شعر در مورد طایفه ، بابادی و بیرانوند و بزرگان طایفه گرایی

شعر در مورد طایفه

شعر در مورد طایفه ، بابادی و بیرانوند و بزرگان طایفه گرایی

شعر در مورد طایفه ، بابادی و بیرانوند و بزرگان طایفه گرایی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد طایفه

یار این طایفه خانه برانداز مباش

از تو حیف است به این طایفه دمساز مباش

می شوی شهره به این فرقه هم آواز مباش

غافل از لعب حریفان دغا باز مباش

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد طایفه بابادی

خالی ز خود و به دوست باقی

این طرفه که نیستند و هستند

این طایفه اند، اهل توحید

باقی، همه خویشتن پرستند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بشر دوستی ؛ شعر درباره انسان دوستی

شعر طایفه

خیزید به سوی من کشیدش

ای طایفه یاری شما کو

ای سنگ دلان جواب گویید

کان کان عقیق و کیمیا کو

⇔⇔⇔⇔

شعر طایفه عروس

مدتی هست که ما از خم وحدت مستیم

شیشه کثرت این طایفه را بشکستیم

اینکه گویند فنا هست غلط میگویند

تا خدا هست درین معرکه ما هم هستیم

⇔⇔⇔⇔

شعر طایفه داماد

ای طایفه ای که درتان نیست

هیهات که در کدام کارید؟

گر در دل تان غمی نگنجد

بر سینه خسروش گمارید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خوش آمد گویی ، جملات خوش آمدگویی زیبا

شعر طایفه منتظران

عشاق تو در پیش گرفتند بیابان

کان طایفه ده را پس ازین هیچ کسانند

کو محرم رازی؟ که اسیران محبت

حالی بنویسند و سلامی برسانند

⇔⇔⇔⇔

شعر ما طایفه دومادیم

رنج خفت مکش از خلق باظهار کمال

نزد این طایفه بی عیب نبودن هنر است

در چنین عرصه که عامست پرافشانی شوق

مشت خاک تو اگر خشک فرو ماندتر است

⇔⇔⇔⇔

شعر ما طایفه دومادیم جناب خان

مردم همه در شکوه بیکاری خویش اند

سرخاری این طایفه هنگامه ئی گر شد

در خامه تقدیر نگونی عرقی داشت

کاخر خط پیشانی ما اینهمه تر شد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد باغ ، میوه و چای ایرانی و ارم و باغ گل و باغ وحش

شعر در مورد طایفه بیرانوند

درویش مکن ناله ز شمشیر احبا

کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی

بر می شکند گوشه محراب امامت

⇔⇔⇔⇔

شعر ما طایفه دامادیم

زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم

مست و آشفته به خلوتگه راز آمده ای

گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده ست

مگر از مذهب این طایفه بازآمده ای

⇔⇔⇔⇔

شعر ما طایفه عروسیم

خدنگ غمزه خوبان خطا نمی افتد

اگر چه طایفه ای زهد را سپر گیرند

کم از مطالعه ای بوستان سلطان را

چو باغبان نگذارد کز او ثمر گیرند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد بهشت ، گمشده و زیر پای مادران است و بهشت و جهنم

متن شعر طایفه منتظران

تلخست پیش طایفه ای جور خوبروی

از معتقد شنو که شکر می پراکنند

ای متقی گر اهل دلی دیده ها

بدوز کاینان به دل ربودن مردم معینند

⇔⇔⇔⇔

متن شعر ما طایفه عروسیم

طایفه ای سماع را عیب کنند و عشق را

زمزمه ای بیار خوش تا بروند ناخوشان

خرقه بگیر و می بده باده بیار و غم ببر

بی خبرست عاقل از لذت عیش بیهشان

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد طایفه بزرگان

بهر نان بر در ارباب نعیم دنیا

مرو ای مرد که این طایفه نامردانند

آتشی هست که سرگرمی اهل دل ازوست

وینهمه بی خبرانند، که خون سردانند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پدر از دست رفته ، روی سنگ قبر و پدر فوت شده

متن شعر ما طایفه دومادیم

بر هر که نظر می فکنم مست و خراب است

بیداری این طایفه خمیازه خواب است

بی اشک ندامت نبود عشرت این باغ

از خنده گل آنچه بجامانده گلاب است

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.