آن قدر بر تن ام زار بزند

که شاید مرگ، دل رحم تر از زندگی باشد

و پیراهنِ سفیدی از آستین روزهای اش

برایم بیرون بیاورد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی و تنهایی

ای رفته کم‌کم از دل و جان، ناگهان بیا

مثل خدا به یاد ستمدیدگان بیا

⇔⇔⇔⇔

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو

و اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو

هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن

و آنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی امام زمان

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت

پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

⇔⇔⇔⇔

چنان مشتاقم

ای دلبر به دیدارت

که از دوری

برآید از دلم آهی

بسوزد هفت دریا را.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل

دلم برای تو…آیا دل تو هم تنگ است؟!

صدای هق هقِ… گویا دل تو هم تنگ است!

⇔⇔⇔⇔

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانهٔ ما را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل شکستن

همیشه با دل غمگین و خسته می آیی

قشنگ من! پر دردی ، شکسته می آیی

⇔⇔⇔⇔

احوال دل، آن زلف دوتا داند و من

راز دل غنچه را، صبا داند و من

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حجاب ، اجباری زن + حجاب و عفاف زنان برای کودکان

شعر در مورد دل گرفتگی

دلم گرفته دوباره برای بعضی ها

نمی رود ز سر من هوای بعضی ها

⇔⇔⇔⇔

دلتنگم

و خیال تو

پونه ای خشک است

در دستانم

که هر چه بیشتر خُردش می کنم

عطرش بیشتر زندگی را بر می دارد…

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دل شکستن

دل به غم سپرده ام در عبور سال ها

زخمی از زمانه و خسته از خیال ها

⇔⇔⇔⇔

خبری ده به من ای باد که جانان چون است؟

آن گل تازه و آن غنچهٔ خندان چون است؟

روزها شد که دلم رفت و دران زلف بماند

یارب آن یوسف گم‌گشته بزندان چون است؟

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شکستن دل

الا که از همگانت عزیزتر دارم

شکسته باد دلم، گر دل از تو بردارم

⇔⇔⇔⇔

گفتی:

چه کسی؟

در چه خیالی؟

به کجایی؟

بی تاب توام!

محو توام !

خانه خرابم!

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره شکستن دل

بچین میز قمارت را دل از من روی ماه از تو

بیا بردار بازی کن سفید از من سیاه از تو

⇔⇔⇔⇔

 از اهل دل امروز کسی طالب دل نیست

چون غنچه چرا خون خورم و دل برسانم؟

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دل شکسته

شب سردیست ، دلم دیده تر می خواهد

دل ِ آشفته من از تو خبر می خواهد

⇔⇔⇔⇔

 دل از دل برگرفتن سخت دشوارست یاران را

به آسانی چسان دل دست بردارد ازان پیکان؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دل شکستگی

دلم آشفته ی آن مایه ی ناز است هنوز

مرغ پرسوخته در پنجه ی باز است هنوز

⇔⇔⇔⇔

راه نشاط بر دل دیوانه بسته ایم

ما راه آشنایی بیگانه بسته ایم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حال بد ، دل و حالم بد است مرگ برایم بیاورید

شعر زیبا در مورد دل شکستن

دل ِ من در شبِ گیسوی تو عاشق شد و مرد

عشقِ او قصه ی فردای خلایق شد و مرد

⇔⇔⇔⇔

 هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره ی دل شکستن

به غم کسی اسیرم که ز من خبر ندارد

عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است اینکه گوید بدلی ره است دلرا

دل من ز غصه خون شد،دل او خبر ندارد

⇔⇔⇔⇔

 الغیاث از من دل سوخته ای سنگین دل

در تو نگرفت که خون در دل خارا بگرفت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عاشق دل شکسته

دوش می‌گفت

که فردا بدهم کام دلت

سببی ساز خدایا

که پشیمان نشود.

⇔⇔⇔⇔

 ای ماه روی حاضر غایب که پیش دل

یک روز نگذرد که تو صد بار نگذری

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد دل شکسته

آمدم

از تو ستانم دل نافرمان را،

دیدمت روی و به فرمان تو کردم

جان را …

⇔⇔⇔⇔

 چون تو مستغنی ز دل بودی دل آرایی چه بود

بر دل و جان ناز را چندین تقاضایی چه بود

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد دلتنگی

گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو …

نیست بگو …

راست بگو…

⇔⇔⇔⇔

 در شگفتم که در این مدت ایام فراق

برگرفتی ز حریفان دل و دل می دادت

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد دل گرفتگی

جانم بسوختی و

به دل دوست دارمت…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حرص و طمع ، حرص خوردن و حرص مال دنیا

 حال دل با تو گفتنم هوس است

خبر دل شنفتنم هوس است

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دل گرفتگی

دلتنگی

پیراهن نیست

که عوضش کنی و

حالت خوب شود !

دلتنگی گاهی

پوست تن آدمی ست …

⇔⇔⇔⇔

 دل من در هوای روی فرخ

بود آشفته همچون موی فرخ

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد دلتنگی

از تو برکندن دل

ممکن اگر بود مرا

به تمنای تو…

کی اینهمه جان می‌کندم؟

⇔⇔⇔⇔

 اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند

دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دل گرفتگی

صنما، به دلنوازی نفسی بگیر دستم

که ز دیدن تو بی‌هوش و ز گفتن تو مستم

⇔⇔⇔⇔

بت چینی عدوی دین و دل هاست

خداوندا دل و دینم نگه دار

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره ی دل گرفتگی

ای که گفتی بی‌قراری‌های من بازیگری‌ست

بیقرارم کرده‌ای اما دلت با دیگری‌ست

⇔⇔⇔⇔

 فارغ دل آن کسی که مانند حباب

هم در سر میخانه سرانداز شود

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در باره دل گرفتگی

من ز فکر تو

به خود نیز نمی‌پردازم

نازنینا

تو دل از من

به که پرداخته‌ای؟

⇔⇔⇔⇔

 شد دل آزرده و آزرده دل از کوی تو رفت

با دل پر گله از ناخوشی خوی تو رفت

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره دل گرفتگی

از باد صبا دلم چو بوی تو گرفت

بگذاشت مرا و جستجوی تو گرفت

اکنون ز منش هیچ نمی‌آید یاد

بوی تو گرفته بود خوی تو گرفت.

⇔⇔⇔⇔

تپش قلب من هر دم ببرد نام تو را

دلبرم خود شنوی ناله ی چون فرهادم….

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دلتنگی یار

در بیداری خواب دیدم

آمده ای

می خندی

مهربانی ات نور می پاشد

به دل تاریک و خسته ی من …

⇔⇔⇔⇔

صدای تپش یه قلب عاشق بودو بس

کاشکی اون لحظه ی اول نمیزد

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد دلتنگی یار

تا بر لب تو زمزمه ی عاشقانه هاست

با من هوای غرق شدن در ترانه هاست

عاشق شدن چه حال غریبی ست،خوب من!

لرزیدنِ نگاه و دل و دست و شانه هاست

⇔⇔⇔⇔

بیا و ستاره هامونو دوباره بشناسیم

تا دوباره تپش قلب هامونو به اوج خود برسونیم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره دلتنگی برای دوست

یاد تو حس قشنگی ست

که در دل دارم

تو چه باشی چه نباشی

نگهش می دارم.

⇔⇔⇔⇔

اندکی روشنایی ها و روشن بخشی ها

همه در تپش قلب من است و تنهایی خود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حرف مردم ، و حرف مفت و حرف بیهوده زدن

شعری در مورد دلتنگی دوست

چـون

خیـال تو

درآید به دلم

رقـص کنان

چه خیـالات دگر

مست درآیـد

به میـان

⇔⇔⇔⇔

فکر کردی تپش دل زنفسهای که باید باشد

فکرآنی که دلت سوز نفسهای که باید باشد

⇔⇔⇔⇔

هنوز هم

صدایِ تپش هایِ قلبت را می شنوم

تپش هایی که

خو کرده ام به آنها؛

می شناسم

این تپش ها را؛

قلبت این بار برای که

به صدا در آمده است؟

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.