شعر در مورد عهد ، با خدا شکستن و عهد و پیمان و عهد شکنی و وفا بستن

شعر در مورد عهد

شعر در مورد عهد ، با خدا شکستن و عهد و پیمان و عهد شکنی و وفا بستن

شعر در مورد عهد ، با خدا شکستن و عهد و پیمان و عهد شکنی و وفا بستن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

جز تو یاری نگرفتیم

و نخواهیم گرفت

بر همان عهد که بودیم

بر آنیم هنوز…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عهد و وفا

کرده‌ای عهد که بازآیی و ما را بکشی

وقت آنست که لطفی بنمایی، بازآ

رفتی و باز نمی‌آیی و من بی تو به جان

جان من اینهمه بی رحم چرایی، بازآ

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثمین + شعر و آهنگ در مورد اسم ثمین

شعر درباره عهد و وفا

پیش ما رسم شکستن نبود عهد وفا را

الله الله تو فراموش مکن صحبت ما را

قیمت عشق نداند، قدم صدق ندارد

سُست عهدی که تحمل نکند بار جفا را

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره عهد و وفا

جز نقش تو در نظر نیامد ما را

جز کوی تو رهگذر نیامد ما را

خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت

حقا که به چشم در نیامد ما را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد وفای عهد

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم

باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خودم ، را دوست دارم و خودمراقبتی و تولد و مرگ خودم

شعر در مورد عهد و پیمان

برو ای تُرک* که تَرک تو ستمگر کردم

حیف از آن عمر که در پای تو من سر کردم

عهد و پیمان تو با ما و وفا با دگران

ساده دل من که قسم های تو باور کردم

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد عهد و پیمان

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست

عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست

ناگهان- دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد

کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم شکست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره عهد و پیمان

عهد بستی و شکستی و ز ما بگسستی

عهد کردم که دگر عهد تو باور نکنم

چون توانم که دمی خوش بزنم کاتش

عشق نگذارد که من سوخته دل دم بزنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خیانت ، به عشق و وطن و دوست و نامردی یار

شعر درباره عهد و پیمان

در گریه خون مرا شکر خند تو کرد

بی بند مرا از این جهان بند تو کرد

می فرمائی که عهد و سوگند تو

کو بی عهد مرا نه عهد و سوگند تو کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عهد

چرا بر عهد و سوگند رسول خویش نشتابی

به سوی عهد فرزندش گر اهل عهد و سوگندی؟

گر اهل عهد و پیمانی از اهل خاندانی

تو وگر زین خانه بیرونی بر افسوسی و ترفندی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عهد شکنی

عهد شکسته ست و به هنگام صبر

آن صنم عهد شکن می رود

خسرو دلسوخته را در غمش

عمر در اندوه و حزن می رود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حرف بیهوده ، حرف مفت مردم + حرف زدن و عمل نکردن

شعر در مورد عهد شکستن

هیچ دشواریی در نوبت او نیست، ازانک

فتنه بر بستر خواب آمد و آسانی کرد

تو پری رویی و دیوانه مکن خسرو را

عهد شه را چو فلک عهد سلیمانی کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عهد بستن

بریدن حیفم آید بعد از آن عهد

چنین رویی نشاید آن چنان عهد

گرفتم عهد ازین بهتر نداری

به زودی تازه کن باری همان عهد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد بد عهدی

گر همی خواهی که باشی پیر عهد دیگری

خاطر پیران عهد خود مکن ریش، ای جوان

کامرانی کرده ای، از روز ناکامی منال نوش

کم خور، تا نباید خوردنت نیش، ای جوان

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خانه ، کاهگلی و قدیمی پدری و مادربزرگ و دوست

شعر در مورد وفای به عهد

تا عهد تو دربستم عهد همه بشکستم

بعد از تو روا باشد نقض همه پیمان ها

تا خار غم عشقت آویخته در دامن

کوته نظری باشد رفتن به گلستان ها

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.