متن در مورد جنگل مه آلود ، متن کوتاه درباره جنگل و تنهایی و عشق + هوای مه آلود

متن در مورد جنگل مه آلود

متن در مورد جنگل مه آلود ، متن کوتاه درباره جنگل و تنهایی و عشق + هوای مه آلود

متن در مورد جنگل مه آلود ، متن کوتاه درباره جنگل و تنهایی و عشق + هوای مه آلود همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد جنگل مه آلود

خسته‌تر از آنم که لیوانی چای

آرامم کند

آغوش گرم ترا می‌خواهم

در جنگلی ناشناس

وقتی که “آسمان”

از لا‌به‌لای شاخه‌ها سرک می‌کشد …

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل مه آلود

ساحل دریا پر از گودال است

جنگل پر از درختانی که دلباخته‌ی پرندگانند

برف بر قله‌ها آب می‌شود شکوفه‌های سیب

آنچنان می‌درخشند که خورشید شرمنده می‌شود

شب روز زمستانی است

در روزگاری گزنده من در کنار تو ای زلال زیبارو شاهد

این شکفتنم شب برای ما وجود ندارد

هیچ زوالی بر ما چیره نیست

تو سرما را دوست نداری حق بابهار ِ ماست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خیال ، متن زیبا درباره خیال پردازی و خیال تو + خیال راحت و آسوده

شعر در مورد جنگل مه آلود

نمی شود که بهار از تو سبزتر باشد

گل از تو گلگون تر امید از تو شیرین تر نمی شود

پاییز فضای نمناک جنگلی اش

برگ های خسته ی زردش غمگین تر

از نگاه تو باشد نمی شود

که تو باشی، من عاشق تو نباشم

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل مه آلود

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل مه آلود

بی بوسه هم

به قلب تو

ره می توان سپرد؛

ازکوچه باغ جنگلی ی

پشت گردنت…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تسلیت گفتن ، شعر کوتاه درباره سوگ و مرگ عزیزان و دوست از حافظ

شعر در مورد جنگل مه آلود

جنگل است یک ثروت ملی بحفظش کوش کن

حرف من باشد زدل ایجان من تو گوش کن

گرچه میراثی بود از رفـته گان این وطن

در امانت دایمت، اندک نظــر بر دوش کن

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل مه آلود

در دلم

اندوه

هزار جنگل

بی برگ

پاییزیست…

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل مه آلود

نگاهت را هنوز از روی عینکم پاک نکرده ام

و ته کفش هایم هنوز یک تکه از جنگل حضور دارد !

من هنوز خوابهای سفید می بینم و فکرهای کهنه ای دارم …

می دانم اشتباه کردم نباید عاشقت می شدم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قهر ، متن و شعر در مورد قهر با خدا + شعر آشتی کنان از حافظ

شعر در مورد جنگل مه آلود

دست‌های تو سبزینگیِ جنگل‌ شمال

گیسوان من سیاه گردبادی از جنوب در تمنایِ وزیدن

و گریختن در تمنایِ گریختن و وزیدن

و آسمان گواه ستارگان دل‌ باختگانی بی‌ ریشه

در خاک و آفتاب گواهِ ما که محال نیست

جاودانگی در آغوش عشق

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل مه آلود

با تو رودم با تو ساحل با تو باد

با تو یک دشت مصفا می شوم

با تو باران با تو جنگل با تو کوه

با تو شب را تا ثریا می شوم

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل مه آلود

بوی جنگل،

بوی باران میدهی

بوی شالیزار گیلان میدهی

بوی خاک شسته با دست خدا

بوی پرواز هَزاران میدهی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آشتی ، متن آشتی با رفیق و آشتی کنان و نامه آشتی از حافظ

شعر در مورد جنگل مه آلود

پیله‌های بسیاری دیده‌ام

آویزان از درختی در جنگل‌های دور افتاده

بر لبه‌ی پنجره رها در جوب‌های خیابان .

هرچه فکر می‌کنم اما یک پروانه

بیشتر در خاطرم نیست

مگر چندبار به دنیا آمده‌ایم

که این همه می‌میریم ؟

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد جنگل مه آلود

نه منت دریا را می کشم

نه بی تابی ِ جنگل را می کنم

همه را برای تو می آورم …

اگر تو به ارتفاع چوبی

این سقف قناعت کنی یقین،

دنیا را درون کلبه ای جای داده ام

بی آنکه هیچ جغرافیایی از حقیقت

به اندازه آغوش تو خبر داشته باشد

⇔⇔⇔⇔

متن درباره جنگل مه آلود

میان جنگل های کاج

هر نیمکت خالی

می تواند جای تو باشد

و اینجا چقدر

نیمکت خالی هست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جشن قرآن ، شعر قرآنی و متن سخنرانی و سرود جشن شکرگزاری قرآن

شعر در مورد جنگل مه آلود

گیسوی سپید آبشارانت کو؟

سرسبزی دشت و کوهسارانت کو؟

ای جنگل خسته از ستمهای تبر

بر تشنگی کویر بارانت کو؟

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.