شعر در مورد کابل خونین ؛ اشعاری زیبا در وصف شهر تاریخی کابل
متن زیبا برای دوست قدیمی و صمیمی ، متن بسیار زیبا برای دوست راه دور
متن زیبا برای دوست قدیمی و صمیمی متن زیبا برای دوست قدیمی و صمیمی ، متن بسیار زیبا برای دوست راه دور همگی در سایت …
متن تسلیت برای عمو ، پروفایل و پیام تسلیت برای عموم + شعر در فراق عمو
متن تسلیت برای عمو متن تسلیت برای عمو ، پروفایل و پیام تسلیت برای عموم + شعر در فراق عمو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم …
متن تولد رسمی کوتاه ، متن طولانی تبریک تولد رسمی شیک و مجلسی
متن تولد رسمی کوتاه متن تولد رسمی کوتاه ، متن طولانی تبریک تولد رسمی شیک و مجلسی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که …
شعر در مورد کابل خونین
شعر در مورد کابل خونین ؛ اشعاری زیبا در وصف شهر تاریخی کابل همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.
شعر در مورد کابل خونین
به کابل میروم کابل قشنگ است
تمام شهر کابل شوخ وشنگ است
نخواهم داد کابل را به لندن
وطن زیباست بهتراز فرنگ است
حتما بخوانید: شعر در مورد افغانستان همراه با اشعار زیبا در مورد مردم افغان و جنگ افغانستان
شعر زیبا در وصف کابل
روزی که دسته ی کلاشینکوف را
گلدان می کنیم
روزی که فشنگ ها را
در باغچه می کاریم
شک دارم آن روز
از من و تو نشانی باشد
اما
روسری در باد تو
پرچم صلح خواهد بود
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد کابل خونین
وطن از دوریت دل خون چکان شد
فغان و ناله ام در آسمان شد
بسوزد آنکه من را بیوطن کرد
به هجرت سخت اسما لالوان شد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر صائب تبریزی در مورد کابل
در جستوجویت ای گل آواره جهانم
یک روز در هراتم یک روز اصفهانم
هر جا که بود گشتم، مشتاق و آرزومند
از این سر بخارا تا آن سوی سمرقند…
شعر در مورد کابل خونین
بکابل میروم آرام گیرم
زآغوش وطن تا کام گیرم
بگردم کو چه کوچه شهر خودرا
زعارف عاشقانه جام گیرم
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انفجار
بعد از شما گلهای پرپر گریه کردیم
از داغ هر سرو و صنوبر گریه کردیم
بر داغتان، معصومههای شهر کابل
مثل پدر با سوز مادر گریه کردیم
مثل برادرهای خواهر مرده اینجا
همراه با چشمان خواهر گریه کردیم
کیف و کتاب و دفتر جاماندهتان را
دیدیم و مانند برادر گریه کردیم
چون پارههای جسمتان را جمع کردند
بر زخمهای تیر و خنجر گریه کردیم
وقتی پر و بال شماها را شکستند
بر بال خونین کبوتر گریه کردیم
مثل یمن، مثل فلسطین، مثل بوسنی
چون کودکان تل زعتر گریه کردیم
کابل شد از جهل و تعصب چون قیامت
بر داغتان تا روز محشر گریه کردیم
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد کابل خونین
غربت اندر سر پناهم کلبه ی ویرانه بود
در نوای این دلم هر آشنا بیگانه بود
لیک میدانی وطن دارم که در آنجا چه شد؟
خواب هایم کوچ را در غربتم افسانه بود
حتما بخوانید: متن ادبی درباره جنگ و صلح ، دوستی و سازش + متن روز جهانی صلح و دوستی
شعر در وصف سرباز افغانستان
و ما
همچنان کشته میشویم
پس آن حقیقت پنهان
کی آشکار میشود
در میان این همه افسانه
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد کابل خونین
خانه زیبا بود اما حال زیبایم نبود
با چنین اندوه بیتو حالتم دیوانه بود
عاقبت کو چیدم ازانجا وجای دیگرم
بد تر از جای اول شد چون مرا غمخانه بود
راز اسما در د غربت بود وجای لاف نیست
دوستان یاد وطن در منزل جانانه بود
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد انتحاری کابل
گیجم شبیه سرنوشت مبهمت کابل
بغضم شبیه کوههای محکمت کابل
بر گونههای سرخ من تیزاب میپاشند
این اشکهای سردتر از شبنمت کابل
با انتحاری میزند این روزها نبضم
پوشیدهام شالی مگر از پرچمت کابل
خون برادر خینهی دست برادرهاست
بابا تجاوز میکند بر مریمت کابل
فوارهها… خون از خیابانها نمیخشکند
نفرین به این پریودهای پیهمت کابل
پیچیده دورادور حوا را سیهپوشی
این جادههای سوخته از آدمت کابل
عمری اگر بیرون نیایم، گریه بنویسم
چیزی مگر کم میشود از ماتمت کابل؟
حتما بخوانید: متن در مورد جنگ ، متن ادبی درباره جنگ و صلح و جنگجو + جنگیدن برای عشق
شعر در مورد کابل خونین
به رنجهایت شریکم من وطن دار
نی ام از جنس های روی بازار
من انسانم بدردت خوب دانم
مگر هستم به هجرانت سزا وار
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد جنگ افغانستان
شلیک آغاز
خشتها پرواز کردند از دیوار
شیشهها پرواز کردند از قاب پنجره
شاخهها پرواز کردند از درختان
کتابچهها و قلمها از میزهای صنف
دستها پرواز کردند از تن ادریس
موهای شعلهور سهیلا
پیراهن خونین یوسف
مسابقه پرواز بود
و دانشجوها پرنده شدند
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد کابل خونین
خیال من هوای کابل آمد
بیادم نغمه های بلبل آمد
به غربت یاد آید خاک پاکم
خیالم شد که یار از زابل آمد
⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔⇔
شعر در مورد غارت وطن
زمزمهها شنیدهام، جان پدر کجاستی؟
از همه دل بریدهام، جان پدر کجاستی؟
زنگ زدم فزون ز صد به گوشیات جوابگو
پای بنه به دیدهام، جان پدر کجاستی؟
پیر شدم، جوان شدی، وای به من خزان شدی
زحمت تو کشیدهام، جان پدر کجاستی؟
دلهره میکشد مرا، رحم نما عزیز من
به این دل رمیدهام، جان پدر کجاستی؟
در غم جانگداز تو، ای مه جانفزای من
حنجرهها دریدهام، جان پدر کجاستی
حتما بخوانید: شعر در مورد صلح ، شعر فردوسی و مولانا صلح افغانستان و شعر کودکانه دوستی
شعر در مورد ظلم طالبان
کابل تو ای دیار غرور و حماسه ها
از رزم دلیران تو صد ها سروده ها
از روزگار باستان تو سازد خبر همی
شیوا مدایح و خجسته قصیده ها

