متن در مورد تولد پسر بچه ، متن تبریک تولد مادر به پسر + تبریک تولد پسر بچه

متن در مورد تولد پسر بچه ، متن تبریک تولد مادر به پسر + تبریک تولد پسر بچه

متن در مورد تولد پسر بچه متن در مورد تولد پسر بچه ، متن تبریک تولد مادر به پسر + تبریک تولد پسر بچه همگی …

پیام تسلیت رسمی برای همکار ، متن پیام تسلیت درگذشت همکار فرهنگی

پیام تسلیت رسمی برای همکار ، متن پیام تسلیت درگذشت همکار فرهنگی

پیام تسلیت رسمی برای همکار پیام تسلیت رسمی برای همکار ، متن پیام تسلیت درگذشت همکار فرهنگی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …

متن در مورد شیر مردان ، شیر مرد + متن لاتی درباره شیر بودن و شیر زخمی

متن در مورد شیر مردان ، شیر مرد + متن لاتی درباره شیر بودن و شیر زخمی

متن در مورد شیر مردان متن در مورد شیر مردان ، شیر مرد + متن لاتی درباره شیر بودن و شیر زخمی همگی در سایت …

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

شعر در مورد چشم از فاضل نظری ؛ عاشقانه ترین اشعار فاضل نظری در مورد چشم

شعر در مورد چشم از فاضل نظری ؛ عاشقانه ترین اشعار فاضل نظری در مورد چشم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

همچنان صیاد را صحرا به صحرا می کشند
آهوان مست، جور چشم او را می کشند

زیر بار عشق، قامت راست کردن ساده نیست
موج ها باری گران بر دوش دریا می کشند

قصه ی انگشتری بی مثلم اما بی نگین
دوستان از دست من شرمندگی ها می کشند

قامتم هر قدر رعناتر شود، خورشید و ماه
سایه ام را بیشتر بر خاک دنیا می کشند

شرک موری بود بر سنگ سیاهی در شبی!
چشم های ما فقط «رنج» تماشا می کشند

⇔⇔⇔⇔

شعر تولد از فاضل نظری

این رقص موج زلف خروشندهء‌ تو نیست
این سیب سرخ ساختگی، خندهء تو نیست

ای حُسنت از تکلّف آرایه بی نیاز
اغراق صنعتی است که زیبندهء تو نیست

در فکر دلبری ز من بی‌نوا مباش
صیدی چنین حقیر، برازندهء‌ تو نیست

شب‌های مه گرفته‌ مرداب بخت من
ای ماه! جای رقص درخشنده‌ء تو نیست

گمراهی مرا به حساب تو می‌ نهند
این کسر شأن چشم فریبندهء تو نیست

ای عمر! چیستی که به هرحال عاقبت
جز حسرت گذشته در آینده‌ء تو نیست

حتما بخوانید: شعر در مورد چشمان یار ، زیبا + چشمان سبز و سیاه و قهوه ای 

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی

ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

رد پایی تازه از پشت صنوبرها گذشت

چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

سایه‌ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

باد پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان

عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم

سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

⇔⇔⇔⇔

شعر فاضل نظری از درباره تنهایی

مرگ در قاموس ما از بی‌وفایی بهتر است
در قفس با دوست مردن از رهایی بهتر است
قصه‌ی فرهاد دنیا را گرفت ای پادشاه
دل به‌دست آوردن از کشورگشایی بهتر است
تشنگان مهر محتاج ترحم نیستند
کوشش بیهوده در عشق از گدایی بهتر است
باشد ای عقل معاش‌اندیش، با معنای عشق
آشنایم کن ولی ناآشنایی بهتر است
فهم این رندی برای اهل معنا سخت نیست
دلبری خوب است، اما دلربایی بهتر است
هر کسی را تاب دیدار سر زلف تو نیست
اینکه در آیینه گیسو می‌گشایی بهتر است
کاش دست دوستی هرگز نمی‌دادی به من
آرزوی وصل از بیم جدایی بهتر است …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

آسمان روی زمین بود و نمیـــدانستم

آبی چشم شما سر به هوا کرد مرا

حتما بخوانید: شعر در مورد چشم از حافظ ؛ اشعار زیبا و عاشقانه حافظ در مورد چشم 

شعر فاضل نظری درباره دوست

«من عاشقم و جناب خان نام من است
تنها سندم این دل ناکام من است
گر وقت به تلخی گذرد باکی نیست
شیرینی عمر یاد احلام من است»

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

یک نگاهت به من آموخت که در حرف زدن

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه فاضل نظری کوتاه

به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لب‌هایم
هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند: نشد!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

من کزین فاصله غارت شده ی چشم تو ام

چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم .

حتما بخوانید: شعر در مورد چشم از شاملو ؛ گلچینی از اشعار شاملو در مورد چشم 

شعر عاشقانه پاییزی فاضل نظری

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ ام را شب طوفانی گرداب گرفت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

دلهای سنگ را به نگاهی طلا کنی

این کیمیاگری هنر چشمهای توست

حتما بخوانید: شعر برف فاضل نظری ؛ برف برای همه زیبا نیست و شعر در مورد درخت و برف

شعر دلربایی از فاضل نظری

گوشه ی چشم بگردان و مقدر گردان
ما که هستیم در این دایره ی سرگردان؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چشم از فاضل نظری

چشمان تو غنائم جنگی ست بی گمان

با من کمی بجنگ که این هم غنیمت است

⇔⇔⇔⇔

شعر از فاضل نظری

عشق رازی ست که تنها به خدا باید گفت
چه سخن ها که خدا با من تنها دارد

حتما بخوانید: شعر من و آینه ، شعر آینه فریدون مشیری و فاضل نظری + آینه زندگی و تنهایی

شعر در مورد ماه از فاضل نظری

اشراق چشمان تو هنگامی که می تابد

دیوانه خواهد کرد حتی سهروردی را …

آخرین بروز رسانی در : پنج شنبه 4 آذر 1400
کپی برداری از مطالب سایت با ذکر نام پارسی زی و لینک مستقیم بلا مانع است.