شعر در مورد آمدن زمستان ، یک بیت و شعر کوتاه درباره سرمای زمستان و برف

شعر در مورد آمدن زمستان

شعر در مورد آمدن زمستان ، یک بیت و شعر کوتاه درباره سرمای زمستان و برف

شعر در مورد آمدن زمستان ، یک بیت و شعر کوتاه درباره سرمای زمستان و برف همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد آمدن زمستان

خدایا سرده این پایین

از اون بالا تماشا کن

اگه میشه فقط گاهی،

خودت قلبامونو «ها» کن …!

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره آمدن زمستان

ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل

چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را

ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی

چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شراب ، و می و مستی و خوردن شراب ناب انگور

شعر در مورد آمدن فصل زمستان

مثل بارش برف

در طول یک شب زمستانی

همه جا مثل سیل می ریزی،

غرق می کنی

حس می کنم

بو می کنم

بدون آنکه ببینمت

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد آمدن زمستان

سرمای هزار زمستان در دلم جاخوش کرده

بعد رفتن ات

من پیر شده ام

آنقدر پیر

که دست های یخی آدم برفی ها

یاد تو را از شانه هایم می تکانند

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره آمدن زمستان

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام.

پاکی آوردی ــ ای امید ِ سپید!

همه آلوده‌گی‌ست این ایام.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سلام ، سلامتی و سلام بر عشق و صبح بخیر

شعر در مورد آمدن زمستان

و این آدم برفیِ درون

که هی اسکلت صدایش می کنند

عمق زمستان است در من.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره آمدن زمستان

زمستان بود وُ

برف بود وُ

سرما بود

زمستانی که جز خاطراتِ محوِ تو

دلم گرمِ هیچ ردپایی‌ نبود

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آمدن فصل زمستان

زمستان خودش

به اندازه کافی

سرد هست

تو با رفتنت

سرد ترش نکن ..

بیشتر بخوانید : شعر در مورد راه ، عشق رفتن و راه درست و خوشبختی و جاده

شعری در مورد آمدن زمستان

در زمستانی که بی‌هنگام آمده بود

و ابرهایی که ناغافل،

تو

بهار را به پنجره‌ام هدیه کردی

و ماه مهربان را

به دست‌هایم

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره آمدن زمستان

سرزده باش!

مثل برفی در اول آذر…

ذوق مرگم کن

با آمدنت..

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آمدن زمستان

الا ای برف!

چه می ‏باری بر این دنیای ناپاکی؟

بر این دنیا که هر جایش

رد پا از خبیثی است

مبار ای برف!

تو روح آسمان همراه خود داری

تو پیوندی میان عشق و پروازی

تو را حیف است باریدن به ایوان سیاهی‏ها

تو که فصل سپیدی را سرآغازی

مبار ای برف!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سایه ، انسان و آدم و درخت و سایه روشن

شعر درباره آمدن زمستان

زمستونم و زمستونم

برفی دارم فراون

به هر طرف رو می یارم

یک اثر از خود می زارم

اگر می خوای تو فصل من

اینجوری نلرزی مثل من

برو پای بخاری

تا من بشم فراری

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد آمدن فصل زمستان

تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان

که به رغم این دو ناخوش ابدا بهار بادا

که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد

که قوام بندگانت به جز این چهار بادا

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد آمدن زمستان

زمستونه زمستونه

فصل تگرگ و بارونه

هوا شده خیلی سرد

روی زمین پر از برف

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سفر ، شعر کوتاه و عاشقانه سفر عشق و کربلا و حج

شعری درباره آمدن زمستان

دلم یک زمستان سخت میخواهد

یک برف

یک کولاک به وسعت تاریخ

که ببارد و تمام راهها بسته شوند

و توچاره ای جز ماندن نداشته باشی

و بمانی…

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.