یکشنبه , 16 می 2021

شعر در مورد کمک به خلق

شعر در مورد کمک به خلق ، شعر درباره کار خیر و کمک به فقرا و خدمت به مردم

شعر در مورد کمک به خلق ، شعر درباره کار خیر و کمک به فقرا و خدمت به مردم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد کمک به خلق

سحر دیدم درخت ارغوانی

کشیده سر به بام خسته جانی

به گوش ارغوان، آهسته گفتم

بهارت خوش که فکر دیگرانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خدمت به خلق خدا

حافظ

«نهادِ نیک تو کامت برآورد

جان‌ها

فدایِ مردم نیکو نهاد باد»

بیشتر بخوانید : شعر در مورد امید ، از حافظ و امیدواری به خدا از سعدی و مولانا و شاملو

شعر در مورد خدمت به خلق

سال ها گذشت،

و هنوز هم نوشته هامان آن قدر زیبا نیست

که بالای سرمان قاب کنیم…

مشق امشب هم، مثل دیشب، مثل هر شب،

دو صفحه تمیز و زیبا می نویسیم؛

“آدمی را

آدمیت لازم است.”

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد خدمت به خلق

بخشنده بودن

بیش از آنکه

توانایی مالی بخواهد

قلب بزرگ میخواهد……

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد کمک به مردم

شنیدم که پیری به راه حِجاز

به هر خُطوه کردی دو رکعت نماز

چنان گرم رو در طریق خدایکه خار مغیلان نکندی ز پای

یکی هاتف از غیبش آواز دادکه ای نیک بخت مبارک نهاد

به احسانی آسوده کردن دلی

بِه از اَلْف رکعت به هر منزلی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آینه ، شکسته و آینه ها عاشقانه از مولانا

شعر در مورد خدمت به مردم

و از صمیم قلب متاسفم

برای همه کسانی

که از ترس آتش جهنم است ،

که به همنوع خود کمک می کنند….

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد خدمت به مردم

در مسیر باد بمان

تا بوی مهربانیت

تسخیر کند این شهرِ

پر از بیهودگی را….

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد خدمت به خلق

یکی خار پای یتیمی بِکَند

به خواب اندرش دید صدر خُجَند

همی گفت و در روضه ها می چمید

کز آن خار بر من چه گل ها دمید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آرامش ، زندگی و دل و دریا و شب با یاد خدا از مولانا

شعر درباره کمک به خلق

تو هرگز رسیدی به فریاد کس

که می خواهی امروز فریادرس؟

که بر جان ریشت نهد مرهمی؟

که دل ها ز ریشت نبالد همی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره خدمت به خلق

چو بینی یتیمی سر افکنده پیش

مده بوسه بر روی فرزند خویش

  یتیم ار بگرید، که نازش خرد؟

و گر خشم گیرد، که بارش برد؟

به رحمت بکن آبش از دیده، پاک

به شفقت بیفشانش از چهره، خاک

اگر سایه ای خود برفت از سرش

تو در سایه خویشتن، پَروَرش

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره خدمت به خلق خدا

انسان

خوشبخت نمی شود

اگر

برای خوشبختی دیگران

نکوشد.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آتش ، عشق و دل و شب و چای و آتش نشانی برای کودکان

شعری درباره خدمت به خلق

ده روز دورِ گردون

افسانه است و افسون

نیکی به جایِ یاران

فرصت شمار یارا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد خدمت رسانی به مردم

نباشد همی نیک و بد پایدار

همان به که نیکی بود یادگار

دراز است دست فلک بر بدی

همه نیکویی کن اگر بخردی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره خدمت به مردم

رحم آوردن به دیگران،

چون باران رحمت است

که از آسمان بر زمین می بارد

و دو چندان باعث خیر و برکت است؛

زیرا هم شخص دارای رحمت را سعادت می بخشد

و هم گیرنده رحمت را به خیر و برکت می رساند.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد همدان ، ادبیات بومی همدان و وصف شهر همدان

شعر درباره کمک به مردم

خوشی زنبور، در گردآوردن نوش گل هاست

و خوشی گل در سپردن نوش خود به زنبور.

برای زنبور، گل، چشمه ای از زندگی است

و گل، زنبور را به دیده پیام آور عشق می نگرد

و داد و ستد شادکامی برای زنبور و گل،

هر دو یک نیاز و نشئه است.

ای مردم! در خوشی های خویش،

چون گل ها و زنبوران باشید.

شعر در مورد کمک به خلق ، شعر درباره کار خیر و کمک به فقرا و خدمت به مردم

مرا آتش صدا کن تا بسوزانم سراپایت

مرا باران صلا ده تا ببارم بر عطش‌هایت

مرا اندوه بشناس و کمک کن تا بیامیزم

مثال سرنوشتم با سرشت چشم زیبایت
.

اگر تو دوست منی

کمک ام کن تا از تو هجرت کنم

اگر تو عشق منی

کمک ام کن تا از تو شفا یابم

.

اگر می ‌دانستم

که دوست داشتن خطر ناک است ، به تو دل نمی ‌بستم

اگر می ‌دانستم

که دریا عمیق است ، به دریا نمی زدم

اگر پایان ام را می ‌دانستم

هرگز شروع نمی ‌کردم

.

چو موج گوهرم یکسر

نفس شد حرف خاموشی

صف رنگ ادب تا نشکند

شوخی کمک کردم

.

ای دهانت تنگ شکر

لعل لب کان نمک

نیستم گر قابل

بسیار از آن باری کمک

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *