متن در مورد زمستون ، عاشقانه و برف + متن کوتاه ادبی درباره پایان زمستان

متن در مورد زمستون

متن در مورد زمستون ، عاشقانه و برف + متن کوتاه ادبی درباره پایان زمستان

متن در مورد زمستون ، عاشقانه و برف + متن کوتاه ادبی درباره پایان زمستان همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد زمستون

برف ببارد

یا باران

برای باور زمستان

همین جای نبودنت

کافی ست !…

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد زمستون و برف

به یمنِ

حضورش زمستان م

بهاران ست

اِسفند…

بیشتر بخوانید :  شعر در مورد سکوت ، در برابر ظلم و تلخ مولانا و فروغ می کنم خاموشی و تنهایی

متن در مورد زمستون عاشقانه

گاهی پیش می آید

که دلت یک اتفاق خوب می خواهد.

اتفاقی که از روزمرگی نجاتت دهد.

اتفاقی که حالت را خوب کند.

حتا حاضری در هوای یخ زده ی زمستان پیاده قدم بزنی.

به هوای اینکه آفتابی بتابد و تو را گرم کند.

نمی دانی چه می خواهی!

فقط می گویی منتظر یک اتفاق تازه هستی .

به ترنمی دلبسته می شوی

و روزی هزار بار با گوش جان آن…

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد برف زمستون

مثل آبگیری زمستانی

که از مهاجرت آخرین دُرنا،

تازه آرام شده چنان با تنهایی ام

کنار آمده ام که انگار اتفاق نیافتاده ای !

و مثل فوج فوج آدم های بی معنی

از پیش تنهایی ام رد شده ای

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد زمستون

در انتهای زمستان و ابتدای بهار مرور می‌کنمت‌!

تو را چو شاخه یک گل نه خشک …

تازه و سبز! درست در صفحه‌ی خوب آرزوهای کتاب زندگی‌ام

دخیل می‌بندم خدا کند که بدانی چقدر دلتنگم خدا کند

که ببینی چقدر دلگیرم در این مسیر بلند

چه فرصت خوبی‌ست دوباره رد شدنت

چه عیدی خوبی‌ست دوباره آمدنت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ذات خراب و بد و لعنت بر ذات خراب از حافظ و سعدی و مولانا

متن در مورد دختر زمستونی

عشق قصه‌ای بود

که مادر بزرگ شب‌های زمستان برایم می‌بافت:

یکی از رو، دو تا از زیر،…

بالاپوشی که هیچ‌گاه گرمم نکرد

⇔⇔⇔⇔

متن کوتاه در مورد زمستون

زمستان آمده است

خسته ام میخوابم بهار که آمد

پیله ام را می‌شکافم

تا با پرهای خیس

دوباره عاشقت شوم

⇔⇔⇔⇔

متن قشنگ در مورد زمستون

آرامم شکل تورهای کتان لباس‌های خواب

شکل یک آباژور کم نور در سالنی متروک آرامم

شکل چمدان لباس‌های زمستانی

شکل یک رومیزی که هزاربار در ماشین لباس‌‌شویی

شسته شده روی بند خشک شده روی میز پهن شده

آرامم شکل مدادهای سفید مدادرنگی‌ها

آرامم و به اشک‌هایم کاری ندارم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ساز ، تار و سه تار و آواز و ساز زدن از حافظ و مولانا

متن در مورد دختر زمستون

زمستان است و من شنیده ام

روزها کوتاه تر میشوند ولى . . .

نمیدانم چرا دارند این روزها

هى بلندتر میشوند، بى تو !…

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد زمستون

آغوش تو که باشد،

-مهربانی اش را می گویم

– زمستان را هم به سخره می گیرم …

بی هیچ ترس و تردیدی

از این همه سرمایی

که حتی نفس در سینه

می خشکاند

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد زمستان و برف

نیامدی…

زمستان شد!

زمستان ماند!

نبودنت

طولانی ترین فصل است…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شراب ، و می و مستی و خوردن شراب ناب انگور

متن در مورد زمستان و برف عاشقانه

قهوه ات را بنوش بی دغدغه ی فردایی

که آمدنش را هیچ تقویمی تضمین نکرده است !

قهوه ات را بنوش و فکر کن از گندمزارهای دیروز چه مانده است؟

از باغ های سیب شهریور؟ از شکوفه های انار؟

قهوه ات را گرم بنوش بی خیال فصلی که در راه است دیگر

زمستان چه می تواند بکند

با برگ هایی که طعم پاییز را چشیده اند

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد زمستان و برف

روزهای بارانی را بیشتر دوست دارم!

انگار مهربان تر می شوی و من همان هستم!

هوا که سرد می شود دلشوره می گیری

نگران می شوی مثل زمستان پشت پنجره

گاهی مغرور و مهربان لبخند می زنی!

و من مثل یک فنجان چای گرم عادی ام

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی در مورد زمستان و برف

بیا بهار را از همه این سال ها کم کنیم

تو که خوب می دانی آفتاب از میان پلک هایت آغاز می شود

و آن چند تار موی سفید زمستان من است

حالا بیا باران را بهانه کنیم

با نامه ها فال بگیریم خیس گریه شویم

اصلا بیا تمام این حرف ها را فراموش کنیم

همه چهارشنبه ها که در راهی من ذکر می خوانم

شاید صبح شنبه را تو آغاز کنی!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سلام ، سلامتی و سلام بر عشق و صبح بخیر

متن کوتاه در مورد زمستان و برف

عشق تو

تصاویر بهارانه ی چالوس

پر دلهره مانند

زمستان هراز است…

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.