متن ادبی زمستان ، گذشت و بهار آمد + زمستان سرد و برف و سرما و بهار

متن ادبی زمستان

متن ادبی زمستان ، گذشت و بهار آمد + زمستان سرد و برف و سرما و بهار

متن ادبی زمستان ، گذشت و بهار آمد + زمستان سرد و برف و سرما و بهار همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

متن ادبی زمستان

مأوای ما گلبرگ کوچکی ست

بازمانده از باغی دور با هزار زمستان دیوانه اش

در پی و سهم ستاره از آفتاب تنها تبسم پنهانی ست

که در انعکاس تکلم شب جاری ست

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستانی

خوردن یک سیب رسیده‌ی سفید

در یک روز شفاف و روشن زمستانی محبوب من !

دل بستن به تو مثل شادمانی نفس کشیدن است

در یک درختزار پوشیده از برف

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جهل ، نادانی و خرافات و حماقت مردم و انسان از مولانا

متن ادبی زمستان سرد

زمستان گرمترین فصل سال است!

وقتی درخت ها لباس هایشان را در می آورند

و تو برای اولین بار

دستم را می گیری..!

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستان گذشت و بهار آمد

فصلی‌ست

میان پاییز و زمستان

فصلی به نام فصل گریه

که از همیشه

به آسمان نزدیکتری…

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستان و برف

زمستان سرد نیست

درد است

وقتی دست هایم

تنها خودم را

به آغوش می کشند !

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جوانی ، از دست رفته و نوجوانی و پیری و شعر کوتاه جوانی گذشت

متن ادبی زمستان

زمستان نیست …

دلتنگی توست

که به لرزه انداخته ،

چهار ستون دلم را !!

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستان گذشت بهار آمد

من از

“چشمان سبزش”

در شگفتم!

که حتی در زمستان هم

بهاریست…

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستان برفی

بهار؛ بی‌حضورِ قدم‌هات،

کابوسِ این خوابِ زمستانی ست!

دوست دارم شکوفه، بهانــــــۀ تو باشد

و تو پیراهنِ

تمــــامِ فصل‌ها که در راهند . . .

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جاده ، عشق فریدون مشیری و راه مسیر برفی و بی انتها زندگی تنهایی

متن ادبی زمستانه

بی‌تابانه

منتظرِ توام،

غریقی خاموش،

در کولاکِ زمستان …!

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی زمستان و بهار

پروانه به خرس گفت: دوستت دارم …

خرس گفت: الان می خوام بخوابم.

باشه بیدار شم حرف می زنیم …

خرس به خواب زمستانی رفت

و هیچ وقت نفهمید که عمر پروانه

فقط ۳ روز است …

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی کوتاه زمستانی

لبوفروشها تابستان استراحت دارند

بستنی فروش ها ، زمستان

بیچاره آدم فروش ها

دریغ از یک لحظه استراحت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثریا ، شعر در مورد اسم ثریا و شعر عاشقانه شهریار به ثریا

متن ادبی درباره صبح زمستانی

نخواه فراموشت کنم!

آخر کدام درخت زمستانی در کدام بهمن ؛

خانه تکانی کرده است؟

دیوانه من تازه عاشقت شده ام…!!!

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی یک روز زمستانی

سرگردانم میان آدم برفی های کوچکی

که بعد از تو در قلبم مخفی شده اند

و شعرهایی که دلم می خواهد

هر صبح از پنجره ی دلتنگی هایم

راهی مسیر گنجشک ها بکنم

سرمای هزار زمستان در دلم جاخوش کرده

بعد رفتن ات من پیر شده ام

آنقدر پیر که دست های یخی آدم برفی ها

یاد تو را از شانه هایم می تکانند

⇔⇔⇔⇔

متن ادبی روز سرد زمستانی

نه زمستانی باش

که بلرزانی

نه تابستانی باش

که بسوزانی

بهاری باش که برویانی…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد کوه ، دنا و بیستون و دماوند و الوند + کوه و برف و تنهایی و ابر

متن ادبی درباره زمستان سرد

دوست داشتنت…

چای داغیست که هنگام رانندگی

در یک جاده ی ناهموار در چله ی زمستان

نوش میکنم

همانقدر احمقانه…

همانقدر دلچسب…

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.