شعر در مورد راه ، عشق رفتن و راه درست و خوشبختی و جاده

شعر در مورد راه

شعر در مورد راه ، شعر در مورد راه عشق ، شعر در مورد راه خوشبختی ، شعر در مورد راه جاده

شعر در مورد راه عشق را رفتن ، شعر در مورد راه خوشبختی و جاده همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم با خواندن این مطلب به ما نمره قبولی دهید و این مطلب مورد توجه شما قرار گیرد.

شعر و متن در مورد راه عشق

به انگشت هایت بگو

لب های مرا ببوسند ..

 به انگشت هایت بگو

راه بیفتند روی صورتم

توی موهام ..

قدم زدن در این شب گرم

حالت را خوب می کند ..

گل من!

گاهی نفس عمیق بکش و

نگذار تنم از حسودی بمیرد ..

⇔⇔⇔⇔

ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی

به تو از تو راه جویم به نشان بی‌نشانی

⇔⇔⇔⇔

ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید    !

می توان از تو فقط دور شد و آه کشید

⇔⇔⇔⇔

از گندمزارها که می گذرم

دست ام به خوشه هاست

دلم با تو

از خیابان که می گذرم

یاد تو با من است

چشم ام به چراغ راهنما

راه که می روم با منی

کندتر از من قدم برمی داری

زودتر از من

به خانه می رسی.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چشم عسلی ؛ متن و جملات عاشقانه و زیبا و پروفایل چشم عسلی

شعر در مورد راه

یاد باد آنکه ترا در دل کس راه نبود

کسی از عشق من و حسن تو آگاه نبود

⇔⇔⇔⇔

چقدر زیبایی وقتی مرا متهم می کنی

که دوستت ندارم!

چقدر این وقت ها عاشقت هستم!

وای که چقدر عزیز می شوی در دلم،

وقتی می گویی:

اگر دوستت دارم ثابت کنم!

خب…

تنها یک راه بلدم؛

بوسه!

می شود همین حالا بخواهی ثابت کنم!؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه درست

اوضاع رو به راه نباشد چه می کنیم؟

توی بساط آه نباشد چه می کنیم؟

⇔⇔⇔⇔

با چشم نمی‌بیند یا راه نمی‌داند

هر کو به وجود خود دارد ز تو پروایی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه رفتن معشوق

من اینجا بس دلم تنگ است !

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی‌برگشت بگذاریم

⇔⇔⇔⇔

نمی دانم

می آمدی یا می رفتی

فقط چیزی در قلبم فرو ریخت

نمی دانم

می آمدی یا می رفتی

عبورت، حضوری ماندگار بود

خورشید از پشت

پلکهایت درخشید

و در ادامه ی راهم

طلوع کردی!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه عشق

روزی از راه آمدم اینجا ساعتش را درست یادم نیست

دیدم انگار دوستت دارم علّتش را درست یادم نیست

⇔⇔⇔⇔

ای لبانـــم بــــوسه گاه  بوسه‌ات،

خیــره چشمانــم به راه بوسه‌ات…!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه درست

من کمی بیشتر از عشق تورا می فهمم

عشق راه و روشِ بچه دبستانی هاست

⇔⇔⇔⇔

تنهایی

خیابانی است

که با تو

از آن عبور می کنم

اما

در میان راه

دستم را رها می کنی

و من می مانم وُ

بوق ممتدی

که گوش زندگی ام را

کر می کند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه خوشبختی

 شبیه مردی با چارچرخه ای بیکار

 پر از کلافگی چهار راه مولوی ام

⇔⇔⇔⇔

پاهایم که رو به راه شود،

زخم هایش اگر خوب شود،

دوباره راه می افتم

عشق

مرا از تمام سربالایی های نیامدنت

بالا می برد!

من این پیچ و خم های

به تو نرسیدن را هم

دوست دارم… .

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راهنمایی و رانندگی

در دام تــوأم ، نیست مـــرا راه گـریــــزی

من عاشق ایــن دام و تو صیّاد ، کجایی ؟

⇔⇔⇔⇔

آفتاب،

پشت پنجره

در انتظار پلک گشودن،

پرنده،

در انتظار پرواز

و عشق

در انتظار بوسیدن و

 نوازش تو ست.

گوش به راهم،

تا با “عزیزم” تو،

روزی دیگر بیاغازم.

بیدار شو گل من!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راههای پیشگیری از ایدز

من‌که در بندم کجا ؟ میدان آزادی کجا ؟

کاش راه خانه‌ات این‌قدر طولانی نبود

⇔⇔⇔⇔

من با چشمان تو

اندوه آزادیِ هزار پرنده ی بی راه را

گریسته بودم

و تو

نمی دانستی…

بیشتر بخوانید : متن زیبا و جملات زیبا و عکس نوشته و حدیث و شعر در مورد چهل سالگی تولد و انقلاب

شعر در مورد راه و جاده

خوبِ من! حیف است حال خوبمان را بد کنیم

 راه رود جاری احساسمان را سد کنیم

⇔⇔⇔⇔

من راه خانه‌ام را گم کرده‌ام ری‌را

میان راه فقط صدای تو نشانیِ ستاره بود

که راه را بی‌دلیلِ راه جسته بودیم

بی‌راه و بی‌شمال

بی‌راه و بی‌جنوب

بی‌راه و بی‌رویا.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راه راست

کوه بودم همه‌ی عمر و نمی‌ دانستم

راه بستن به صدا سنگدلی می‌ خواهد

⇔⇔⇔⇔

اشتباه می‌کنند بعضی‌ها

که اشتباه نمی‌کنند!

باید راه افتاد،

مثل رودها که بعضی به دریا می‌رسند

بعضی هم به دریا نمی‌رسند.

رفتن، هیچ ربطی به رسیدن ندارد

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد راهیان نور

صد هزاران راه را بیراهــه می پیموده ام

حال امّا کفشِ ایمــان را ببین پـــا کرده ام

⇔⇔⇔⇔

کسی از غیبتِ پنهانِ ستاره به دریا نمی‌رسد

ما سکوتِ سختِ‌ این همه راه را

به دندان شکسته‌ایم

پس تو … تنفسِ ناتمامِ من

کی، کی پروانه خواهی شد

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره راهیان نور

چون واگنی فرسوده در راه آهنی خالی

از من چه باقی مانده جز پیراهنی خالی؟

⇔⇔⇔⇔

به یاد سلام تو،

لبانم همیشه ترند

و در انتظار گام‌هایت

چشمانم را در امتداد کوچه

وجب به وجب کاشته ام..!

ای ساده ترین!

از کدامین خیال عبور می کنی؟

راهی را نشانم بده

برای تو سبز مانده ام..!

⇔⇔⇔⇔

شعری زیبا در مورد راهیان نور

نرم نرمک بهار در راه است… تو دلت را تکانده ای آیا؟

مطمئنی که سبز خواهی شد؟ در زمستان نمانده ای آیا؟

⇔⇔⇔⇔

همه ی راه ها

که با پا پیموده نمی شوند.

دستت را به من بده

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره راهیان نور

داشتم خواب شفایی ابدی می دیدم

که تو از راه رسیدی مرض مادرزاد

⇔⇔⇔⇔

تو شبیه دیگران نیستی

دیگران حرف می زنند،

راه می روند،

نفس می کشند.

تو نه حرف می زنی

نه راه می روی

و نه

می گذاری نفس بکشم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تولد دختر ، عکس و متن و جمله زیبا در مورد تولد دخترم

شعر در مورد راه رفتن کودک

چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز

بر شکوه سفر آخرتم، افزودند

⇔⇔⇔⇔

بعد از رفتنت

نسبت به هر چیزی دلهره دارم!

به باز شدن در

زنگ تلفن

پیامک گوشی

صدای آشنا

نم باران

راه همیشگی 

دلهره هایی که

هیچ کدامشان

تو نیستی..!

بعد از رفتنت

نسبت به هر چیزی دلهره دارم!

به باز شدن در

زنگ تلفن

پیامک گوشی

صدای آشنا

نم باران

راه همیشگی 

دلهره هایی که

هیچ کدامشان

تو نیستی..!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه رفتن

من پریشانم که راه خانه را گم کرده ام

من پریـــ … یا نه ، پس از تو شانه را گم کرده ام

⇔⇔⇔⇔

مرا برای روز مبادا کنار بگذار!

مثل مسافرخانه ای متروکه ام

در جاده ای سوت و کور

یک روز

خسته از راه می رسی و

جز آغوش من

برایت پناهی نیست.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه رفتن کودک

میان بیشه ی شیران هاشمی امشب

غزال عرصه ی ایمان ز راه آمده است

⇔⇔⇔⇔

از پوستم

صدای تو می تراود

بر پاهای تو راه می روم

با چشم تو شعر می نویسم

من که ام

به جز تو

که در رگ و پوستم نهانی و

نام مرا به خود داده ای

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره راه رفتن

کسی مسافرِ این آخرین قطار نشد

کسی که راه بیندازمش سوار نشد!

⇔⇔⇔⇔

اگر آمدی

به دلت بد راه نده

شهر همان شهر است

کوچه همان کوچه

خانه همان خانه

فقط من کمی مرده‌ام!…

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره راه رفتن

نمانده راه زیادی، کنار قبرستان

پیاده میشوم آقا… همین بغل، لطفا

⇔⇔⇔⇔

در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم

اصلن به تو افتاد مسیرم که بمیرم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی راه عشق

ای سنگفرش راه که شبهای بی سحر

تک بوسه های پای مرا نوش کرده ای

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سی سالگی ، شعر تولد سی سالگی فروغ و شاملو و حسین پناهی

می شود در همین لحظه

از راه برسی و

جوری مرا در آغوش بگیری

که حتی عقربه ها هم

جرات نکنند

از این لحظه عبور کنند!؟

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه عشق

ترس در جام دلم ریخت، در این راه اگر…؟

یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد

⇔⇔⇔⇔

ماه

از شبی که

این پیراهن سفید را

بر تن پنجره کرده ام

راه اتاقم را گم کرده است

مثل من 

که تو را گم کردم

درست از روزی که

آن توری سفید چین دار را تنت کردند!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه درست

عهد تو “سایه” و “صبا” گو بشکن که راه من

رو به حریم کعبه ی “لطف اله” کردن است

⇔⇔⇔⇔

فصلی در راه است

با اشک هایی که

هنوز بر گونه ی خیابان نیفتاده

خشک می شوند!‏

و عشق

پنهانی ترین

رازِ پاییز‎ ‎‏ است.‏

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه در مورد راهنمایی و رانندگی

دین راهگشا بود و تو گمگشته ی دینی

تردید کن ای زاهد اگر اهل یقینی

⇔⇔⇔⇔

 بند کند چشمشان که راه نبینند

راه الهیست نیست راه هوایی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چراغ راهنمایی و رانندگی

گفتم اگر که عاشقی ات پیشه هست و راه

رسوا چو عشق بر سر بازار می شوی

⇔⇔⇔⇔

 ای راه نمای از می و منزل چو شوی مست

نی راه به خود دانی و نی راه نمایی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد راهنمایی رانندگی

هزار درد مرا، عاشقانه درمان باش

هزار راه مرا، ای یگانه پایان باش

⇔⇔⇔⇔

 گه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشت

گه ز راه شاهد آید گه ز راه اسب و زین

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راهنمایی و رانندگی

با گریه سر به سنگ بزن در تمام راه

ای رود سر به زیر! همین است زندگی

⇔⇔⇔⇔

هر قدم کاندر راه آن سرو خرامان برگرفت

دیده خاک راه او دامان به دامان برگرفت

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه در مورد راهنمایی رانندگی

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار

به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت

⇔⇔⇔⇔

گمراهیت به بادیه های کج افگند

تو راه راست گیر و رو، ار هست راه کج

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه و جاده

من به راه کج و بی راهه گرفتار شدم

چه کنم راه رسیدن به خدا مسدود است

⇔⇔⇔⇔

مرو به قول مخالف به هرزه راه حجاز

وگرنه راه نیابی به پرده عشاق

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره راه راست

رفیق راهی و از نیمه راه می گویی

وداع با من بی تکیه گاه می گویی

⇔⇔⇔⇔

ز راه میکده یاران عنان بگردانید

چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف راهیان نور

آرزو داری که دیگر بر نگردم پیش تو

راه من با اینکه طولانیست حرفش را نزن

⇔⇔⇔⇔

سنگ راه هیچ کس از خاکساری نیستیم

زیر پای رهنوردان راه همواریم ما

⇔⇔⇔⇔

شعری در وصف راهیان نور

این ستاره به همه راه نشان می داده ست

حال نوبت که رسیده ست به ما یادش نیست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جانان ، شعر و متن زیبا در مورد جانان و شعر جان و جانان

نیست در دیده حیرت زده مطلب را

راه ما نه از راه تمنا نگرانیم ترا

⇔⇔⇔⇔

شعر آیت الله نوری همدانی در وصف راهیان نور

نمی رنجم اگر کاخِ مرا ویرانه می خواهد

که راه عشق ، آری ، طاقتی مردانه می خواهد   !

⇔⇔⇔⇔

استادگی است قبله نما را دلیل راه

حیرت نشان به راه خدا می دهد مرا

⇔⇔⇔⇔

شعر راه

باید ازمن شوی این حرف من لجباز است

کج مکن راه که از راه دگر می آیم

⇔⇔⇔⇔

واماندگان قافله راه کعبه ایم

از کاینات، دل به خدا بسته ایم ما

⇔⇔⇔⇔

شعر راه بی پایان

مرا راه گلو ای بغض غم، وا می کنی یا نه

برایم چاره ای جز گریه پیدا می کنی یا نه

⇔⇔⇔⇔

لشکر بیگانه را در کشور ما راه نیست

ملک ما زیر و زبر از شهسوار دیگرست

⇔⇔⇔⇔

شعر راه پنهانی میخانه نداند

برای خیانت هزار راه هست

ولی هیچکدام به اندازه

تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست

⇔⇔⇔⇔

راه عدم نرفت کس از رهروان خاک

چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را

⇔⇔⇔⇔

شعر راهیان نور

خبرت هست؟ که از خویش خبر نیست مرا

گذری کن که زغم راه گذر نیست مرا

⇔⇔⇔⇔

راه خداپرستی ازین دلشکستگی است

اقلیم خود پرستی از آن راه دیگر است

⇔⇔⇔⇔

شعر راه نیک بختی

فکر نکنید هر کس که از راه رسید

هر کس که با شما خندید

هر کس که چند صباحی گیر داد و پیگیر شد

می تواند رفیق شما باشد…

رفاقت جریانی ست توی خون آدم

که یکباره می جوشد،

وقت هایی که بداند بودنش لازم است،

همین به موقع بودن،

چگونه بودن؛

می شود اصالتِ یک رفاقت…

⇔⇔⇔⇔

بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل

بی روی توام، نه عقل بر جاست، نه دل

این غم، که مراست کوه قافست، نه غم

این دل، که تراست، سنگ خاراست، نه دل

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد راه خوشبختی

با آنکه دلم از غم عشقت خون است

شادی به غم توام ز غم افزونست

اندیشه کنم هر شب و گویم : یا رب

هجرانش چونین است ، وصالش چون است ؟

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.