شعر در مورد عیسی مسیح ، شعر درباره ولادت حضرت مسیح و مسجد و کلیسا

شعر در مورد عیسی مسیح

شعر در مورد عیسی مسیح ، شعر درباره ولادت حضرت مسیح و مسجد و کلیسا

شعر در مورد عیسی مسیح ، شعر درباره ولادت حضرت مسیح و مسجد و کلیسا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد عیسی مسیح

شب است و لحظه ی حِرمان مریم

و طفلی خفته در دامانِ مریم

وجود نازنینش بکر و بی عیب

خدا می داند و وجدانِ مریم

مسیحِ خالق و پیغمبرِ صُلح

گلی خوشبوی از بُستانِ مریم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره عیسی مسیح

مُژده ای دل که مسیحا نفسی می آید

که ز أنفاس خوشش بوی کسی می آید

از غم هجر نکن ناله و فریاد که من

زده ام فالی و فریادرسی می آید

کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست

این قدر هست که بانگ جرسی می آید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد لبخند ، عاشقانه و تلخ و خنده کودک و لبخند میزنم سهراب سپهری

شعر زیبا درباره عیسی مسیح

ای دلبر عیسی‌نفس ترسایی

خواهم که به پیش بنده بی‌ترس آیی

گه اشک ز دیدهٔ ترم خشک کنی

گه بر لب خشک من لب تر سایی

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره عیسی مسیح

ای حضرت روح الله، عیسی پسر مریم

میلاد همایونت، مسعود و مبارک باد

تنها نه که ترسایان دلخوش به وجود تو

ما امت احمد هم زین عید، خوش و دلشاد

ای معجزه گر حتی، در کودکی و خُردی

وقتی که سخن گفتی بر منبر گهواره

هرگز نشود کهنه این قصه اگر گویند

هر جا و به هر مذهب، هر ساله و صد باره

پیغام بزرگ تو، صلح است و امید و عشق

بهر همه انسان ها، آزادی و خرسندی

افسوی که دینداران، پیغام تو نشنیدند

رنگ دگری گردید؛ این دین خداوندی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی ولادت حضرت عیسی مسیح

مژده ی عمر ابد

می رسد اکنون ز لبش

صبر کن یک نفس

ای دل که مسیحا آمد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ذرت و شیر بلال + شعر کودکانه در مورد ذرت

شعر در مورد عیسی مسیح

عشق آمد و عشق آمد؛ عیسای مسیح آمد

مردی چه دلی پُر نور، از سمت خلیل آمد

گو شاه شبان آمد؛ با ماه دلان آمد

از سمت خدا آمد؛ با اذن بیان آمد

گل آمد و بویی داشت؛ با خود چه سبویی داشت

شه بود؛ کرامت داشت؛ سیماش چه عزّت داشت

مردی ز دیار ربّ، عشقش چه ضیافت داشت

عشقی که به آن ربّ اش، جانا چه کرامت داشت

او داده مرا عطری، از عشق وجود خویش

از اوست کلام ما، گویی همه ذکر خویش

من عاشق عشق او، او عاشق عشق ربّ

من ذاکر ذکر او، او ذاکر ذکر ربّ

آن عاشق رَبّی تو؛ عشقش ز تو دارم، یاد

این مسلک این معشوق، از یاد تو دارم یاد

آن مست می محبوب، از جام تو پُر خوردم

این مستیِ عشق تو، از عشق خدا بُردم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره عیسی مسیح

ای مسیحا، فرزند نَبیّان برگرد

بهر درمان و شفا بر دل عیسی برگرد

گوسفندان به چوپانی گُرگان رفتند

آه از تزویری که شبانان سُفتند

غم کُنَد؛ روح خدا را بیمار

که کند گله ی او را تیمار؟

نفسی پشت صدایش خاموش

آه در سینه و دل، بی آغوش

منتظِر، منتظِرِ آمدن است

چه کسی منتظرِ یارِ من است؟

گِله دارم ز شما خَلق خدا

مکنید عترت از این نور، جُدا

منتظر باش عزیزا که فردا آید

کن دعا صبح و مسا که مسیحا آید

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره عیسی مسیح

مردمِ دیده ی ما جز به رُخ ات ناظر نیست

دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر نیست

اشکم إحرام طواف حَرَم ات می ‌بندد

گر چه از خون دل ریش دمی طاهر نیست

بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی

طائر سدره اگر در طلب ات طائر نیست

عاشقِ مُفلس اگر قلب دلش کرد نثار

مَکُنَش عیب که بر نقد روان قادر نیست

عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد

هر که را در طلب ات، همّت او قاصر نیست

از روان بخشیِ عیسی نزنم دم هرگز

زان که در روح فزایی؛ چو لب ات ماهر نیست

من که در آتش سودای تو آهی نزنم

کی توان گفت که بر داغ دلم صابر نیست

روز اوّل که سر زلف تو دیدم گفتم

که پریشانی این سلسله را آخر نیست

سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست

کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر نیست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد صبح ، از مولانا و سهراب سپهری + صبح بخیر دوستانه و عاشقانه

شعر نو درباره عیسی مسیح

شفابخشِ دل پُر درد او شد

بشد لطف خدا از آنِ مریم

بُوَد او روحِ جاوید خداوند

نبشته این چنین فرمانِ مریم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی ولادت حضرت عیسی مسیح

میلاد ِ مسیح گشته و شیرین است

مریم ، نِگه اش به خوشه ی پروین است

عیدی که به هر کوچه و منزل بینی

هر شاخه ی کاج ، بسته بر آذین است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عیسی مسیح

بارِ سفر را بستم از این شهرِ پژمرده

تا از نگاهِ مرده شان تبعید می بارید

عیسی گناهِ ما تو را مصلوب و تنها کرد

حتی اگر از آسمان تعمید می بارید

 بیشتر بخوانید : شعر در مورد ژنتیک + شعر کوتاه و طنز و زیبا در مورد ژن

شعر درباره عیسی مسیح

همان طفلی که از روحِ خداوند

نهالش تنجه زد در جانِ مریم

نه دستی بهر تیمار وجودش

نه دارویی که بُد درمانِ مریم

دلش در معرض اوهام وحشی

ولی چون کوه بُد؛ پیمانِ مریم

ندایِ لا تَخَف؛ لا تَحَزنوا ها

ز سوی خالقِ سبحانِ مریم

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره عیسی مسیح

من برای با تو بودن از دمِ عیسی مسیح

کُشته ها بیرون کشیدم از وجودِ بی گناه

روی شستم با غم دوری، شدم همرنگِ درد

کندم این کاشانه ی ویرانه ام را تا به چاه

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره عیسی مسیح

هر کس که رستگاری و خوبی طلب کند

باید که راه و رسم حسینی بنا کنند

عیسی مسیح و موسی عمران به وجه توست

این نامها به افخر دنیا روا کنند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شیر جنگل ، در وصف شیر نر در قفس و شغال

شعر درباره ی ولادت حضرت عیسی مسیح

به عیادت چو روی بستر بیماری را

روزه داری است دهی لذت افطاری را

مریم پاکی و عیسی مسیح پروردی

که ز انفاس دهد عمر به بیماری را

شعر در مورد عیسی مسیح ، شعر درباره ولادت حضرت مسیح و مسجد و کلیسا

هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی

مرگ جان بخش شود بلک ز جان دلجوتر

اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو

گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر

شعر نو درباره عیسی مسیح

برآ بر چرخ چون عیسی مریم

خر عیسی مریم را رها کن

وگر در عشق یوسف کف بریدی

همو را گیر و مرهم را رها کن

شعر نو عیسی مسیح

گه دمد یک نفسی عیسی مریم سازد

تا گواه نفسش باشد عیسی نفسی

گه خسی را بکشد سرمه جان در دیده

گه نماید دو جهان در نظرش همچو خسی

شعر عیسی مسیح

آن عیسی، اگر دمم ندادی

امید به زیستن کرا بود؟

در قبله طاق ابروانش

حاجت که بخواستم روا بود

شعر نو مسیح

ماه روزه رفت و رخ بنمود عید

میر میخانه سر خم باز کرد

مریم خم زاد عیسی سیرتی

مرغ جانم جانبش پرواز کرد

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.