شعر در مورد جاده برفی ؛ شعر درباره سفید برفی و شعری برای روز برفی - پارسی زی
شعر برای تولد خودم در اینستا ، متن برای تولد خودم در اینستا به انگلیسی

شعر برای تولد خودم در اینستا ، متن برای تولد خودم در اینستا به انگلیسی

شعر برای تولد خودم در اینستا شعر برای تولد خودم در اینستا ، متن برای تولد خودم در اینستا به انگلیسی همگی در سایت پارسی …

کپشن تبریک تولد دوست ، متن تبریک تولد عاشقانه طولانی برای دوست

کپشن تبریک تولد دوست ، متن تبریک تولد عاشقانه طولانی برای دوست

کپشن تبریک تولد دوست کپشن تبریک تولد دوست ، متن تبریک تولد عاشقانه طولانی برای دوست همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل …

شعر در مورد جشن قرآن ، شعر قرآنی و متن سخنرانی و سرود جشن شکرگزاری قرآن

شعر در مورد جشن قرآن ، شعر قرآنی و متن سخنرانی و سرود جشن شکرگزاری قرآن

شعر در مورد جشن قرآن شعر در مورد جشن قرآن ، شعر قرآنی و متن سخنرانی و سرود جشن شکرگزاری قرآن همگی در سایت پارسی …

شعر در مورد جاده برفی

شعر در مورد جاده برفی ؛ شعر درباره سفید برفی و شعری برای روز برفی

شعر در مورد جاده برفی ؛ شعر درباره سفید برفی و شعری برای روز برفی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد جاده برفی

برف می بارید و ما آرام،

گاه تنها، گاه با هم، راه می رفتیم.

چه شکایت های غمگینی که می کردیم،

یا حکایت های شیرینی که می گفتیم.

هیچکس از ما نمی دانست

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز.

هم نمی دانست کاین راه خم اندر خم

بکجامان می کشاند باز.

شعر از شاملو

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف برف

سرود برفی گنجشگکی خرد

مرا با خود به دنیای دگر برد

دوباره جیک جیکی کرد و آن گاه

میان برف ها ناگهان مرد

شعر در وصف برف زمستان

برف باریده بر این جاده و جایت خالی‌ست

دست در دست من اما رد پایت خالی‌ست

محسن مظلومی

⇔⇔⇔⇔

جمله در وصف برف

من از اجاق زمستان هنوز پر برفم

نخواستی که بدانی دلیل سرمایم

روشنک آرامش

⇔⇔

شعر در مورد برف پاییزی

آن یکی دیوانه در برفی نشست

همچو آتش برف می‌خورد از دو دست

آن یکی گفتش چرا این می‌خوری

چیزی الحق چرب و شیرین می‌خوری

گفت چکنم گرسنه دارم شکم

گفت از برف آن نگردد هیچ کم

گفت حق را گو که می‌گوید بخور

تا شود گرسنگیت آهسته تر

هیچ دیوانه نگوید این سخن

می‌خورم نه سر پدید این را نه بن

گفت من سیرت کنم بی نان شگرف

کرد سیرم راست گفت اما ز برف

عطار

اهنگ در وصف برف

برف می‌بارید و ما آرام

گاه تنها، گاه با هم، راه می‌رفتیم

چه شکایت‌های غمگینی که می‌کردیم

یا حکایت‌های شیرینی که می‌گفتیم

هیچ کس از ما نمی‌دانست،

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز…

مهدی اخوان ثالث

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در وصف برف

به شادی مردم اعتماد مکن برف

تا می‌باری نعمتی

چون بنشینی به لعنت‌شان دچاری

چیزی در سکوت می‌نویسی

همه‌مان را گرفتار حکمت خود می‌کنی

ما که سفید‌خوانی‌های تو را خوب می‌شناسیم

تو چقدر ساده‌ای که بر همه یکسان می‌باری

تو چقدر ساده‌ای که سرنوشت بهار را روی درخت‌ها

می‌نویسی

که شتک‌ها هم می‌خوانند

آخر ببین چه جهان بدی شد

آفتاب را

داور تو قرار داده‌اند

و تو با پایی لرزان به زمین می‌نشینی

پیداست که می‌شکنی برف

تا قَدرت را بدانند

با سنگریزه و خرده شیشه فرود آ

فکر می‌کنم سرنوشت مرا جایی دیده‌ای برف

آب شو

آب شو! موسیقی منجمد!

و بیا و ببین

رنج را تو کشیدی

به نام بهار

تمام می‌شود

محمد شمس لنگرودی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد برف پاییزی

پشت کاجستان؛ برف

برف، یک دسته کلاغ

جاده یعنی غربت

باد، آواز، مسافر و کمی میل به خواب

می نویسم؛ و دو دیوار و چندین گنجشک

یک نفر دلتنگ است…

سهراب سپهری

شعری زیبا در وصف برف

دلم یک زمستانِ سخت می‌خواهد

یک برف

یک کولاک

به وسعت تاریخ

که ببارد

که ببارد…

و تمام راه‌ها بسته شوند

و تو چاره‌ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در وصف برف

من انتظار نداشتم

با این برف محض

رو به رو شوم

من انتظار نداشتم

با این عشق محض

رو به رو شوم

این مرغان خفته در لعاب کاشی‌ها

به ما اعلام می‌کنند

این عشق محض

در آن

برف محض آب می‌شود…

احمدرضا احمدی

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف بارش برف

به من نگاه کن

درست به چشم‌هایم

می‌دانم که تازه از زیر چتر برگشته‌ای

می‌دانم که وقت نمی‌کنی دلت برایم تنگ شود

ولی من از دلتنگی تمام وقت‌ها برگشته‌ام

برادران بارانی‌ام

که زیر چتر

خواهران برفی‌ام

که بی‌چتر

دارم به شهر شما دست می‌کشم

دارد از وقت‌هایی که ندارید

صدای دورترین سرودهای جهان می‌آید

هیوا مسیح

شعر در مورد برف پاییزی

و رفته‌ای و راه‌ها را برف پوشانده است،‏

باید به کومه کلمات خودم برگردم

ماهی، علف، آفتاب، پرنده، سنگ، ستاره، انتظار، رود

و من، همه، هرچه، هر چه که هست،‏

همه ما فقط حسرت بی‌پایان یک اتفاق ساده‌ایم

که جهان را بی‌جهت جور عجیبی جدی گرفته‌ایم

(بگذار اینجا‏

یک ستاره بگذارم،‏

حرفم ادامه دارد.)

*

فراموشی، فراموشی، فقط فراموشی سرآغاز سعادت آدمی‌ست!‏

سیدعلی صالحی

⇔⇔⇔⇔

جمله فلسفی در مورد برف

برف می‌بارد به روی خار و خارا سنگ

کوه‌ها خاموش

دره‌ها دلتنگ

راه‌ها چشم انتظار کاروانی با صدای زنگ

بر نمی‌شد گر ز بام کلبه‌ای دودی

یا که سوسوی چراغی گر پیامی‌مان نمی‌آورد

ردّپا‌ها گر نمی‌افتاد روی جاده‌ها لغزان

ما چه می‌کردیم در کولاک دل آشفته دمسرد؟!

سیاوش کسرایی

⇔⇔⇔⇔

کپشن برف برای اینستا انگلیسی

نگاه کن که چه برفی می‌بارد

شاید حقیقت آن دو دست جوان بود

آن دو دست جوان که زیر بارش یک‌ریز برف مدفون شد

و سال دیگر

وقتی بهار با آسمان پشت پنجره همخوابه می‌شود و در تنش فوران می‌کنند

فواره‌های سبز ساقه‌های سبک‌بار

شکوفه خواهد داد ای یار، ای یگانه‌ترین یار

فروغ فرخزاد

متن کوتاه زمستانی برای استوری

دنیا کوچک‌تر از آن است

که گم شده‌ای را در آن یافته باشی

هیچ کس اینجا گم نمی‌شود

آدم‌ها به همان خونسردی که آمده‌اند

چمدانشان را می‌بندند

و ناپدید می‌شوند

یکی در مه

یکی در غبار

یکی در باران

یکی در باد

و بی‌رحم‌ترین‌شان در برف

آنچه به جا می‌ماند

ردّپایی است

و خاطره‌ای که هر از گاه پس می‌زند

مثل نسیم سحر

پرده‌های اتاقت را

عباس صفاری

آخرین بروز رسانی در : یکشنبه 16 آبان 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.