شعر در مورد اربعین ، کودکانه و پای پیاده و پیاده روی اربعین برای زائر کربلا برقعی

شعر در مورد اربعین

شعر در مورد اربعین ، کودکانه و پای پیاده و پیاده روی اربعین برای زائر کربلا برقعی

شعر در مورد اربعین ، کودکانه و پای پیاده و پیاده روی اربعین برای زائر کربلا برقعی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اربعین

به یاد کاروان اربعینی با گریه می گوید

به هر جا هست زینب رو به سوی کربلا دارد

اگر چه برده از این سر زمین آخر دلی پرخون

ولی دلبستگی از جان به کوی کربلا دارد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین حسینی

نفس به سینه ام افتاده باز دلتنگم

چقدر حسرت یک لحظه بازدم دارم

«رواق منظر چشم من آشیانه توست»

عجیب نیست که ایمان به پا قدم دارم

دو دسته اشک گرفته است هیاتی در من

میان شور غزلخوانی ام دو دم دارم

امیر قافله عشق گفته است که من

درون سینه عشاق هم حرم دارم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد هفشجان ، شعر کوتاه و زیبا در مورد شهر هفشجان شهرکرد

شعر در مورد اربعین حسینی کودکانه

مرگ هرگز به حریم حرمت راه نیافت

هر کجا دید نشانی ز تو چالاک گذشت

حرّ آزاده شد از چشمه مهرت سیراب

که به میدان عطش پاک شد و پاک گذشت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین کوتاه

ماه اینجا واله و سرگشته است

و آن شهاب ثاقب از خود رفته است

اربعین است اربعین کربلاست

هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین کربلا

اربعین آمد و اشگم ز بصر می آید

گوییا زینب محزون ز سفر می آید

باز در کرب و بلا شیون و شینی برپاست

کز اسیران ره شام خبر می آید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد داراب ، شعر فردوسی در مورد شهرستان داراب استان فارس

شعر در مورد اربعین حسینی کوتاه

می گویم از کنار زیارت نرفته ها

بالا گرفته کار زیارت نرفته ها

اشک و نگاه حسرت و تصویر کربلا

این است روزگار زیارت نرفته ها

امسال اربعین همه رفتند و مانده بود

هیات در انحصار زیارت نرفته ها

انگار بین هیات ماهم نشسته بود

زهرا به انتظار زیارت نرفته ها

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین کودکانه

هر لحظه دعا بهر فرج دارم من

این لطف ز ثامن الحجج دارم من

با پای پیاده میروم کرببلا

در هر قدمی ثواب حج دارم من

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین و امام حسین

دل به عشق یوسف زهرا نهاده می رویم

از نجف تا کربلا پای پیاده می رویم

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

مرغ روحم پر زند در قتلگاه و علقمه

تا گذارم چهره بر خاک عزیز فاطمه

یابن زهرا السلام یابن زهرا السلام

یابن زهرا سربه کف در سرزمینت آمدم

تا شوم زوار روز اربعینت آمدم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ری ، شعر در مورد گندم ری و شعر ری را شاملو و صالحی

شعر در مورد اربعین حسین

ما زائر اربعین و عاشوراییم

از نسل غدیر و حضرت زهراییم

با پای پیاده عازم کرببلا

سرباز سپاه زینب کبراییم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد اربعین برای کودکان

بسوز ای دل که امروز اربعین است

عزای پور ختم المرسلین است

قیام کربلایش تا قیامت

سراسر درسْ بهر مسلمین است

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اربعین حسینی

ای شوق پابرهنه که نامت مسافر است

این تاول است در کف پا یا جواهر است

راهی شدی به سمت رسیدن به اصل خویش

دور از نگاه شهر که فکر ظواهر است

دل های شست وشو شده و پاک بی شمار

چشمی که تر نگشته در این جاده نادر است

سیر است گرچه چشم و دلت از کرامتش

در این مسیر سفره ی افطار حاضر است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد رامسر ، شعر کوتاه و زیبا در مورد شهر رامسر و شعر محلی رامسری

شعر در مورد اربعین حسینی

دل ما در پی آن کاروان است

که از کرب و بلا، با غم روان است

چه زنجیری به دست و بازوان است

که گریان دیده روح الامین است

به یاد کربلا دل ها غمین است

دلا خون گریه کن چون اربعین است

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اربعین حسینی

در حیرتم که بی تو چرا زنده ام

عهدی که با تو بستم از اول، چنین نبود

ده روزه فراق تو عمری به ما گذشت

یک عمر بود هجر تو، یک اربعین نبود

⇔⇔⇔⇔

شعر ترکی در مورد اربعین حسینی

هرچه می بخشی به سائل بی نهایت میشود

پرچمت را هرکسی که دید و گفتا جز سلام

حاصل این کرده اش روزی ندامت میشود

گو به هرکس اربعین میل زیارت کرده است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد رودسر ، شعر گیلکی عاشقانه و غمگین رودسری درباره گیلان

شعر در مورد پیاده روی اربعین حسینی

بار بگشایید اینجا کربلاست

آب و خاکش با دل و جان آشناست

بر مشام جان رسد بوی بهشت

به به از این تربت مینو سرشت

شعر در مورد اربعین ، کودکانه و پای پیاده و پیاده روی اربعین برای زائر کربلا برقعی

شنیده بود که این‌بار باز دعوت نیست

کشید از ته دل آه و گفت: قسمت نیست

بیا به داد دل تنگ ما برس ای عشق!

اگر که حوصله داری، اگر که زحمت نیست

غمی است در دل جامانده ‌های کرب‌وبلا

که هرچه هست، یقین دارم از حسادت نیست

شعر در مورد اربعین حسینی

میان ما که نرفتیم و رفته‌ها، شاید

تفاوتی‌ست در آغاز و در نهایت نیست

همیشه آن‌که نرفته است، بی‌قرارتر است

همیشه آن‌که نرفته است، کم‌سعادت نیست

و آن کسی که در این راه اهل دل باشد

مدام اهل گله کردن و شکایت نیست

خودش نرفت و دلش را پیاده راهی کرد

نباید این‌همه دل‌دل کند که فرصت نیست

شعر در مورد اربعین

نشد که پر بزنم عشق آن حوالی را

ببخش بر من مسکین شکسته‌بالی را

نشد که پای پیاده به درگهت برسم

و تحفه آورم این دست‌های خالی را

شعر اربعین حسینی

منی که چلّه‌نشین غم توام مولا

نشدکه همدل و همره شوم موالی را

نشد عراقِ غمت را بگریم از دل و جان

بدل به آه کنم این شکسته‌حالی را

شعر درباره اربعین حسینی

دوباره چشمۀ جان‌بخش اربعین جوشید

نشد که درک کنم حال آن زلالی را

بگو بگو «به کدامین دعات خواهم یافت»؟

بگو کجا برم این حسرت سؤالی را؟

ببار حضرت باران به شوره‌زار دلم

ببر ز سینۀ من داغ خشکسالی را

چکید قطره اشکی و از غم تو سرود

قبول کن ز من این شعر ارتجالی‌ را

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.