شعر در مورد اردیبهشت ماه ، شیراز و بانوی اردیبهشت ماهی

شعر در مورد اردیبهشت ماه

شعر در مورد اردیبهشت ماه

اردیبهشت جزو محبوب ترین ماه های سال است.این ماه دومین ماه سال و فصل بهار است.با مجموعه شعر در مورد اردیبهشت ماه ، اشعاری زیبا در مورد اردیبهشت شیراز ، زیباترین شعر در مورد بانوی اردیبهشت ماهی در سایت پارسی زی همراه باشید

اشعار اردیبهشت ماه

امروز حوالی هوای صبح، عطر رازقی ها پرکرده بود

همه صحن و سرای خانه را از عطر اردیبهشت.

از خیالم گذشت دارند کوچه را آب می زنند…

خودم را به اشتیاق کوچه رساندم.

اگر تو نبودی پس چرا اینقدر صدای درکوبه شبیه تپش تند قلب من بود. ا

گر تو نبودی پس چرا اینقدر پلک چشم هایم می زند.

چرا اینهمه ولوله دارند ماهی های کشیده انگشتانم روی صفحه کلید؟

⇔⇔⇔⇔

باران؛

کاش تو یارم بودی

با تو

هوایم همیشه بهاری‌ست…

بهار به بهار

در معبر اردیبهشت،

سراغت را از بنفشه های وحشی گرفتم

و میان شکوفه های نارنج

در جستجویت بودم !

در “پائیـــز” یافتمت

تنها شکوفه ی جهان

که در پائیز روییدی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پدر از دست رفته ، روی سنگ قبر و پدر فوت شده

فروردین دارد تمام می شود

اولین باران بهار را که نبوده ای

خودت را

به اولین شکوفه ی اردیبهشت برسان

می دانی که؛

اردیبهشت بی تو… بهشت نمی شود!

⇔⇔⇔⇔

هرچند می‌گویند

آدم به جرم خوردن سیب بهشتی

رانده شد از جنّت المأوا

و سال‌ها در شرح این موضوع دعوا بود؛

اما تن اردیبهشتی تو ثابت کرد:

سیبی که آدم گاز زد

از باغ حوّا بود!

⇔⇔⇔⇔

تو را حوالی امروز خواهم بوسید

بی ترس، بی دلهره

در میان ازدحام عقربه ها

تو را خواهم بوسید

کشنده!.. مرگبار!

تو را خواهم بوسید، چون شراب.

⇔⇔⇔⇔

دختر اردیبهشت!

فقط بگو

کجای زمین می رسم به تو؟

⇔⇔⇔⇔

به تو فکر می کنم

مثل مسافر به راه

مثل علف به ابر

مثل شکوفه به صبح وُ  

مثل واژه به شعر .

به تو فکر می کنم

مثل خسته به خواب و نرگس به اردیبهشت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پنجره ، قدیمی و فولاد و باران و گلدان از شاملو و سهراب سپهری

وقتی که تو نیستی

من حُزن هزار آسمانِ بی اردیبهشت را

گریه می کنم

 فنجانی قهوه در سایه های پسین،

عاشق شدن در دی ماه

مردن به وقتِ شهریور

 وقتی که تو نیستی

هزار کودک گمشده در نهان من

لای لای مادرانه تو را می طلبند.

شعر در مورد اردیبهشت ماه

خرزهره های وحشی گل داده اند

و دره های گرم جنوبی

از رنگ و عطر کف کرده

در این اردیبهشت سوزا ن

که سدر و گزاز حرارت خورشید

پژمرده می شود

⇔⇔⇔⇔

هرچند می‌گویند

آدم به جرم خوردن سیب بهشتی

رانده شد از جنّت المأوا

و سال‌ها در شرح این موضوع دعوا بود؛

اما تن اردیبهشتی تو ثابت کرد:

سیبی که آدم گاز زد

از باغ حوّا بود!

⇔⇔⇔⇔

وقتی که شب با عطر پیچک ها

از آسمان روشن اردیبهشتی در اتاق تیره ام لغزید

من ، نامه ای را در جواب نامه ای آغاز می کردم

نور از چراغ سقف می تابید

من، با پر و بال قلم ، از خطه ی کاغذ

تا قله ی اندیشه ها پرواز می کردم

⇔⇔⇔⇔

سلام عطر گیج کننده ی بهار نارنج های اواسط اردیبهشت.

چشم شیطان دور! خوبی که سراغ از ما نمی گیری٬ مگر نه؟ همین مهم است

وگرنه آواره ای مثل من که سراغ گرفتن ندارد.

حق با توست بروی کجا؟ پی چه کسی سراغم را بگیری؟!

چه نشانی هایی بدهی٬ بگویی ببخشید آقای محترم٬ آن دخترکی

که به هوای من هر شب پشت پنجره، مو پریشان می کند را ندیدید!؟

مردم ِ این عصر را که می شناسی اگر کلی هوای حُرمتت را داشته باشند

جوری نگاهت می کنند که خودت ترجیح می دهی که بروی تا بمانی.

⇔⇔⇔⇔

نخواه فراموشت کنم!

آخر کدام درخت

در کدام اردیبهشت

خانه تکانی کرده است؟

دیوانه

من تازه عاشقت شده ام

بیشتر بخوانید : شعر در مورد پسرم ، شعر و متن زیبا و کوتاه درباره تولد پسرم

نمیشود

که در کوچه های ” اردیبهشت 

تنها قدم زد !

خودت را زود برسان ..

شعر در مورد اردیبهشت شیراز

تـقـــویـم دلــ ـتنگـی پـریـشـــان اسـتــــــــــ

گـاهــ ـی هــــم ایـنطــــوری اسـتـــــــــــ ،

اردیبـهــشـتـــــــــــــ اسـتـــــــــــ و تـــــ ـــو داری بـرگـــــــــــ مـی ریـزی …

⇔⇔⇔⇔

بـایکی آشـنـا شـدم,

ازم پـرسـید مـتولـد چـه مـاهـی هـسـتی؟

گـفـتـم اردیـبـهـشـتــــــــــــ

رفـتـــــــــ !!!

گـفــتـم کـجـا مـیـری؟

گـفـتـــــــــ مـــن لـیـاقـتـتـو نـدارم . . .

یـه هـمـچــیـن آدمـهــایـی هـســتـیـم مــا اردیـبـهـشــتـیـا !!!

⇔⇔⇔⇔

اردیبهــــ♥ـشتے ها آدم هاے ســـاده اے هستند …

آدم هاے ِ ساده،

ساده هم عاشـــق مے شوند…

ساده صبــــورے مے کنند…

ساده عشــــق مے وَرزَند…

ساده مے مانند..

اما سَختــــــــ دِل مے کنند..

آن وقت که دل  مے کنند..

جــان مے دَهند..

سـخـتـــــــ مے شکنند..

⇔⇔⇔⇔

آدمـا دو دسـتـه هـســتن

اونـایی کـه اردیــبـهـشــــــتـی هـســتن و

اونـایی کـه آرزو دارن اردیــبـهـشــــــتـی بـاشــن

بـــــــــَــــــــلـِـه

می دانـــے..؟

⇔⇔⇔⇔

یک بیـــــت یک ترانه ی زیبا برای تــــــــــــو

آرامش همیشــــــــــــه ی فردا برای تــــــــــــو

تنها همین بهـــــــــانه ی زیبا برای مــــــــــــن

اردی بهشــتـــــــــــ پاک غزل ها برای تــــــــــــو

بیشتر بخوانید : شعر در مورد تابستان ، برای کودکان و زمستان از حافظ و شاملو و فروغ فرخزاد

نوبهار آمد و آورد گل و یا سمنا

باغ همچون تبت و راغ بسان عدنا

آسمان خیمه زد از بیرم و دیبای کبود

میخ آن خیمه ستاک سمن و نسترنا

بوستان گویی بتخانه ی فرخار شده است

مرغکان چون شمن و گلبنکان چون و ثنا

برکف پای شمن بوسه بداده و ثنش

کی وثن بوسه دهد بر کف پای شمنا

کبک ناقوس زن و شارک سنتور زن است

فاخته نای زن و بط شده طنبور زنا…»

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.