شعر در مورد گل سرخ ، در شعر حافظ و شعر کوتاه گل و شعر گل از سهراب سپهری

شعر در مورد گل سرخ

شعر در مورد گل سرخ ، در شعر حافظ و شعر کوتاه گل و شعر گل از سهراب سپهری

شعر در مورد گل سرخ ، در شعر حافظ و شعر کوتاه گل و شعر گل از سهراب سپهری همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد گل سرخ

نیینى باغبان چون گل بکارد

چه مایه غم خورد تا گل بر آرد

به روز و شب بود بى صبر و بى خواب

گهى پیراید او را گه دهد آب

گهى از بهر او خوابش رمیده

گهى خارش به دست اندر خلیده

به امید آن همه تیمار بیند

که تا روزى برو گل بار بیند

فخرالدین اسعد گرگانی

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد گل سرخ

دوست داشتن

فقط گفتن “دوستت دارم” نیست

بگذار دوست داشتنت

مثل نشانی خانه ای باشد

که نه از کوچه اش معلوم است

نه از رنگ درش

و نه از پلاکش

و فقط  آن را

از عطر گل های باغچه اش میشناسی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ماه ، گرفتگی و شعر حافظ در مورد ماه آسمان و ستاره و دلتنگی عاشقانه

شعر در باره گل سرخ

خوش آنکه نشینیم میان گل و لاله

ماه و تو به کف شیشه و در دست پیاله

در طرف چمن ساقی دوران می عشرت

در ساغر گل کرده و پیمانه لاله

بر سرو و سمن لؤلؤ تر ریخته باران

بر لاله و گل در و گهر بیخته ژاله

وز شوق رخ و قامت تو پیش گل و سرو

بلبل کند افغان به چمن فاخته ناله

ای دلبر گلچهره که مشاطه صنعت

بالای گل از سنبل تر بسته کلاله

آهنگ چمن کن که به کف بهر تو دارد

گل ساغر و نرگس قدح و لاله پیاله

عید است و به عیدی چه شود گر به من زار

یک بوسه کنی زان لب جان بخش حواله

گفتی چه بود کار تو ‌هاتف همه عمر

هر روز دعاگوی توام من همه ساله

شعر از هاتف اصفهانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد گل رز

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا

خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا

رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست ترا

التفاتی به اسیران بلا نیست ترا

ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا

با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد گل رز قرمز

گل نگاه تو در کار دلربایی بود

فضای خانه پر از عطر آشنایی بود

به رقص آمده بودم چو ذره‌ای در نور

ز شوق و شور که پرواز در رهایی بود

چه جای گل که تو لبخند می‌زدی با مهر

چه جای عمر که خواب خوش طلایی بود

هزار بوسه به سوی خدا فرستادم

از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود

شب از کرانه دنیای من جدا شده بود

که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود

شعر از فریدون مشیری

بیشتر بخوانید : شعر در مورد محبت ، و دوستی و مهربانی بیش از حد و زیادی به دوست و دیگران

شعر در مورد گل رز سفید

پیرهن گل دار بپوش

اینگونه بهار با آغوش تو هماهنگ می شود

اینگونه بوسه هایم در آغوش‌ ات گل می دهند

اینگونه آغوش تو بهاری می شود …

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد گل رز زرد

نرگس آتش پرستی داشت شبنم می‌فروخت

با همان چشمی که می‌زد زخم مرهم می‌فروخت

زندگی چون برده داری پیر در بازار عمر

داشت یوسف را به مشتی خاک عالم می‌فروخت

زندگی این تاجر طماع ناخن خشک پیر

مرگ را همچون شراب کهنه کم کم می‌فروخت

در تمام سال‌های رفته بر ما روزگار

شادمانی می‌خرید از ما و ماتم می‌فروخت

من گلی پژمرده بودم در کنار غنچه‌ها

گلفروش ای کاش با آنها مرا هم می‌فروخت

شعر از فاضل نظری

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه درباره گل رز

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم

عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم

با عقل آب عشق به یک جو نمی رود

بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد معرفت ، دوست و مردانگی داشتن رفیق و مرام خدا و معرفت نفس

شعر نو کوتاه درباره گل سرخ

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد

که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل

که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب

خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل

کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

هزار جان مقدس فدای آن جانی

که او به مجلس ما امر اشربوا دارد

سؤال کردم گل را که بر کی می‌خندی

جواب داد بر آن زشت کو دو شو دارد

هزار بار خزان کرد نوبهار تو را

چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

پیاله‌ای به من آورد گل که باده خوری

خورم چرا نخورم بنده هم گلو دارد

چه حاجتیست گلو باده خدایی را

که ذره ذره همه نقل و می از او دارد

عجب که خار چه بدمست و تیز و روترشست

ز رشک آنک گل و لاله صد عدو دارد

به طور موسی بنگر که از شراب گزاف

دهان ندارد و اشکم چهارسو دارد

به مستیان درختان نگر به فصل بهار

شکوفه کرده که در شرب می غلو دارد

شعر زیبا از حضرت مولانا در مورد گل

⇔⇔⇔⇔

شعری کوتاه در مورد گل سرخ

در ژرف تو

آینه ایست

که قفس ها را انعکاس می دهد

و دستان تو محلولی ست

که انجماد روز را

در حوضچه ی شب غرق می کند.

ای صمیمی

دیگر زندگی را نمی توان

در فرو مردن یک برگ

یا شکفتن یک گل

یا پریدن یک پرنده دید

ما در حجم کوچک خود رسوب می کنیم.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره گل سرخ

سفر دراز نباشد به پای طالب دوست

که خار دشت محبت گل است و ریحان است

سعدی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نماز ، جمعه و جماعت خواندن و نماز کودکانه و ریا از مولانا

شعری درباره گل سرخ

روزی نو

آغازی نو

جغرافیای بوسه ی من، کجایی؟

تا در سپیده های تو پهلو گیرم

عطر گل شب بو کجایی؟

دلم می خواهد

چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی

آسمان آب شده در تنگ بلورین من

موجی کف بر لبم

که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم

و لب پر زنان به بستر خود می روم

بی آنکه تو را ببینم

روزی تو

آغازی نو

جغرافیای خانه ی من، کجایی؟

⇔⇔⇔⇔

بیت شعر در مورد گل سرخ

هست تهی خارها نیست در او بوی گل

کور بجوید ز خار لطف گل و بوی‌ها

مولانا

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد غنچه گل سرخ

بیدار شو!

من تمام شب را

با لالایی عشق تو

بیدار مانده ام

بیدار شو!

مرا احساس کن

ببین

جای بوسه هایم

روی لب هایت شکوفه داده اند

و تو ….

از فردا

انگشت نمای تمام مردم شهر خواهی بود

بیدار شو…

بیشتر بخوانید : شعر در مورد نقاشی ، کشیدن خدا و چهره عشق من و طبیعت زیبا کودکانه

شعر کوتاه درباره گل سرخ

چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت

کز غنچه چو گل خرم و خندان به درآیی

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه درباره گل سرخ

گلی را که دیروز

به دیدار من هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ نازنین تو

امروز پژمرد

همه لطف و زیبایی اش را

که حسرت به روی تو می خورد و

هوش از سر ما به تاراج می برد

گرمای شب برد

صفای تو اما ، گلی پایدار است

بهشتی همیشه بهار است

گل مهر تو در دل و جان

گل بی خزان

گل، تا که من زنده ام ماندگار است

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.