شعر در مورد سختی ، زندگی و روزگار و تحمل سختی کشیدن

شعر در مورد سختی

شعر در مورد سختی ، زندگی و روزگار و تحمل سختی کشیدن

شعر در مورد سختی ، زندگی و روزگار و تحمل سختی کشیدن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاست

چاره عشق احتمال شرط محبت وفاست

⇔⇔⇔⇔

صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم

همه دانند که در صحبت گل خاری هست

⇔⇔⇔⇔

تا تو هستی زندگی زیباست چون یک خواب خوش

این همه سختی برایم سهل و آسان می شود

⇔⇔⇔⇔

مرا ببوس!

روزهای سختی در پیش است

 بگذار تو را

کمی پس‌انداز کنم.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی زندگی

عمرم گذشت و سختی جان را نگر که باز

در انتظار طلعت فردا نشسته ام

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سگ ،گله مهربان و باوفا اصحاب کهف + سگ کشی

شانه‌های تو …

همچو صخره‌های سخت و پر غرور

موج گیسوان من در این نشیب

سینه می‌کشد چو آبشار نور

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد سختی زندگی

سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی

⇔⇔⇔⇔

مثل یک شعر

مرا تنگ در آغوش بگیر

که هوای غزلم

سخت شبیه تن توست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی های زندگی

دوستت دارم اگر عشق به آن سختی هاست

دوستم داشته باش عشق به این آسانی ست

⇔⇔⇔⇔

چون سرخ‌ترین سیب

در آغوش درختی

سخت است تو را دیدن و

از شاخه نچیدن

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی زندگی

جانی به تلخی می کَنم ، جسمی به سختی می کشم

روزی به آخر می برم ، خوابی پریشان می کنم

⇔⇔⇔⇔

لبخند بزن

به همه گل‌های زیبای عالم

که از زمینی سخت می‌رویند

و جهانت را، زیبا می سازند.

لبخند بزن …

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره سختی زندگی

عاقبت هرچه بود با سختی

سر ِ خورشید را جدا کردند

⇔⇔⇔⇔

تا امروز از تو نوشتم

امشب از عشقت انصراف می دهم

سخت است

دوست داشتن تو

خسته ام

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی کشیدن

چادرش را تکاند، با سختی یا علی گفت و از زمین پا شد

پیش چشمان بی تفاوت ما ناله هایش فقط تماشا شد

⇔⇔⇔⇔

کسی از غیبتِ پنهانِ ستاره به دریا نمی‌رسد

ما سکوتِ سختِ‌ این همه راه را

به دندان شکسته‌ایم

پس تو … تنفسِ ناتمامِ من

کی، کی پروانه خواهی شد؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثابت قدمی ، ثبات قدم و پایداری و عزم راسخ

شعر درباره سختی کشیدن

هر چه سختی می کشم از تنگی آغوشهاست

با قفس خو کرده بودم بال و پر حقم نبود

⇔⇔⇔⇔

یک نفر هست

که خود نیست

ولی خاطره‌اش

صبح ِ هر روز

مرا سخت بغل می‌گیرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی روزگار

وصفت دچار مشکل سختی کند مرا

آخر لغات من همه فرهنگ می شود

⇔⇔⇔⇔

مثل یک شعر

مرا تنگ در آغوش بگیر

که هوای غزلم

سخت شبیه تن توست

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره سختی روزگار

کنار گیسوانت رهبری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

و راضی کردنت به همسری ؛ سخت َ ست ؛ می فهمی؟

⇔⇔⇔⇔

تمام دنیا

محله‏ ی کوچکی ‏ست

که تو در آن متولد می شوی

و من

میان بازیِ بچه ‏های محله

به عشق تو

پیر می شوم..!

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد سختی روزگار

می شود سخت ترین مساله آسان باشد

پشت هر کوچه ی بن بست خیابان باشد!

⇔⇔⇔⇔

بر فرو رفتگی های این سنگ

دست بکش

و قرن ها

عبور رودخانه را حس کن!

سنگ ها

سخت عاشق می شوند

اما فراموش نمی کنند!

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره سختی روزگار

می تواند که تو را سخت زمینگیر کند

درد یک بغض اگر بین گلو گیر کند

⇔⇔⇔⇔

از من کارهای سخت بخواه!

مثلا هوس توت فرنگی کن در چله ی زمستان!

برایم بهانه ای در قله ی قاف بتراش!

یا من را

به جنگ اژدها بفرست

اما هرگز نخواه

که دوستت نداشته باشم.

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد سختی روزگار

سخت دل دادی به ما و ساده دل برداشتی

دل بریدن هات حکمت داشت: دلبر داشتی

⇔⇔⇔⇔

چین و چروک های صورتم را

که ادامه دهی

به رفتنت می رسی

به زمستانی سخت

به برف

که سال هاست

جای سایه ات

روی سرم می نشیند.

⇔⇔⇔⇔

شعر درمورد سختی های روزگار

کماکان تکیه بر تأویل برخی فال ھا سخت است

نتیجه گیری از کف بینی رمال ھا سخت است

کسی می آید از آن دورھا -اسفار می گوید-

ولی فائق شدن بر لشکر دجال ھا سخت است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد کوه ، دنا و بیستون و دماوند و الوند + کوه و برف و تنهایی و ابر

سخت است

همزیستی دائم با کسانی که

دغدغه هایت را نمی فهمند

اما

عزیزان تواند!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی

تو دیدی سادہ ایم و آسمان را بارمان کردی

تحمل کردن این بار بر حمال ھا سخت است

“در این جا چار زندان است” شاید بیشتر حتا

عبور از میله ھای نحس با این بال ھا سخت است

⇔⇔⇔⇔

چقدر سخته

دلتنگ صدایی باشی

که قول دادی

هیچ وقت مزاحمش نشی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی عشق

-بدون شرح- لب می بندم از چیزی که می بینم

که ھجی کردن دنیا برای لال ھا سخت است.

من از سگ-دو زدن ھا خسته ام، ای مرگ می بینی!

به دست آوردن نان حلال این سال ھا سخت است.

⇔⇔⇔⇔

مرا فرشی نیست

تا در راهت بیافکنم

مرا  تنها یک رویاست

و  آن را در پایت می افکنم

گامهایت را بر رویایم بگذار

اما پایت را سخت بر آن مفشار

زیرا آنچه زیر پای توست

رویای من است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی ها

دلم از رفتن تو سخت به هم می ریزد

بروی واژه ی خوشبخت به هم می ریزد

⇔⇔⇔⇔

زندگی، بدون روزهای سخت نمی شود

روزهای سخت، همچون برگهای پاییزی شتابان فرو می ریزند،

در زیر پاهای تو، اگر بخواهی

فراموش نکن !

برگهای پاییزی بی شک در تداوم بخشیدن به مفهوم درخت 

و مفهوم بخشیدن به تداوم درخت، سهمی از یاد نرفتنی دارند.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی راه عشق

سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است

در خیالات خـودت قــصـــــر بسازی، سخت است

⇔⇔⇔⇔

چقدر سخت است که روزها..

نه ماهها از احساس عشق دور باشی!

نمی دانم چه شده..

اما مدتهاست که زبانم سکوت کرده

و چشمهایم دیگر پاسخ نگاههای پر احساسشان را نمی‌گیرند

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی راه

سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی

⇔⇔⇔⇔

 خداوندان کام و نیکبختی

چرا سختی برند از بیم سختی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی های زندگی

خنجر از بیگانه خوردن سخت و درمان سختتر

نیشخند دوستان اما دوچندان سختتر

⇔⇔⇔⇔

 نگفتم روزه بسیاری نپاید

ریاضت بگذرد سختی سر آید

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی عشق

لایق وفا باشی او جفا کند سخت است

مثل یک غریبه اگر با تو تا کند سخت است

⇔⇔⇔⇔

 درونه خون شد و سختی جان من بنگر

که دل هنوز شکیبا نمی توانم کرد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی ها

سخت بود اما تو رفتی و دو چندان سخت شد

زندگی بعد از تو همچون کندن جان سخت شد

⇔⇔⇔⇔

ز لطف غیب به سختی رخ از امید متاب

که مغز نغز مقام اندر استخوان گیرد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد تحمل سختی ها

سخت است هی باشدخیالت ، هی نباشی تو

هی من بسازم عشق را ، از هم بپاشی تو

⇔⇔⇔⇔

ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا

به وصل خود دوایی کن دل دیوانه ما را

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره تحمل سختی ها

سخت دلگیری و از من گله داری چه کنم؟

باز انگار سر غائله داری چه کنم؟

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثریا ، استاد شهریار + شعر در مورد اسم ثریا

هر نصیحت که کنی بشنوم ای یار عزیز

صبرم از دوست مفرمای که من نتوانم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی ها و مشکلات

با دلم سر سخت شو … تا می توانی سخت تر

می شود دل کندنم با مهربانی سخت تر

⇔⇔⇔⇔

کسی که روی تو دیده‌ست حال من داند

که هر که دل به تو پرداخت صبر نتواند

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره سختی ها و مشکلات

چش‍ــــــم‌هایت روزگارم را پریشان کرده است

این عمارت را نگاهت سخت ویران کرده است

⇔⇔⇔⇔

صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را

تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

⇔⇔⇔⇔

شعری درمورد تحمل سختی ها

زخمی که من برداشتم فهمیدنش سخت است

سخت است حتی لحظه ای هم جای من باشی

⇔⇔⇔⇔

مایه پرهیزگار، قوت صبرست و عقل

عقل گرفتار عشق، صبر زبون هواست

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف سختی زندگی

شاخه ی بید ی و با هر باد سـر،خـم می کنـی

سخت آوردم به دستـت سـاده تـرکــم مـی کنی

⇔⇔⇔⇔

فراقم سخت میآید ولیکن صبر می‌باید

که گر بگریزم از سختی رفیق سست پیمانم

سعدی

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف سختی روزگار

همیشه از تو نوشتن برای من سخت است

که حس و حال صمیمانه داشتن سخت است

⇔⇔⇔⇔

بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد

ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن

مولانا

⇔⇔⇔⇔

شعر در وصف سختی

خرابه ی دل من را کسی نخواهد ساخت

که بر خرابه ی دل خانه ساختن سخت است

⇔⇔⇔⇔

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

⇔⇔⇔⇔

شعری در وصف سختی

می پوشمت که سخت برازنده ی منی

امشب به شب نشینی خورشید دعوتم

⇔⇔⇔⇔

دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم

و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم

⇔⇔⇔⇔

شعر سختی زندگی

از ازل ایل و تبارم همه عاشق بودند

سخت دلبسته ی این ایل و تبارم چه کنم؟

⇔⇔⇔⇔

رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد

همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو شمع

کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت

تا در آب و آتش عشقت گدازانم چو شمع

⇔⇔⇔⇔

شعر سختی زندگی

شده هرگز دلت مال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

نگاهت سخت دنبال ِ کسی باشد که دیگر نیست؟

⇔⇔⇔⇔

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار

کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

حافظ

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی زندگی

سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم

شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم

⇔⇔⇔⇔

بر غمم گفتی صبوری کن، بلی شاید کنم

هیچ جایی، صبر اگر بی آب ماهی می‌کند

ظهیر الدین فاریابی

⇔⇔⇔⇔

شعر برای سختی زندگی

اگرچه دست و دلی سخت ناتوان دارم

تو را نمی دهم از دست ، تا توان دارم

⇔⇔⇔⇔

من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی

ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی

من صبر نکردم که به این روز بیفتم

اینقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی

ای دوست کجایی

روزبه بمانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سختی زندگی

فقط این جمله که سخت است نگویم با تو :

دوستت دارم و دانی –به همین آسانی

⇔⇔⇔⇔

بر عشق توام، نه صبر پیداست نه دل

بی روی توام، نه عقل برجاست نه دل

این غم که مراست، کوه قافست نه غم

این دل که تراست، سنگ خاراست نه دل

رودکی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سختی های زندگی

حرفِ دلت را با غزل حالی کنی سخت است

شاعر که باشی عشق زجر دیگری دارد

⇔⇔⇔⇔

از درد دل خود به فغانم چه کنم؟

وز زندگی خویش به جانم چه کنم؟

صبرست مرا چاره و دانند همه

لیکن من بیچاره ندانم، چه کنم؟

هلالی جغتایی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جاده ، برفی و بی انتها زندگی و عشق و تنهایی

شعر کوتاه سختی زندگی

بگذاری نفسم با نفست گرم شود

سختی عاطفه ات با قلمم نرم شود

⇔⇔⇔⇔

دوش عقلم هوس وصل تو شیدا می‌کرد

دلم آتشکده و دیده چو دریا می‌کرد

نقش رخسار تو پیرامن چشمم می‌گشت

صبر و هوش من دلسوخته یغما می‌کرد

عبید زاکانی

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره سختی زندگی

اینقدر سختی نکن

نزدیک تر بیا

بگذار نفسِ حبسِ سینه ات

لب هایم را زنده کند

این همه تاریکی دلیلی ندارد

شب را برای بوسه آفریده اند

⇔⇔⇔⇔

می‌توانم بود بی تو، تاب تنهاییم هست

امتحان صبر خود کردم، شکیباییم هست

سوی تو گویم نخواهم آمد اما، می‌شنو

ایستاده بر در دل، صد تقاضاییم هست

وحشی بافقی

⇔⇔⇔⇔

من صبورم اما

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم

یا اگر شادی زیبای تو را

به غم غربت چشمان خودم می‌بندم

من صبورم اما

چه قدَر با همه عاشقی‌ام محزونم

و به یاد همه خاطره‌های گل سرخ

مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم

من صبورم اما

بی دلیل از قفس کهنه شب می‌ترسم

بی دلیل از همه تیرگی رنگ غروب

و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند

من صبورم اما

آه، این بغض گران

صبر چه می‌داند چیست

حمید مصدق

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.