متن درباره پدر و برادر ، دوبیتی و شعر برادر خوبم + برادر فوت شده

متن درباره پدر و برادر

متن درباره پدر و برادر ، دوبیتی و شعر برادر خوبم + برادر فوت شده

متن درباره پدر و برادر ، دوبیتی و شعر برادر خوبم + برادر فوت شده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن درباره پدر و برادر

پدرم نمی شه که

تو رو تو شعرها نوشت

شعر من تقدیم تو

ای تو پرچمدار عشق

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پدر و برادر

رفیقم دپرس بود باباش فرستادش سوئیس

چن ماه بمونه ریکاوری کنه برگرده

اونوقت من ۵ دیقه میرم توالت

بابام با لگد میاد تو

میگه ببند شیرآبو

پولش زیاد میشههه…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ضرر ، سیگار و مضرات فضای مجازی و ماهواره و موبایل و پفک و چیپس

شعر درباره پدر و برادر

برادرم پدرم

اصل و فصل من عشقست

که خویش عشق بماند

نه خویشی نسب

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا درباره پدر و برادر

برادر عزیز …

وقتی بهترین دوستانم خیانت کردند

تو برای نجات آمدی

آن زمان بود که فهمیدم

بهترین دوست واقعی من

تو هستی

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد پدر و برادر

اگر خاطرات کودکی ام

روی آسمان شب پخش می شد

تو ستاره درخشان آن بودی

برای همه چیز ممنونم برادر عزیزم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ضرب ، متن شعر برای حفظ جدول ضرب و متن شعر جدول ضرب دو

متن کوتاه در مورد پدر و برادر

آغوشت باز کن ای پدر

ای که آغوش گرمت مرا نوازش می دهد

نگاهم کن ای پدر مثل همیشه

که نور چشمانت مرا هدایت میدهد

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد روز پدر و برادر

قوی ترین کوه زندگیت

مغرورترین رفیق زندگیت

صبورترین صبور زندگیت

بعد پدر برادرِ

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد مرگ پدر و برادر

پدرم روی ماهت

روح و روان بود مرا

مهر تو قوت تن

قوت جان بود مرا

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دنیا ، نامرد و پوچی دنیا و دنیاطلبی و دنیاپرستی

شعر درباره پدر برادر

برادر مثل هر پسری

که نزدیک توست، نیست

برادر بهترین دوست است

ممکن است

از تو بزرگ تر یا کوچک تر باشد

اما اهمیتی ندارد،

او بهترین دوست توست

⇔⇔⇔⇔

متن کوتاه درباره پدر و برادر

اومدم به بابام میگم

امروز ۹ کیلومتر دویدم برگشت

گفت ماشالا مردم دکتر مهندس تربیت کردن

ما اسب تحویل اجتماع دادیم

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پدر ومادر وخواهر وبرادر

داداش که داشته باشی…

یکی هست که وقتی ناراحتی

تنها امیدت اینه

که اون باورت داره

و منتظر شندن حرفاته

بیشتر بخوانید : شعر در مورد هرات ، اشعار محلی هراتی و شعر و دوبیتی به لهجه هراتی

متن در مورد فوت پدر و برادر

تو ای مولای خانه

یک عشق جاودانه

از آن نام تو پیداست

پدر نام تو زیباست

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پدر و مادر و برادر

داداشی سنگ صبورم

داداشی راه غرورم

داداشی باتو همیشه

از همه غم ها به دورم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پدر و برادر

زنگ خونه رو زدم،

بابام از پشت آیفون میگه: تنهایی؟

میگم: نه! خونه محاصره است.

بهتره تسلیم شیم بابا!

هیچی دیگه نمیزاره برم خونه حداقل…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پاکیزگی شهر ، و بهداشت محیط و هوای پاک و زمین پاک

شعر در مورد فوت پدر و برادر

خواهر کوچک تو بودن

به من این حق را می دهد

که آزارت دهم

و لحظه به لحظه سرت نق بزنم!

و برادر بزرگ بودن من،

تو را مسئول می کند

که من را تحمل کنی

بدون توجه به هرچیز دیگر

دوستت دارم برادر

متن درباره پدر و برادر ، دوبیتی و شعر برادر خوبم + برادر فوت شده

برادر، کوه غرور خواهر است، وقتی برادر باشد دلت قرص است که کسی هست که هوایت را داشته باشد، حتی اگر پدر نباشد برادر برایت پدری خواهد کرد.

⇔⇔⇔⇔

پدر یعنی: کسی که ” نمی توانم” را زیاد در چشمش دیدیم ولی هرگز از زبانش نشنیدیم.

پدر یعنی همان دستی که وقت ترس و گریز شانه هایت را می فشارد

⇔⇔⇔⇔

برادر جان نمی دونی چه دلتنگم

نمی دونی برادرجان چه غمگینم

نمی دونی برادرجان

گرفتار کدوم طلسم و نفرینم

نمی دونی چه سخته در به در بودن

مثل توفان همیشه در سفر بودن

⇔⇔⇔⇔

پدرم کسی است که هر وقت می‌گوید:«درست می‌شود» تمام نگرانی‌هایم به یک باره رنگ می‌بازد.

پدر یعنی :وقتی بعد غذا یه مشت دارو میخوره ، می فهمی چقدر درد داره اما هیچ چی نمیگه…

⇔⇔⇔⇔

برادر جان نبودت درد و زارم

بدان خسته شدم سنگینه بارم

زمان و هجر تو کوبیده قلبم

پناهی نیست جز پروردگارم

جاسم ثعلبی

⇔⇔⇔⇔

در نه با سخن که با همان مهربانی، با همان لبخندهای امیدوار و با همان چشمان صاف و زلال همیشه به من می‌گفت دوستت دارم.

⇔⇔⇔⇔

برادر است دیگر…

گاهی برای مسیر قدم زدنش

مغز مرا انتخاب می کند!

⇔⇔⇔⇔

و وقتی میفهمی نصف موهای سفیدش به خاطر غصه های تو هستش ، دلت میخواد بمیری.

پدر یعنی: اونی که کف تموم شهرو جارو میزنه که زن و بچه اش کف خونه کسی رو جارو نزنه.

⇔⇔⇔⇔

پشت حرف های یک برادر …

پشت نوازش ها …

سرزنش ها …

پشت تمام نگاه های معنی دارش …

پشت سکوتش …

پشت لبخند های پراز رازش …

عشقی است پنهان تر از تمام محبت های دنیا

⇔⇔⇔⇔

در زمستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از سرماست

در تابستان صورت پدرم سرخ بود همه گفتن از گرماست

هیچکس نگفت سرخی صورت پدرم از سیلی روزگار است…

⇔⇔⇔⇔

اونی که داداش نداره مثل کسیه که بدون سلاح به جنگ میره!

سلامتی همه ی داداش ها که تا هستن مثل کوه پُشت مونن : )

⇔⇔⇔⇔

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو…

تو کجایی پدرم…؟!

آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو…

بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا…

آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو…

جانِ من حرف بزن!

امر بفرما پدرم.

آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو…

کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست

آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو…

پدر ای یاد تو آرامش من…!

امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!

جانِ من زود بیا

بغلم کن پدرم…!

آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو…

به خدا دلتنگم!

رو به رویم بِنِشینی کافیست

همه دنیا به کنار…

گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم

آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..

⇔⇔⇔⇔

ای برادر ای تمام هستی ام

ای برادر ای نگارمستی‌ام

ای برادر ای که هم مادر بدی و هم پدر

ای که در عمرت بدی خونین جگر

از چه گویم از دلت یا از سرت

یا که از درد تمام پیکرت

پیکرت ریش ریش شد ریش ریش شد

جان مولا جان من آتیش شد

ای برادر با رفتنت پشتم شکست

روح از تنت رفت و جانم ز تن برفت

ای برادر رفتی و تنها گذاشتی ما را

جان مولا این چه کاری بود ما را

این چه رسمی بود کرد با ما روزگار

پدر رفت و برادر هم برفت

پدر گر رفت برادر بود جایش

برادر رفت ولی هیچکس نیست جایش

محمد احمدپور دارنجانی

⇔⇔⇔⇔

مرامنامه دریا را روح وسیع پدر به تحریر می‌‏آید؛ آن هنگام که ابرهای دلتنگی، پنجره‏‌های خانه را باران می‏‌پاشند.

⇔⇔⇔⇔

نیمه نانی را

با هم

دو نیمه کردیم

بی آنکه

سخن از برادری گفته باشیم

تا

تعبیر رقص گندمزار باشد

در فضیلت خواب‌ها

و نگاه خود را

پرواز دادیم

به دنبال هر پرنده‌ای

تا در مسیر آن

زندگی را سرابی نبینیم

“ناهید عباسی”

⇔⇔⇔⇔

پیشانی حاجی شهر ، پینه بسته

دستان پدرم نیز همینطور !

بزرگتر که شدم ، تازه فهمیدم ..

پدرم با دستانش نماز می خواند …

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.