شعر در مورد شجاعت ، زن و مرد و امام حسین و امام علی کودکانه

شعر در مورد شجاعت

شعر در مورد شجاعت ، شعر در مورد شجاعت زن و مرد ، شعر در مورد شجاعت امام حسین و امام علی ع

شعر در مورد شجاعت ، شعر در مورد شجاعت زن و مرد ، شعر در مورد شجاعت امام حسین و امام علی ع در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

لیکن چه توان کرد که قوت نتوان کرد

با گردش ایام به بازوی شجاعت

دل در هوست خون شد و جان در طلبت سوخت

با این همه سعدی خجل از ننگ بضاعت

⇔⇔⇔⇔

در شجاعت شیر ربانیستی

در مروت خود کی داند کیستی

در مروت ابر موسیی بتیه

کآمد از وی خوان و نان بی‌شبیه

⇔⇔⇔⇔

خودت نگاهم کن

که نخواستنت

شجاعت خواست، نداشتم

منطق خواست، نداشتم

عقل هم خواست، که نداشتم!

⇔⇔⇔⇔

از هیبت قدر بنهادند رو به جبر

وز بیم رهزنان نگزیدند رهبری

آری جنون ساعه شرط شجاعت است

با مایه خرد نکند هیچ کس نری

تا باخودی کجا به صف بیخودان رسی

تا بر دری چگونه صف هجر بردری

ای دل خیال او را پیش آر و قبله ساز

قانع مشو از او به مراعات سرسری

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت

محبوب من

از دوست داشتنم می ترسد

از داشتنم می ترسد

از نداشتنم هم می ترسد!

با این همه اما

مبادا گمان کنید مرد شجاعی نیست

وطنش بودم اگر

به خاطر من می جنگید

و مادرش اگر

بخاطر من جان  …

من اما

هیچ کسش نیستم

من

هیچ کسش هستم!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حماقت ، مردم و بشر از حافظ و سعدی و مولانا و شاملو

 نه ای گر تیغ چو بین وز شجاعت جوهری داری

چرا یک ره ز خود ای بیجگر بیرون نمی آیی؟

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت کودکانه

وقتی شهامت دوست داشتن او را نداشته باشی

دیر یا زود سر و کله یک فرد شجاع پیدا خواهد شد!

⇔⇔⇔⇔

 ختم شد زان سان که مردی و شجاعت بر علی

ختم خواهد شد بر او مردی ز شاهان زمان

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت امام حسین

 اندر سخاوت به جای خورشید

وندر شجاعت به جای بهرام

⇔⇔⇔⇔

 تو شاخ آن درختی کاندر زمانه بود

برگش همه شجاعت و بارش همه سخا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت امام علی

 از ابلهیست نی شجاعت

گر جاهل از خرد نترسد

⇔⇔⇔⇔

 به میدان مکن در شجاعت سبق

به مجلس مکن در سخاوت سرف

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت زن

 چشم بد دور صورتی دارد

که شجاعت ازو همی بارد

⇔⇔⇔⇔

 این چنین قلعه محمود جهاندار گرفت

به دلیری و شجاعت نه به مکر و نیرنگ

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت مرد

در قصر شجاعت و سخاوت

از رای رفیع تست بنیاد

⇔⇔⇔⇔

 جلالت ابدی با تو چون شجاعت جفت

سعادت ازلی با تو چون سخات عدیل

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت برای کودکان

 بر شجاعت پیشه ننگ است از تهور دم زدن

حرف جوهر برنیاید از زبان شمشیر را

⇔⇔⇔⇔

 به جود باطل کردی سخاوت حاتم

به تیغ باطل کردی شجاعت رستم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت علی

 لیکن چه توان کرد که قوت نتوان کرد

با گردش ایام به بازوی شجاعت

⇔⇔⇔⇔

 آنکه در مردی شجاعت باشدش زیر رکاب

وانکه در رادی سخاوت باشدش زیر نگین

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد شجاعت

 بی نیاز از ناز تعویذم که مردان را بس است

حرز بازوی شجاعت جوهر شمشیرها

⇔⇔⇔⇔

 از جود تو سخاوت حاتم شده هبا

وز زور تو شجاعت رستم هدر شده

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد شجاعت

 از شجاعت نیست با نامرد گردیدن طرف

روی گردانیدن اینجا حمله مردانه است

⇔⇔⇔⇔

 هم سخاوت را کمالی هم بزرگی را جمال

هم شجاعت راجلالی هم شریعت را شعار

⇔⇔⇔⇔

شعری کودکانه در مورد شجاعت

 چون شجاعت نبود، تیغ کند کار نیام

جوهری مردی اگر هست، عصا شمشیرست

⇔⇔⇔⇔

 شجاعت تو همی بسترد ز دفترها

حدیث رستم دستان و نام سام سوار

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حج ، رفتن و نرفتن و حاجی و عمره و حج واجب و تمتع و امام حسین

شعر درباره شجاعت امام حسین

 مسلم است شجاعت بر آن کسی صائب

که پیش تیر حوادث سپر نخواسته است

⇔⇔⇔⇔

 همه مردی آموختی و شجاعت

جهان گشتن و تاختن چون سکندر

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شجاعت حضرت علی

 در شجاعت آدمی هر چند چون رستم بود

می شود چون زال عاجز در نبرد احتیاج

⇔⇔⇔⇔

 ایا شجاعت را گرد بازوی تو طواف

ایا مروت را گرد مجلس تو مدار

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد شجاعت

 جلوه گاه دل عاشق ز فلک بیرون است

در صف پیش بود هر که شجاعت دارد

⇔⇔⇔⇔

 شجاعت از هنر و بازوی تو گیرد نام

مروت از سیر و همت تو گیرد هنگ

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد شجاعت

 ای بسا رزم که مردی سپر انداختن است

به شجاعت همه جا دست بدر نتوان کرد

⇔⇔⇔⇔

وگر شجاعت باید دلش بروز وغا

فزون زدشت فراخست و مه ز کوه کلان

⇔⇔⇔⇔

یک شعر در مورد شجاعت

 آسمان از سپر انداختگان است اینجا

در چنین معرکه ای تیغ شجاعت چه کند؟

⇔⇔⇔⇔

 برزمگه چه نماید؟ شجاعت و مردی

ببزمگه چه نمایه؟ سخاوت و احسان

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره شجاعت

 نمی باید سلاحی تیز دستان شجاعت را

که در سرپنجه خصم است شمشیری که من دارم

⇔⇔⇔⇔

 ای به صلابت سمر وی به سیاست مثل

وی به شجاعت علم وی به مهابت نشان

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف شجاعت

 کنم گلگونه روی شجاعت شیرمردان را

درین بستانسرا چون تیغ اگر آبی به جو دارم

⇔⇔⇔⇔

 از علی علم و شجاعت سوی امت ظاهر است

روشن و معروف و پیدا چون نهار، ای ناصبی

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف شجاعت حضرت علی

 بی شجاعت کار نگشاید بزرگان را به حلم

در مقام بردباری تیغ در چنگ است کوه

⇔⇔⇔⇔

مزن لاف شجاعت ور زنی آنگه که در میدان

عدم شمشیر دل یابی فنا شبدیز جان بینی

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف شجاعت حضرت ابوالفضل

 آن تیغ آبدار شجاعت که حزم او

بر گرد روزگار کشید آهنین حصار

⇔⇔⇔⇔

 سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

که دور شاه شجاع است می دلیر بنوش

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف شجاعت علی

 جوهر تیغ شجاعت بود از چین جبین

ذوالفقاری بود عالمسوز روز کارزار

⇔⇔⇔⇔

 داور دین شاه شجاع آن که کرد

روح قدس حلقه امرش به گوش

⇔⇔⇔⇔

شعری در وصف شجاعت

 جوهر تیغ شجاعت، ابر دریای کرم

سایه لطف خدا عباس شاه نوجوان

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثمر ، درخت بی ثمر و شعر در وصف عشق بی ثمر

قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع

که نیست با کسم از بهر مال و جاه نزاع

⇔⇔⇔⇔

اشعار در وصف شجاعت حضرت عباس

 جوهر تیغ شجاعت شاه عباس، آن که هست

نور عالمگیری از سیمای اقبالش عیان

⇔⇔⇔⇔

جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد

ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت

 ایا شجاعت را نوک نیزه تو پناه

ایا شریعت را تیغ تیز تو معیار

⇔⇔⇔⇔

 مظهر لطف ازل روشنی چشم امل

جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت کودکانه

کفست و نخیزد ازو سخا و کرم

همان دلست نجنبد درو شجاعت ها

⇔⇔⇔⇔

 دارای دهر شاه شجاع آفتاب ملک

خاقان کامگار و شهنشاه نوجوان

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت حضرت قاسم

 در هند کمال جود موجود آمد

صد کوکبه شجاعت و جود آمد

⇔⇔⇔⇔

 شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دین منصور

که جود بی دریغش خنده بر ابر بهاران زد

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت عباس

 بی شجاعت نیست کو صف بشکند

آنکه خود را بشکند نعم الشجاع

⇔⇔⇔⇔

 شجاع نیست مگر عاشقی که جان بخشد

شود صحیح که گردد بتیغ عشق جریح

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت امام حسین ترکی

 جنونست شجاعت میندیش و درانداز

چو شیران و چو مردان گذر کن ز غری ها

⇔⇔⇔⇔

 همی بکشتی تا در عدو نماند شجاع

همی بدادی تا در ولی نماند فقیر

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حضرت عباس ، علیه السلام فارسی و ترکی برقعی و لطیفیان

شعر شجاعت حضرت عباس ترکی

 عاقبت بینی مکن تا عاقبت بینی شوی

تا چو شیر حق باشی در شجاعت لافتی

⇔⇔⇔⇔

شجاع امشب که وصل دوست داری جان سپردن

به علاج محنت هجران فردا مردن است امشب

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه شجاعت

 در زندان جهان را به شجاعت بکنیم

شحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم

⇔⇔⇔⇔

در زندان جهان را به شجاعت بکنیم

شحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم

زنگیان شب غم را همه سر برداریم

زنگ و رومی چه بود چون به وغا یستیزیم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت

 آری جنون ساعه شرط شجاعت است

با مایه خرد نکند هیچ کس نری

⇔⇔⇔⇔

از ابلهیست نی شجاعت

گر جاهل از خرد نترسد

خود سر نبدست آن خسی را

کز عشق تو پا کشد نترسد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شجاعت کودکانه

 خارش همه شجاعت و شاخش همه سخا

رسته به آب رحمت و حکمت برو رطب

⇔⇔⇔⇔

شیر بگفت مر مرا نادره آهوی برو

در پی من چه می‌دوی تیز که بردرانمت

زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی

گوش به غیر زه مده تا چو کمان خمانمت

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت حضرت قاسم ترکی

 میمون شجری بود پر از شاخ شجاعت

بیخش به زمین شاخش بر گنبد اخضر

⇔⇔⇔⇔

گفتمش تو غم مخور پا اندرون نه مردوار

تا کند پاکت ز هستی هست گردی ز اجتبا

عاقبت بینی مکن تا عاقبت بینی شوی

تا چو شیر حق باشی در شجاعت لافتی

⇔⇔⇔⇔

شعر در شجاعت حضرت عباس

 آن را که چون چراغ بدی پیش آفتاب

از کافران شجاعت پیش شجاعتش

⇔⇔⇔⇔

میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها

چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تری‌ها

خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت

که تا جمله نیستان نماید شکری‌ها

جنونست شجاعت میندیش و درانداز

چو شیران و چو مردان گذر کن ز غری‌ها

که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست

چرا باید حیلت پی لقمه بری‌ها

ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی

وگر حرص بنالد بگیریم کری‌ها

⇔⇔⇔⇔

شعر شجاعت حضرت عباس در جنگ

 آنکه با علم و شجاعت چو قوی داد عطاش

به رکوع اندر بفزود سوم فضل: سخاش

⇔⇔⇔⇔

آنکه با علم و شجاعت چو قوی داد عطاش

به رکوع اندر بفزود سوم فضل: سخاش

هر خردمند بداند که بدین وصف، علی است

چون رسید این همه اوصاف به گوش شنواش

⇔⇔⇔⇔

شعر از شجاعت حضرت عباس

 همه داده گردن به علم و شجاعت

وضیع و شریف و صغارو کبارش

⇔⇔⇔⇔

آن را که چون چراغ بدی پیش آفتاب

از کافران شجاعت پیش شجاعتش

آن را که همچو سنگ سر مره روز بدر

در حرب همچو موم شد از بیم ضربتش

⇔⇔⇔⇔

شعر های شجاعت حضرت عباس

 شجاعت تو که مرآت نصرت و ظفر است

در او به صورت رستم عیان شود تمثال

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خورشید ، درخت و ماه پشت ابر و دریا کودکانه از مولانا

میمون شجری بود پر از شاخ شجاعت

بیخش به زمین شاخش بر گنبد اخضر

برگش همه خیرات و ثمارش همه حکمت

زان برگ همی بوی و از آن یار همی خور

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شجاعت حضرت عباس

 از شجاعت نیست آلودن به خون حیض تیغ

هر که از نامرد رو گردان شود مغلوب نیست

⇔⇔⇔⇔

خارش همه شجاعت و شاخش همه سخا

رسته به آب رحمت و حکمت برو رطب

آتش دراو زدید و مر او را بسوختید

تو بی‌وفا ستور و امامانت چون حطب

⇔⇔⇔⇔

اشعار شجاعت حضرت عباس ترکی

 خانخانان را به بزم و رزم، صائب دیده ام

در سخا و در شجاعت چون ظفرخان تو نیست

⇔⇔⇔⇔

شجاعت تو که مرآت نصرت و ظفر است

در او به صورت رستم عیان شود تمثال

به تنگنای رحم از جدایی در تو

نشسته در پس زانوی حسرتند اطفال

⇔⇔⇔⇔

چگونه وصف شجاعت کنم کسی را من

که نرخ جان شود از زور او همی ارزان

ایاستوده‌تر از هر که در جهان مردست

که از شجاعت تو کرده حاسدت نقصان

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.