شعر در مورد صید ، ماهی و صیاد و شکار و شکار چی و ماهیگیری

شعر در مورد صید

شعر در مورد صید

شعر در مورد صید ، ماهی و صیاد و شکار و شکار چی و ماهیگیری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

اگر صید تو شد جانم

پشیمانم، پشیمانم

ز مهرم دل کندی ولی

آن که می گفتمت همانم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صید و صیاد

کشتن خود خواستم از غمزه خون ریز او

گفت صید انداز ساکن، صید را تعجیل چیست

رهروان صدق را از راحت و محنت چه غم

عاشقان کعبه را پرسش ز راه و میل چیست

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خنده ، تلخ یار و معشوق از ته دل ، خنده و گریه و شادی کودکانه کودک

شعر در مورد صید ماهی

صید توام، ترک من مگیر، که دیگر

صید چنین کس به روزگار نگیرد

روز نباشد که در فراق رخ تو

روی من از خون دل نگار نگیرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد صید

به صید عاشق بیدل گشاده زلف تو چنگل

به صید بیدل مسکین کشیده چشم تو

خنجر شکنج سنبل پست تو گنج صورت و معنی

فریب نرگس مست تو زیب جامه و زیور

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره صید

چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند

پلنگ صید فکن قصد آهوان نکند

چو تیر غمزه خونریز در کمان آرد

دل شکسته صاحبدلان نشانه کند

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ادب ، تواضع و احترام و مهرورزی و اخلاق و معرفت و تربیت از مولانا

شعر صید ماهی

هر کمندی نکند صید مرا چون منصور

صید چون دار به آغوش توان کرد مرا

بس که صائب زده ام جوش ز رنگینی فکر

در قدح چون می سر جوش توان کرد مرا

⇔⇔⇔⇔

شعر ماهی صید ناشدنی

به صید لاغر خونین دلان که پردازد؟

که صید پیشه این بوم و بر، شکار خودست

چگونه مهر جهانتاب محو خود نشود؟

درین مقام که هر ذره بیقرار خودست

⇔⇔⇔⇔

کتاب شعر ماهی صید ناشدنی

اگر به صید زبون تیغ او کند اقبال

ز خون صید حرم کعبه لاله زار شود

ز رام گشتن آهو به صحبت لیلی

به آن رسیده که مجنون امیدوار شود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد همدان ، ادبیات بومی همدان و وصف شهر همدان

کتاب شعر ماهی صید نشدنی

هزار صید به یک تیر می تواند کشت

فتاده بر سر هم بس که صید درکویش

عزیز مصر چنین یوسفی ندارد یاد

که سنگ خاره شود لعل در ترازویش

⇔⇔⇔⇔

شعر صید

گر چه از سرگشتگان این محیطم عمرهاست

نیست غیر از مشت خاری حاصل گرداب من

دارد از زورآوری خم در خم صید نهنگ

سر فرو نارد به صید ماهیان قلاب من

⇔⇔⇔⇔

شعر صیدی هورامی

آهوان صید مردمند و دلم

صید آن آهوان مردمدار

کار ما با ستمگری افتاد

که بجز قصد ما ندارد کار

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آتش ، عشق و دل و شب و چای و آتش نشانی برای کودکان

شعر صیدم به کمند است

بند نامضبوط و صید بسته قادر بر نجات

صید بند ایمن که پای صید بی زنجیر نیست

عشقت از معماری دل دور دارد خویش را

این کهن ویرانه گویا لایق تعمیر نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر صید و صیاد

همه آهنگ لقا کن خمش و صید رها کن

به خموشیت میسر شود این صید وحوشت

تو دهان را چو ببندی خمشی را بپسندی

کشش و جذب ندیمان نگذارند خموشت

⇔⇔⇔⇔

شعر صید افتاده به خونم

یا چون پسر ادهم راند به سوی آهو

تا صید کند آهو خود صید دگر یابد

یا چون صدف تشنه بگشاده دهان آید

تا قطره به خود گیرد در خویش گهر یابد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد آرامش ، زندگی و دل و دریا و شب با یاد خدا از مولانا

شعر صیدی

دام فکندم که تا صید کنم ماهیی

صید سلیمان وقت جان من انگشتری

این چه بهانست خود زود بگو بحر کیست

از حسد کس مترس در طلب مهتری

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.