چهارشنبه , 14 آوریل 2021

شعر در مورد شب بیداری

شعر در مورد شب بیداری ، شعر حافظ و شعر کوتاه درباره شب بیداران و بی خوابی شب

شعر در مورد شب بیداری ، شعر حافظ و شعر کوتاه درباره شب بیداران و بی خوابی شب همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد شب بیداری

گر چه با یادش ، همه شب

تا سحر گاهان نیلی فام ، بیدارم

گاهگاهی نیز ، وقتی چشم بر هم می گذارم

آنچنان روشن که من در خواب

دم به دم با خویش می گویم که : بیداری ست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب بیداری عشق

تو کی بودی که غروبت شب ممتد ترانه س؟

پلکای بسته ی چشمات ‚ واسه بیداری بهانه س

رنگ صدات رنگ نگاه ما بود

صدای تو پناه واژه ها بود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قدرت ، لیاقت و قدرت انسان و قدر نشناسی از سعدی و مولانا و حافظ

شعری در مورد شب بیداری

از خواب می ترسم

از بیداری ام بیزارم

بین خواب و بیداری ام حیرانم

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب بیداری

نیمه شب بود و غمی تازه نفس

ره خوابم زد و ماندم بیدار

ریخت از پرتو لرزنده ی شمع

سایه ی دسته گلی بر دیوار…

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره شب بیداری

در میان بسترش

تا صبح می پیچد به خویش

عاقبت از خستگی

ناچار خوابش می برد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد قهرمان ، شعر نو قهرمان وطن و سرباز و پهلوانان و امنیت کشور

شعر در مورد بیداری شب

تمام ترسم از این است

که یک شب

بخواهی که به خوابم بیایی و من

همچنان به یادت

بیدار نشسته باشم

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره شب بیداری

خواب و بیدار،

شب و روز به دنبال من است؛

جز مگر یاد تو

یار سفری می خواهم؟

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شب بیداری

با عکسهای دیگری

تا صبح صحبت می کنم

با آن اتاق خویش را

بیهوده تزیین می کنم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد زبان ، نیش زبان و زبان مادری و خاموشی و زبان خوش از مولانا

شعر کوتاه در مورد شب بیداری

بیدار شو!

من تمام شب را

با لالایی عشق تو

بیدار مانده ام

بیدار شو!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شب و بیداری

خسته ام

بعد تو از این همه شب بیداری

دم به دم

یاد تو و درد و غم و بیداری

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره شب بیداری

در بیداری خواب دیدم

آمده ای

می خندی

مهربانی ات نور می پاشد

به دل تاریک و خسته ی من …

بیشتر بخوانید : شعر در مورد کوچ ، شعر درباره کوچ بختیاری و عشایر + کوچ پرستوهای مهاجر

شعر درباره ی شب بیداری

روز مثل همیشه

در پنجره به تاریکی گرایید

و شب شد

به نور چراغ

در شیشه خیره شدم

و در اعماق

تنهایی را دیدم

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره بیداری شب

 چشم من از درد بیخوابی

درین وادی گداخت

سایه خاری نشد پیدا

که مژگانی کند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شب بیداری

صبح از بالین اگر سر بر ندارد بهتر است

عاشقی که در شب دیدار خوابش می برد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد کویر ، جملات بزرگان و متن کوتاه کویر دل از سهراب و مولانا و شاملو

شعر درباره شب و بیداری

هر بار

به هر حادثه قلبم که شکست

گفتم شوم

از خوابِ تو بیدار،نشد

شعر در مورد شب بیداری ، شعر حافظ و شعر کوتاه درباره شب بیداران و بی خوابی شب

نخستین نگاه؛

لحظه ای است

که در میان خواب و بیداری

زندگی جدایی می اندازد

.

هر شب از افغان من

بیدار خلق اما چه سود

آنکه باید بشنود

افغان من بیدار نیست

.

شب هجران و تنهایی

و بی مــِـی مانده بیدار

خدا را شکر چون خاطر

به جای دیگری دارم

.

گر چه با یادش ، همه شب

تا سحر گاهان نیلی فام ، بیدارم

گاهگاهی نیز ، وقتی چشم بر هم می گذارم

آنچنان روشن که من در خواب

دم به دم با خویش می گویم که : بیداری ست

.

دنیا را بغل گرفتیم

گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد

خوابمان برد

بیدار شدیم

دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *