در مورد تاریخ کانادا بیشتر بدانید

در مورد تاریخ کانادا بیشتر بدانید

مهمترین وقایع تاریخ کانادا در یک نگاه

داشتن اطلاعات کامل در مورد کشوری که قصد ادامه تحصیل در آن را دارید کاملا منطقی است. به هر حال شما قصد دارید در کشوری خارجی برای چند سال زندگی و تحصیل کنید؛ در میان جامعه بومی معاشرت کنید و برای امرار معاش کار کنید؛ پس چه بهتر که بدانید وارد چه جامعه ای می شوید و جامعه جدید شما از لحاظ فرهنگی و تاریخی چگونه است. چقدر می توانید با مردمان این جامعه ارتباط برقرار کنید و اساسا برای برقراری این ارتباط چه چیزهایی لازم است از سابقه آنها بدانید.

بنابراین اگر می خواهید پذیرش تحصیلی کانادا در مقاطع مختلف بگیرید و ویزای تحصیلی کانادا دریافت کنید، شناخت تاریخ کانادا ، فرهنگ کانادایی ، نقشه استان ها و قلمروهای کانادا ، نظام مالیاتی کانادا، سیستم بهداشت و درمان کانادا و … بسیار می توانند به درک و دانش شما از این جامعه کمک کنند. وقتی به این جمع بندی رسیدید که کانادا انتخاب درستی برای شماست، آن وقت می توانید با مشاورین و متخصصین تحصیل در کانادا در مجموعه اسمارت اپلای تماس بگیرید تا راهنمایی های لازم را به شما برای تحصیل کارشناسی ارشد در کانادا ، تحصیل دکترا در کانادا و زمینه های دیگر مطرح در خصوص تحصیل در بهترین دانشگاه های کانادا- شرایط پذیرش و شهریه شما ارائه دهند.
این شما و این هم تاریخ کانادا و اطلاعات جالب و جذابی که در مورد گذشته این سرزمین بزرگ شمالی وجود دارد.

کانادای قدیم: زندگی آرام و سنتی بومیان کانادا

وقتی اروپایی ها شروع به کاوش در کانادا کردند ، در ابتدا تمام مناطق تحت اشغال مردمان بومی را هند نامیدند، زیرا اولین کاشفان فکر می کردند که به هند شرقی رسیده اند. مردمان بومی با شکار و برخی دیگر با پرورش محصولات زراعی زندگی را سر می کردند. سرخپوست ها یا اینوئیت ها در حیات وحش قطب شمال زندگی می کردند. بومیان ساحل غربی با مصرف و فروش ماهی های خشک شده و دودی شده زندگی می کردند. جنگ بین گروههای بومی به دلیل رقابت بر سر زمین ، منابع طبیعی و منزلت بیشتر در جریان بود.
اما ورود تجار، مبلغین، سربازان و استعمارگران اروپایی سبک زندگی بومیان را برای همیشه تغییر داد. تعداد زیادی از بومیان به علت بیماری هایی که اروپایی ها با خود به این سرزمین آوردند از دنیا رفتند. با این حال ، بومیان و اروپایی ها در ۲۰۰ سال نخست همزیستی مشترک که به واقع به شکل گیری و پایه گذاری کانادا انجامید، پیوندهای اقتصادی و اجتماعی و مذهبی و نظامی عمیقی با یکدیگر ایجاد کردند.

اروپایی ها از راه می رسند

اولین اروپایی هایی که به کانادا رسیدند، وایکینگ ها بودند که پایشان به جزایر نیوفانلند و لابرادور باز شد. در سال ۹۸۶ یک وایکینگ به نام بیجارنی هرجولفسن به صورت اتفاقی پایش به کانادا باز شد و این سرزمین جدید را کشف کرد. این گذر اتفاقی زمینه ساز آن شد که رفته رفته گروه‌های اروپایی تصمیم به سفر و مهاجرت به کانادا کنند. اما ۲۴ جون ۱۴۹۷ عزیمت جان کبوت انگلیسی به آمریکای شمالی و بنادر اقیانوس اطلس زمینه ساز علاقه دولت انگلیس به کانادا و مخصوصا کسب‌وکار ماهیگیری شد. به واقع ورود کبوت از رویدادهای مهم در تاریخ کانادا به شمار می رود چرا که مهاجرت به کانادا و اقامت به کانادا را سرعت بخشید. او اولین کسی بود که نقشه سواحل شرقی کانادا را ترسیم کرد.

کاوش در یک رودخانه ، نامگذاری کانادا

بین سالهای ۱۵۳۴ و ۱۵۴۲ ، ژاک کارتیه سه سفر به سراسر اقیانوس اطلس را انجام داد و مدعی زمین برای پادشاه فرانسه، فرانسیس اول شد. کارتیه در سفر خود شنید که در زبان مردم بومی واژه ای بنام kanata وجود دارد که معنای “دهکده” می دهد. تا پایان دهه ۱۵۵۰ ، نام کانادا رفته رفته در نقشه ها ظاهر شد. ژاک کارتیه علاوه بر نام گذاری کانادا اولین اروپایی بود که رودخانه سنت لارنس را کاوش کرد و چشمانش به شهرهای کبک و مونترال امروزی روشن شد.

فرانسوی ها قدرت می گیرند

در اوایل قرن هفدهم، رفته رفته فرانسوی ها قدرت گرفتند. در سال ۱۶۰۳ یک فرانسوی به نام ساموئل دو شامپلن (۱۵۶۷-۱۶۳۵) به رودخانه سنت لارنس رفت. در سال ۱۶۰۴، او به همراه پیر دومونتس پورت رویال را در نوا اسکوشیا تاسیس کرد. در سال ۱۶۰۸ ساموئل دو شامپلن قلعه ای را ایجاد کرد که امروز آن را کبک می خوانند. حدود ۴۰ سال بعد و در سال ۱۶۴۲ دولت فرانسه شهر مونترال را بنا گذاشت. مستعمره جدید در کانادا به نام «فرانسه نو» نامگذاری شد.
فرانسوی ها و بومیان اهداف اقتصادی مشترکی داشتند. تجارت خز منافع قابل توجهی برای دو طرف داشت به ویژه که در اروپا تقاضای بسیار قابل توجهی برای خز وجود داشت. همزمان رهبران برجسته فرانسوی مانند ژان تالون ، اسقف لاوال و کنت فرونتناک یک امپراطوری فرانسوی را در آمریکای شمالی بنا کردند که از خلیج هادسون به خلیج مکزیک رسید.
فرانسویان آنچنان که همواره در سنت استعماریشان دیده می شود در کانادا هم سعی در گسترش آموزه های فرهنگی و مذهبیشان داشتند. در همین راستا مسیحیان فرانسوی تلاش می کردند بومیان کانادا را به پذیرش مسیحیت ترغیب کنند، هرچند این تلاش چندان ثمر بخش نبود.
کنت فرونتناک از تسلیم کبک به انگلیسی ها در سال ۱۶۹۰ خودداری کرد و گفت: «تنها پاسخ من به این درخواست گلوله های توپی خواهند بود که روانه انگلیسی ها خواهند شد!” پیر لو موئین، یک قهرمان بزرگ فرانسه جدید بود و بسیاری از پیروزی ها بر انگلیسی ها ، از جیمز بی در شمال تا نوویس در کارائیب ، در اواخر قرن ۱۷ و اوایل قرن ۱۸ با فرماندهی او اتفاق افتاد.
سر گای کارلتون (لرد دورچستر) به عنوان فرماندار کبک از حقوق کانادایی ها دفاع کرد ، در سال ۱۷۷۵ حمله نظامی آمریکا به کبک را دفع کرد و بر مهاجرت وفاداران به نوا اسکوشیا و کبک در سال ۱۷۸۲ و ۱۷۸۳ نظارت داشت.

چشم طمع انگلیسی ها به کانادا

انگلیسی ها همواره به کانادا علاقمند بودند و تلاش آنها برای تسخیر کانادا بخش قابل توجهی از تاریخ این کشور را شکل داده است. در سال ۱۶۱۰ هنری هادسون خلیج هادسون را کشف کرد. در سال ۱۶۳۱، توماس جیمز یک سفر دیگر را به این منطقه عملیاتی کرد. خلیج جیمز به نام او نامگذاری شده است. در سال ۱۶۲۹ انگلیسی ها با هجوم به کبک موقتا این منطقه را فتح کردند هر چند در سال ۱۶۳۲ فرانسویان مجددا کبک را بازپس گرفتند. در سال ۱۶۷۰ انگلیسی ها شرکت خلیج هادسون را تاسیس کردند. این شرکت حق انحصاری برای تجارت با ساکنین منطقه خلیج هادسون را داشت. آنها با بومیان پوست و خز معامله می کردند. در همین حال رقابت بین بریتانیا و فرانسه در کانادا همچنان ادامه داشت.
مستعمرات انگلیسی در کنار ساحل دریای آتلانتیک ، که از اوایل دهه ۱۶۰۰ قدمت داشتند ، سرانجام از فرانسه جدید ثروتمندتر و پرجمعیت تر شدند. در دهه ۱۷۰۰ فرانسه و بریتانیا برای کنترل آمریکای شمالی جنگیدند. در ۱۷۵۹ ، انگلیسی ها در نبرد دشت های آبراهام در شهر کبک ، فرانسوی ها را شکستند که به منزله پایان امپراتوری فرانسه در آمریکا بود. فرماندهان هر دو ارتش ، سرتیپ جیمز ولف و مارکی دو مونتکالم ، در هنگام هدایت نیروهای خود در نبرد کشته شدند.

زندگی مردمان کاتولیک در سرزمین تحت کنترل پروتستان ها!

پس از جنگ ، انگلیس ها مستعمره جدید خود را به نام “استان کبک” تغییر نام دادند. مردم کاتولیک فرانسوی ، که به ساکنان یا کانادایی ها معروف هستند، تلاش کردند تا شیوه زندگی و چارچوب فرهنگی خود را در امپراتوری انگلیس، که انگلیسی زبان و پروتستان بود، حفظ کنند. در چنین شرایطی پارلمان انگلستان زیرکی به خرج داد و برای آنکه بتواند اکثریت کاتولیک رومی فرانسه را مدیریت کند، قانون کبک ۱۷۷۴ را تصویب کرد. به دنبال این قانون آزادی مذهبی برای کاتولیک ها امکان پذیر بود و به آنها اجازه می داد تا آموزه های مذهبی خود را دنبال کنند. کانادایی های فرانسوی تبار همچنین مجاز به حفظ قانون مدنی فرانسه در کنار قانون کیفری انگلیس بودند. در سال ۱۷۷۵ کانادا حدود ۹۰،۰۰۰ جمعیت داشت؛ حال دیگر مستعمره شکوفا شده بود.

ورود آمریکایی ها

پس از آغاز انقلاب آمریکا در سال ۱۷۷۵ انتظار آمریکایی ها این بود که کانادایی های فرانسوی تبار به آنها بپیوندند. اما این اتفاق نیفتاد. ارتش آمریکا وارد کانادا شد و مونترال را تصرف کرد. اما در نهایت نتوانست کبک را به طور کامل در اختیار خود در آورد و سربازان آمریکایی در سال ۱۷۷۶ عقب نشینی کردند.
پس از پایان نبردهای انقلاب آمریکا حدود ۴۰،۰۰۰ آمریکایی که همچنان وفادار به انگلیس باقی ماندند، به کشور تازه مستقل شده کانادا مهاجرت کردند.

نهادهای دموکراتیک شکل می گیرند

به تدریج نهادهای دموکراتیک در ساختار سیاسی کانادا توسعه یافته و شکل گرفتند. اولین مجمع نمایندگان در سال ۱۷۵۸ در هالیفاکس در استان نوا اسکوشیا انتخاب شد.
در سال ۱۷۹۱ پارلمان بریتانیا قانونی مصوب کرد که بر اساس آن دره رود لارنس به دو قسمت بالا و پایین کانادا تقسیم شد. (نوا اسکوشیا و نیوبرانزویک از این قانون مستثنی شدند). بالایی ها پروتستان و انگلیسی زبان و پایین کانادا (بعداً کبک) به شدت کاتولیک و فرانسوی زبان بودند.
این قانون همچنین برای نخستین بار مجامع قانونی را که توسط مردم انتخاب شده بود به کانادا اعطا کرد. نام کانادا در این زمان نیز رسمی شد و از آن زمان تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است. مستعمرات اقیانوس اطلس و دو کانادا در مجموع به عنوان آمریکای شمالی انگلیس شناخته می شدند.

توسعه ساختارهای اقتصادی در کانادا

ولین کمپانی های بزرگ در کانادا در دوره رژیم های فرانسه و انگلیس تشکیل شدند و برای تجارت خز رقابت کردند. شرکت خلیج هادسون با کارمندان فرانسوی، انگلیس و بومی ، برای تسلط بر تجارت مناطق مختلف کانادا فعالیت های خود را توسعه داد.
اولین موسسات مالی در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ افتتاح شدند. بورس مونترال در سال ۱۸۳۲ افتتاح شد. قرنها اقتصاد کانادا عمدتاً بر کشاورزی و صادرات منابع طبیعی مانند خز ، ماهی و چوب بود که از طریق جاده ها، دریاچه ها ، رودخانه ها و کانال ها جابجا می شدند.
در همین حال در اوائل قرن نوزدهم، تعداد زیادی از مهاجران از انگلیس راهی کانادا شدند و به سرعت رشد جمعیت کانادا را افزایش دادند. صنعت کشتی سازی در کانادا رونق گرفت و کانال ها برای کمک به تجارت ساخته شدند.

نارضایتی از وضع موجود

در اوایل قرن نوزدهم بسیاری از کانادایی ها از دولت خود رضایت نداشتند. در سال ۱۷۹۱ هر دو کانادای پایین و بالا مجاز به برخورداری از یک مجلس انتخابی شدند. با این وجود پادشاه شوراهایی را با قدرت اجرایی منصوب می کرد. در این برهه از تاریخ کانادا، هر دو جامعه کانادایی زبان فرانسوی و انگلیسی خواهان برخورداری از یک فرم دموکراتیک تر از دولت بودند. در نهایت در سال ۱۸۳۷ برخی از کانادایی ها شورش کردند. لویی جوزف پاپینو رهبری قیام کانادایی های فرانسوی زبان را به عهده داشت. با این حال شورش به زودی در هم شکسته و سرکوب شد. نهایت دولت دموکراتیک را تجربه کردند آن هم در سال ۱۸۶۷ هنگامی که انتاریو، کبک، نوا اسکوشیا و نیوبرانزویک به عنوان سرزمین های تحت سلطه کانادا در هم ادغام شدند. به واقع اول جولای ۱۸۶۷ چهار ایالت نووا اسکوشیا، نیوبرانزویک، انتاریو که قبلا کانادای غربی نامیده می شدند و کبک که قبلا کانادای شرقی نامیده می شد بر اساس توافق انجام شده، متحد شده و «حکومت کانادا» را تاسیس کردند. حال کانادا یک دولت مرکزی قوی داشت که از اتاوا، پایتخت جدید آن مدیریت می شد. نخستین نخست وزیر کانادا، سر جان مک دونالد بود. کانادای نوین در حال رشد و توسعه بود. در سال ۱۸۷۰ استان مانیتوبا شکل گرفت و در سال ۱۸۷۱ استان بریتیش کلمبیا ۱۸۷۱ به کنفدراسیون پیوست. در سال ۱۹۰۵ هم استان های آلبرتا و ساسکاچوان به این کنفدراسیون پیوستند.

کانادا در قرن ۲۰ ؛ از حضور در جنگ جهانی اول تا قدرت نمایی اقتصادی

کانادا در جریان جنگ جهانی اول وارد جنگ شد و گروه های مردمی داوطلب را برای جنگ با دشمن راهی مرزهای غربی کرد. مرگ تعدادی زیاد از سربازان کانادایی در صحنه های جنگ در تاریخ کانادا ماندگار هستند. اینکه بیش از ۶۰،۰۰۰ سرباز کانادایی در جنگ جهانی اول از دنیا رفتند برای مردم کانادا بسیار تلخ بود.
اعطای حق رای به زنان برای شرکت در انتخابات فدرال آن هم در سال ۱۹۱۸ از رویدادهای تاریخی کانادا به شمار می رود. تا سال ۱۹۲۵، زنان در همه استانها به غیر از کبک، در انتخابات استانی حق رای داشتند . در نهایت کبک در سال ۱۹۴۰ به زنان حق رای داد.
اقتصاد کانادا هم از تبعات رکود دهه ۱۹۳۰ در امان نماند. کاهش شدید صادرات چوب، غلات و ماهی ضربه ای شدید برای اقتصاد کانادا بود. تا سال ۱۹۳۳ نرخ بیکاری به ۲۳ درصد افزایش یافت. دولت تلاش هایی برای غلبه بر این وضعیت در دستور کار خود قرار داد با این حال مشکلات اقتصادی در طول دهه ۱۹۳۰ ادامه یافت. رکود تنها زمانی پایان یافت که جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ آغاز شد.
در سال ۱۹۳۹ پس از تجاوز آلمان به لهستان پارلمان کانادا مجوز ورود این کشور به جنگ جهانی دوم را صادر کرد؛ جنگی که منجر به کشته شدن بیش از ۴۵،۰۰۰ کانادایی شد.
در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، اقتصاد کانادا بار دیگر در مسیر رشد قرار گرفت و کانادا به یک جامعه ثروتمند تبدیل شد. با وجود تجربه کردن دو موج گرفتاری اقتصادی در دهه ۱۹۷۰ و ۱۹۹۰ در نهایت این کشور طی سال ها توانسته ساختار های اقتصادی خود را مستحکم سازد.

کانادای امروز؛ اقتصادی توسعه یافته در بستر جامعه ای چندفرهنگی

امروزه کانادا به عنوان یکی از مهاجر پذیرترین کشورها و به عنوان یک اقتصاد آزاد و توسعه یافته شناخته می شود. در قالب سیستم حکومت فدرالی دموکراتیک منشور حقوق و آزادی های فردی وجود دارد که تضمین می کند، شهروندان کانادایی از زندگی، آزادی و امنیت فردی برخوردار هستند. پذیرش مهاجر از سیاست‌های اصلی و ثابت این کشور بوده است. با توجه به جمعیت اندک کانادا به نسبت وسعت آن، این کشور ظرفیت قابل توجهی برای پذیرش متخصصان جهت رشد و توسعه خود دارد. کانادایی‌ها به نظام سلامت و مراقبت‌های بهداشتی کشور در سطح جهانی و تعهد خود در رعایت احترام به چند فرهنگی بودن این سرزمین افتخار می‌کنند.

شما هم اگر برای تحصیل در دوره های مختلف تحصیلی در کانادا، مانند تحصیل در بهترین کالج های کانادا – شرایط پذیرش و شهریه و یا تحصیل در کانادا با مدرک کاردانی قصد اقدام دارید می توانید فرم ارزیابی رایگان اسمارت اپلای را پر کنید. همچنین می توانید با متخصصین اعزام دانشجو در این موسسه صحبت کنید تا ضمن آشنایی با فرصت های متنوع تحصیل در این کشور مانند شرایط دریافت بورسیه تحصیلی کانادا ، بهترین مسیر برای آینده تحصیلی خود را تعریف کنید.

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.