شعر در مورد صدا ، صدای زیبا و صدای باران و صدای یار و آب و خوش

شعر در مورد صدا

شعر در مورد صدا ، صدای زیبا و صدای باران و صدای یار و آب و خوش

شعر در مورد صدا ، صدای زیبا و صدای باران و صدای یار و آب و خوش همگی در سایت پارس ی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شب رسیده است

و ستارگان سلامی دوباره می کنند

و من در جستجوی صدایی از تو

کهکشان را ورق می زنم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدا

صدای خنده های تو

افتادن تکه های یخ است

در لیوان بهار نارنج!

بخند …

می خواهم

گلویی تازه کنم …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد استاد ، دانشگاه و شاگرد و معلم و استاد خوب و بد

شعر در مورد صدای باران

تو را به ترانه‌ها بخشیدم

به صدای موسیقی

به سکوت شکوفه‌ها

که به میوه بدل می‌شوند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدای زیبا

و تو

آن شعر محالی که هنوز

با دو صد دلهره در حسرت آغاز توام

چشم بگشای و مرا باز صدا کن

ای عشق

که من از لهجه ی چشمان تو 

شاعر بشوم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدای لالایی مادر

نه خودت را دارم

نه دست هایت را

و نه حتی تکه آرامی  از صدایت را

غروب که می شود

یادت را در خودم می ریزم

و دست در دست خیالت

به خیابان می زنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آب ، زلال و روان و آتش و خاک کودکانه

شعر در مورد صدای اذان

چقدر من دیدنت را دوست دارم؛

در خواب

در غروب

در همیشه‌یِ هر جا

هرجایی که بِتوان تو را دید

صدا کرد

و از انعکاس نامت

کیف کرد!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدا

سکوت کرده ام و صدایم

زندانبانِ زنی ست

که می خواهد بگوید:

“دوستت دارم”

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدای خوش

شبیهِ ساحل،

آغوش باز کن،

تا خیالِ دریا بودن کنم!

خدایم باش تا با شعر عبادت ‌شوی!

مجنون بخوان مرا تا قاب بگیرم صدایت را‌!

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد صداقت و راستی

عطر صدای تو دلتنگم می کند

انگار پرتقالی را بارها چیده ام

دوباره بچینم

و منتظر باشم

عده ای برای شکستن شاخه هایم بیایند

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه در مورد صداقت و راستی

غم نام های بسیاری دارد

مرا ببخش که غمگینم

و به هر نامی که صدایم می زنی

گریه ام می گیرد!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد هیچ ، هیچی و هیچ و پوچ بودن دنیا از مولانا

شعری در مورد صدای باران

بگذار دست هایت صورتم را ببوسند و

روی چشم هایم خوابشان ببرد!

بگذار صدایت بزنم،

عزیزم؛

عمرم؛

جانم؛

و به عشقم که رسیدم،

لبخند بزنی و با شیطنت بروی توی لباسم قایم شوی!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره صدای باران

دوستم داشته باش

و هر بار

به اسم کوچکم صدا بزن

مرا “حواصیل” بخوان

پرنده ای که بارها از کوچ جامانده …!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدای باران

عاشق که باشی

چشم هایت را عاشقانه روی دنیا باز می کنی،

صدای قار قار کلاغ ها،

زیباترین سمفونی دنیا را در ذهنت تداعی می کند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صدای بارون

اگر ماه از تو زیباتر بود

هرگز دوستت نمی داشتم

اگر موسیقی

از صدای تو دل انگیزتر بود

هرگز به صدای تو گوش نمی سپردم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بی معرفتی ، دوستان و یار و عشق و فامیل و رفیق و روزگار عاشقانه

شعر در مورد صدا باران

نسیم خنکی

که موهایت را تکان می دهد

صدای من است

بارها از تو می گذرد و

تو او را نخواهی شناخت!

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.