متن در مورد پیری ، متن زیبا در مورد پیری و تنهایی و سالمندان و عشق پیری

متن در مورد پیری

متن در مورد پیری ، متن زیبا در مورد پیری و تنهایی و سالمندان و عشق پیری

متن در مورد پیری ، متن زیبا در مورد پیری و تنهایی و سالمندان و عشق پیری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن در مورد پیری

می‌گویند تنهایی پوست آدم را کلفت می‌کند

می‌گویند عشق دل آدم را نازک می‌کند

می‌گویند درد آدم را پیر می‌کند …

آدم ها خیلی چیزها می‌گویند‌

و من،‌ امروز

کرگدن دل‌نازکی هستم که پیر شده است!

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیری و جوانی

و تو هم روزی پیر می شوی

اما من

پیرتر از این نخواهم شد

در لحظه یی از عمرم

متوقف شدم

منتظرم بیایی

و از برابر من بگذری

زیبا

پیر شده

آراسته به نوری

که از تاریکی من دریغ کرده یی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد غیبت ، و بدگویی یار و گناه غیبت و تهمت از حافظ و مولانا و سعدی

متن در مورد پیری پدر

ای کاش که بخت سازگاری کردی

با جور زمانه یار یاری کردی

از دست جوانی‌ام چو بربود عنان

پیری چو رکاب پایداری کردی

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیری زودرس

هزار سال پیرتر شده ام

نمی دانم بوسه تو مرا

هزار ساله کرد

یا زمین هزار بار بیشتر

به دور خورشید گشته است

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیری و گذر عمر

صبر بسیار بباید

پدر پیر فلک را

تا دگر مادر گیتی

چو تو فرزند بزاید

بیشتر بخوانید : شعر در مورد غربت ، و تنهایی و دوری از خانواده و وطن از مولانا و حافظ

متن در مورد پیری زیبا

هیچ عروسکی

پیر نمی شود

دخترها

مهربان ترین مادرانند

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیری

خدای را مددی ای رفیق ره تا من

به کوی میکده دیگر علم برافرازم

خرد ز پیری من کی حساب برگیرد

که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم

بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس

عزیز من که به جز باد نیست دمسازم

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیر شدن

 الفت پیری

و نسیان جوانی بین

که دیگر

خود نمیدانم

که پیری دوست دارم

یا جوانی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد عمر ، شعر در مورد گذر عمر از سعدی و حافظ و مولانا و سهراب سپهری

متن در مورد پیر شدن به پای هم

به تو فکر می کنم

هر لحظه، هر روز

در خیابان، در اتاق،

کنار میز صبحانه، روی تختم

و روز به روز پیرتر می شوم

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیر شدن پدر

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد

محراب ابروی تو حضور نماز من

⇔⇔⇔⇔

متن زیبا در مورد پیری و جوانی

این بار زنده می‌خواهمت

نه در رویا، نه در مجاز

این که خسته بیایی

بنشینی در برابرم

در این کافه‌ پیر

نه لبخند بزنی

آن‌گونه که در رویاست

و نه نگاه عاشقانه بدوزی در نگاهم!

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ظرفیت ، انسان و حیوان و بی ظرفیت بودن و انسان بودن

متن درباره پیری و جوانی

من پیر شده ام

آنقدر پیر

که دست های یخی آدم برفی ها

یاد تو را از شانه هایم می تکانند

و من

من هیچ…

فقط شعرهای عاشقانه ام را

های های گریه می کنم …

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیر شدن در جوانی

تمام دنیا

محله‏ ی کوچکی ‏ست

که تو در آن متولد می شوی

و من

میان بازیِ بچه ‏های محله

به عشق تو

پیر می شوم..!

⇔⇔⇔⇔

متن در مورد پیری در جوانی

عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی

ای پسر جام می‌ام ده که به پیری برسی

چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند

شاهبازان طریقت به مقام مگسی

دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم

متن در مورد پیر شدن پدر و مادر

وقتی دلتنگ باشی

تمام آرامش یک ساحل را هم به تو بدهند

باز هم

دل تو بارانیست

خیس تر از دریا

خراب تر از امواج…

آدم چقدر زود پیر می شود ؛

وقتی احساسش ،

اضافه تر از درک آدم هاست..!

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.