شعر پاییز فروغ ، شعر معروف و دوبیتی درباره پاییز از شاملو و شهریار و مولانا

شعر پاییز فروغ

شعر پاییز فروغ ، شعر معروف و دوبیتی درباره پاییز از شاملو و شهریار و مولانا

شعر پاییز فروغ ، شعر معروف و دوبیتی درباره پاییز از شاملو و شهریار و مولانا همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر پاییز فروغ

کاش چون پاییز بودم

کاش چون پاییز خاموش و ملال‌انگیز بودم

برگ‌های‌ آرزوهایم یکایک زرد میشد

آفتاب دیدگانم سرد می ‌شد

آسمان سینه‌ام پر درد میشد

ناگهان توفان اندوهی به جانم چنگ می‌زد

اشک‌هایم همچو باران دامنم را رنگ می‌زد

وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم

⇔⇔⇔⇔

شعر پاییزی فروغ

در دامن سکوت غم افزایت

اندوه خفته می دهد آزارم

آن آرزوی گمشده می رقصد

در پرده های مبهم پندارم

پاییز ای سرود خیال انگیز

پاییز، ای ترانهء محنت بار

پاییز، ای تبسم افسرده

بر چهرهء طبیعت افسونکار

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ساز ، تار و سه تار و آواز و ساز زدن از حافظ و مولانا

شعر در مورد پاییز فروغ

پیش رویم:

چهره تلخ زمستان جوانی

پشت سر:

آشوب تابستان عشقی ناگهانی

سینه ام:

منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

کاش چون پائیز بودم …

کاش چون پائیز بودم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره پاییز فروغ

از چهره طبیعت افسونکار

بر بسته ام دو چشم پر از غم را

تا ننگرد نگاه تب آلودم

این جلوه های حسرت و ماتم را

پاییز، ای مسافر خاک آلود

در دامنت چه چیز نهان داری

جز برگ های مرده و خشکیده

دیگر چه ثروتی به جهان داری

جز غم چه می دهد به دل شاعر

سنگین غروب تیره و خاموشت؟

جز سردی و ملال چه می بخشد

بر جان دردمند من آغوشت؟

⇔⇔⇔⇔

شعر پاییز فروغ

می‌پسندم پاییز را

که معافم می‌کند

از پنهان کردن

دردی که در صدایم می‌پیچد

اشکی که در نگاهم می‌چرخد

آخر همه می دانند

سرما خورده‌ام …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شراب ، و می و مستی و خوردن شراب ناب انگور

شعر پاییزی فروغ

پاییز

وفادار ترین فصل خداست

حافظه ی خیس خیابان های شهر را

همیشه همراهی می کند

لعنتی، هی می بارد و می بارد…

و هر سال

عاشق تر از گذشته هایش

گونه های سرخ درختان شهر را

می بوسد و

لرزه می اندازد به اندام درختان

و چقدر دلتنگ می شوند برگ های عاشق

برای لمس تن زمین

که گاهی افتادن

نتیجه ی عشق است…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پاییز فروغ

سمفونیِ پاییز

خش خشِ

مرگِ برگ ها

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره پاییز فروغ

دوست ندارم

در فصل دیگری عاشق شوم

” پاییز “حال وهوای دیگری دارد

پر از شعرهای عاشقانه است

حتی دلتنگی هایش شیرین تر است

با بوی زردترین برگ هایش

می شود زندگی کرد

عاشقی در ” پاییز ”

شعری ست همیشه شنیدنی…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سلام ، سلامتی و سلام بر عشق و صبح بخیر

شعر پاییز فروغ

صدای نم نم اولین باران پاییزی،

ترانه‌ دل انگیزی است

که به یادم می‌آورد مجالی نیست.

رنگ‌ها مهمان

برگ‌ها می‌شوند.

⇔⇔⇔⇔

شعر پاییزی فروغ

بیایید پاییز را

حس کنیم

نه این که به سادگی

از آن عبور کنیم …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد پاییز فروغ

دست‌های تو

صبحی روشن‌اند

صبح جمعه‌ی پاییز

که زیر ملافه‌ی سردی

به موسیقی دوری گوش می‌کنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد راه ، عشق رفتن و راه درست و خوشبختی و جاده

شعر درباره پاییز فروغ

پاییز فصل آزادی است

برگ ها به جای صرفا سبز بودن

می توانند زرد، قرمز، قهوه ای

و نارنجی بودن را انتخاب کنند

⇔⇔⇔⇔

شعر پاییز فروغ

چه شاعرانه است

فریادشان زیر پاهایمان!

برگ هایی که روزی برای آرامش

به سکوتشان پناه میبریم…

پاییزتون مبارک

⇔⇔⇔⇔

شعر پاییزی فروغ

آنجا

درختی دارم برگریز

کز شبان

ستاره‌ها را می‌گرید و

از روزان

خورشید را

همیشه در پاییز

درختی دارم.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سایه ، انسان و آدم و درخت و سایه روشن

شعر در مورد پاییز فروغ

کسی که گمان می کند

برگ ریزان پاییزی به معنای مرگ برگ هاست

هرگز رقص آن ها را

در روزهایی که باد می وزد

ندیده است!

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.