شعر در مورد فقیر و ثروتمند ؛ مجموعه اشعار شاعران در مورد فقیر و ثروتمند
تبریک به مناسبت تولد پدر ، فوت شده و پدر شوهر + جمله زیبا به مناسبت تولد پدر
تبریک به مناسبت تولد پدر تبریک به مناسبت تولد پدر ، فوت شده و پدر شوهر + جمله زیبا به مناسبت تولد پدر همگی در …
شعر نیما یوشیج در مورد مرگ و گلچین اشعار زیبا نیما یوشیج درباره مرگ
شعر نیما یوشیج در مورد مرگ شعر نیما یوشیج در مورد مرگ ؛ گلچین اشعار زیبا نیما یوشیج درباره مرگ همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …
اس ام اس دوستانه عاشقانه ، پیامک های عاشقانه دوستانه و محبت آمیز
اس ام اس دوستانه عاشقانه اس ام اس دوستانه عاشقانه ، پیامک های عاشقانه دوستانه و محبت آمیز همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب …
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
شعر در مورد فقیر و ثروتمند ؛ مجموعه اشعار شاعران در مورد فقیر و ثروتمند همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
راه فقرست ای برادر فاقه در وی رفتنست
وندرین ره نفس کش کافر ز بهر کشتنست..
سوزنی را پای بند راه عیسی ساختند
حب دنیا پای بندست ار همه یک سوزنست
هیچ دانی از چه باشد قیمت آزاده مرد
بر سر خوان خسیسان دست کوته کردنست
بر سر کوی قناعت حجرهای باید گرفت
نیم نانی میرسد تا نیم جانی در تنست
گر ز گلشنها براند ما به گلخنها رویم
یار با ما دوست باشد گلخن ما گلشنست
ای سنایی فاقه و فقر و فقیری پیشه کن
فاقه و فقر و فقیری عاشقان را مسکنست
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد نیازمندی
آنقدر جنس گرانست نتوانی بخری
خط فقر رو به فرارست چه توانی بخری
قیمت سکه و ارزاق همه روبه فلک
شیر و ماست خانه و مسکن نتوانی بخری
بوی خوش را تو دگر بار فراموش نما
آنقدر عطر گرانست نتوانی بخری
دل اگر پر زغم و ناله فراوان داری
دل شاد و لب خندان که توانی بخری
دل بدست آر و مبادا دلی را شکنی
دل چو بشکست دریغا نتوانی بخری
حتما بخوانید: شعر در مورد ثروتمند و فقیر + شعر در مورد ثروتمندان و فقر و ثروت
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
خانه های آن کسانی می خورد در بیشتر
که به سائل می دهند از هر چه بهتر، بیشتر …
فقر نبود باد را از خاک خفتان دوختن
فقر چبود؟ بود را از بود عریان داشت
از برای زاد راه اندر چراگاه صفا
پیش جانان جان بیجان خوان بینان داشتن
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد کودکان فقیر
ما آبروی فقر و قناعت نمیبریم
با پادشه بگوی که روزی مقدر است
حتما بخوانید: جملات زیبا در مورد فقر و ثروت ، متن ادبی و تکان دهنده درباره فقر و گرسنگی
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
از فقر نشان نگر که در عود آمد
بر تن هنرش سیاهی دود آمد
بگداختنش نگر چه مقصود آمد
بودش همه از برای نابود آمد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد اختلاف طبقاتی
وی که در شدت فقری و پریشانی حال
صبر کن کاین دو سه روزی به سرآید معدود
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
امتحان کن فقر را روزی دو تو
تا به فقر اندر غنا بینی دوتو
صبر کن با فقر و بگذار این ملال
زانک در فقرست عز ذوالجلال
سرکه مفروش و هزاران جان ببین
از قناعت غرق بحر انگبین
صد هزاران جان تلخیکش نگر
همچو گل آغشته اندر گلشکر
ای دریغا مر ترا گنجا بدی
تا ز جانم شرح دل پیدا شدی…
حتما بخوانید: متن در مورد ثروتمند و فقیر ، شعر و جملات زیبا درباره فقر و گرسنگی
شعر فقر
فضای کلبهی فقر آن قدر صفا دارد
که پادشاه جهان رشگ بر گدا دارد
بخشت زیر سر و خواب امن و کنج حضور
کسی که ساخت سر سروری کجا دارد
دلی که جا به دلی کرد احتیاج کجا
به کاخ دلکش و ایوان دلگشا دارد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
تجلیگه خود کرد خدا دیده ما را
در این دیده در آیید و ببینید خدا را
خدا در دل سودا زدگانست بجویید
مجویید زمین را و مپویید سما را
گدایان در فقر و فناییم و گرفتیم
به پاداش سر و افسر سلطان بقا را
بلا را بپرستیم و به رحمت بگزینیم
اگر دوست پسندید پسندیم بلا را
طبیبان خداییم و به هر درد دوائیم
به جایی که بود درد فرستیم دوا را
مبندید در مرگ و ز مردن مگریزید
که ما باز نمودیم در دار شفا را
گدایان سلوکیم و شهنشاه ملوکیم
شهنشاه کند سلطنت فقر گدا را
حجاب رخ مقصود من و ما شمایید
شمایید مبینید من و ما و شما را
صفا را نتوان دید که در خانه فقرست
در این خانه بیایید و ببینید صفا را
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
متن درباره فقیر و ثروتمند
فقر ظاهر مبین که حافظ را
سینه گنجینه محبت اوست
حتما بخوانید: شعر در مورد فقر ، فقر فرهنگی و کودکان فقیر و بدبختی و بی پولی + فقیر و غنی
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
ای بینوا که فقر تو تنها گناه تست
در گوشهای بمیر که این راه راه تست
این گونه گداخته جز داغ ننگ نیست
وین رخت پاره دشمن حال تباه تست
در کوچههای یخ زده بیمار و دربدر
جان میدهی و مرگ تو تنها پناه تست
باور مکن که در دلشان میکند اثر
این قصههای تلخ که در اشک و آه تست
اینجا لباس فاخر و پول کلان بیار
تا بنگری که چشم همه عذرخواه تست
در حیرتم که از چه نگیرد درین بنا
این شعلههای خشم که در هر نگاه تست
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد پول و ثروت
برای لقمهای نان چون گدایان
مریز از روی فقر ای میهمان آب
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد فقیر و ثروتمند
تو سرو سبزی و سرت تا ابد بالاست
نه موریانه و آتش حریف ریشه ی ماست
اگرچه زخم تبر نقش قامت ماست
خود این نشانه ی آزادگی و عزت ماست
دیدم تو را کنار خیابان که خستهای
در انتظار دست ترحم نشستهای
دیدم به زیر چادر خود آب میشوی
وقتی اسیر خسته مرداب میشوی
مرداب فقرِ حاشیه از مرگ بدتر است
این یک تراژدیست غم از جنس دیگر است
شیطان بریده نان شبت را نشسته است
گویا به روی غمت چشم بسته است
مدیون دست خالی سردت نمیشوم
مجذوب چشم خیره عادت نمیشوم
مغرور از کنار تو هی رد نمیشوم
مانند گرگ گله منم بد نمیشوم
احساس میکنم که وجودم شکسته است
در چارچوب قاب دلم غم نشسته است…
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد پول و رفیق
پاهایمان را به اندازه کدامین
گلیم نداشته دراز کنیم
وقتیکه خانه قحطی زده مان
شالوده سُستی از فقر دارد…
حتما بخوانید: شعر در مورد ثروت ، اندوزی و عشق و ثروتمند و فقیر + ثروت واقعی
شعر در مورد نابرابری
من تو را میبینم
استخوانی و پوست
به گدایی رفتهای
بر در دشمن و دوست
من تو را میبینم
تشنه لب در باران
آنکه نان میدهدت
نان تو در کف اوست
خاک تو سفره تو
سفره تو از کیست
سفره دنیا پر
سفره تو خالیست
همه جا منتظرند
همه کس میپرسد
ناجی شرق کجاست
آنکه جنس خود ماست
ناجی شرق تویی
ناجی شرق منم
من که با دیدن تو
همه جا میشکنم…

