شعر در مورد اسم ترنم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم ترنم

شعر در مورد اسم ترنم

شعر در مورد اسم ترنم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم ترنم

شعر در مورد اسم ترنم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم ترنم همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد اسم ترنم

ترنم!
اتاق فسرده خوابیده
تن ما بیداراست
چشمها خمار
لبها سیاه

چشمان دل سیاهت
دربالین پنجره
چشمان مجبورمن
پشت دیوار تنگ عشوه
افسارغریزه باز
کوله بارهوس بسته

التماس خانه سرد
پیراهن حیا چاک چاک
من نشسته
تونشسته
سکوت،لبهایش را گزیده
خداچون تب سردی
سریع می گذرد

من سیگار می کشم
تااحوال تورادودکنم
تومی شنوی
بوی غریب آشنایی را

احساس بیگانه وار
می نوشد
مشروب صمیمیت را
کم طمع تراز
نیمه خالی زندگی

من چشمانت را
سفرمی کنم
گردرویش سبزعشق
وتوبالبهای من
می خوانی
می سازی
ترنم را ترگونه!

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا در مورد اسم ترنم

ترنم صدای تو هوای عشق می دهد
به رهروان خسته دل صفای عشق می دهد
مرید می شود دلم دوباره در سرای تو
طنین جاودانه ات نوای عشق می دهد
دو دست،بسته گشته ام،دو پای،خسته،خسته تر
بخند خنده ات به من جلای عشق می دهد
ز های های گریه ها زمانه کر شود ولی
ترانه نگاه تو،صدای عشق می دهد
نبوده عاشقی مگر؟!چنین غمین و خسته ای
بیا که رد پای تو درآی عشق می دهد
هنوز مانده در دلم هزار و یک حدیث غم
اگرچه دل روان خود به پای عشق می دهد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد شش گوشه امام حسین ، ضریح و زائر امام حسین

شعر قشنگ در مورد اسم ترنم

ترنم !

با ترنم چراسخن نگفتن؟
عمرما
تاکجای باغ خواهد دوید؟
پربارش کنیم
پیراهنش را پراز شبنم
بدنش را پرازآغوش جوانی
وبا پاهای برهنه زتیغ حوادث
عبورش دهیم

تن عشق را ترکنیم
برای خوابیدن ذهن
باد راپتوی خیال سازیم
درسرمای سوزان محبت

من هم چنان نمی دانم
چرا اشک شوق آسمان
این قدرلطیف است
یا شب چرا بالش را
به پرتنهایی من می آویزد
امامی دانم
می دانم
تنهایی من
آنقدربزرگ هست
که می شود با آن
به پیله اسرار زمان
سفر کرد
به انتهای باغ رفت
و ماهیت گل سرخ را دریافت
می شود با آن
به انتهای موازی ترین خط جهان رسید
پرازنفس انگیزه

عمرما تا کجا می رود
فصل ها تا کی
سردمی شوند
وگرم می شوند
نگاه ها تا کی
از نارنجی بودن حیاط سرشارند
اما دراین شمع زمان
اسراری است شکفتنی
دراین یکدستی چمن های عمر
درآفاق نزدیک دل
دراین سرعت بوسه آسمان
برپاهای ما
من اما
اسراری می بینم
یافتنی تر از
خیسی پای ساحل
یافتنی تراز
معمای سبز
پیرمردی که به دست جنگلی را
سبزکرد
وبه دست آبی کشت
پرازسیرابی نور

من اما
اسراری می بینم
روشن تر ازنگاه تر مادرم
به بالین نرم پنجره
اسراری صبح تراز
روزهای آشنایی

اسراری است دراین بودن
دراین فراسوی زمان،
باغ رابوکردن
عشق را زمزمه کردن

هیچ چیزتصادف نیست
هیچ چیز
دور از چشمان حقیقت اتفاق نمی افتد
حتی فرود ناگهانی
شبنم خیس
افکارصبحگاهی
روی نازکی ماهیت خدایی تو

همه چیزرابا لب ببین
وببوس
بانازکی درک کن
وبه ادراک باد بسپار
همه چیزازحقیقت گل سرخ می گویند
از سرمای لطیف
محبت دستان گرم عشق

درهمه اسراری است
همه چیزرا ببوس
شاید پری زیبایی باشد

⇔⇔⇔⇔

شعر عاشقانه در مورد اسم ترنم

ستاره های تو وقتی در آسمان گم شد
خیال خسته به چشمم چه بی تفاهم شد

و ابر حسرت دریای بوسه از لب توست
که چشمه های خروشان و پر تلاطم شد

سیاهی از همه جا بر غروب من بارید
غزل، بهانه ی دنیای بی ترنّم شد

شده ستاره و تنها رفیق هر شب من
سکوت و بغض مرا خورد، تا تکلّم شد

غروب و وحشت غربت نشینی ام، اینجا
کنار پنجره باز این چنین توهّم شد

و سقف خاطره هایی که خسته اند از من
– شبیه فاصله – آوار پر تراکم شد

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد اسم ترنم

شب بود
شبی جدا از شب های سپری شده
شبی پر از خاطره
پر از هیاهو
پر از احساس پرواز
شبی آکنده از نیاز
شبی بود از شبهای اول زمستان
شبی در ظاهر سرد
اما در وجود ما بود گرم
گرم در باطن انسانها
شبی گرم به خاطر احساس شادی
به خاطر احساس علاقه ی عاشقان
شبی بود از شب های دی ماه
شبی که همه ی مردم شاد بودند
همه می خواستند باشند میهمان مهربانی
می خواشتند باشند در خاطره ی این شب جاودانی
آنها پر بودند از عشق
پر بودند از بوی بهار
پر بودند از بوی خاک تازه ی باران دیده
این شب:
شب یلدا بود
شب خاطره ها
شب با هم بودن و در کنار هم
شب احساس آزادی و رهایی
شب پرواز و جدایی
جدایی از غم و اندوه
شب دوباره زیستن
دوباره نگریستن
نگریست به دنیای پر از زیبایی
با تمام سختی و نگرانیها
شب زیستن با تمام ای کاش ها و امیدها
بلی
بود شب یلدا
بهترین شب سالهای عمر ما

بیشتر بخوانید : شعر در مورد عدالت ، حضرت علی و قاضی + ظلم ستیزی و بی عدالتی

بهترین شعر در مورد اسم ترنم

میدانی!
در بی آوازی چشمهایت،
در بی صدایی غمهایت،
خود را جستجو کردم،
در میان روح لطیفت،
به دنبال آشنایی بودم،
به دنبال واژه ای نو از ترنم اشکهایت میگشتم
ولی افسوس که هیچ کدام را نیافتم.
تنها قاب شکسته ای که
عکس نیم سوخته ی یک عشق قدیمی را
چه لرزان و سرد یاداور بود…
و چقدر زیبا رنگ میبازند…
اینها که تنها تلنگری از عشق را احساس کرده اند….

⇔⇔⇔⇔

زیباترین شعر در مورد اسم ترنم

خبر نداشتی که چگونه
ترنم مهر تو
دراولین دیدارو نگاه
برگهای وجودم را
طراوت بخشید

خبر نداشتی که چگونه
تصویر خیال تو
در ذهن مشتاق من
فاصله ای
با واقعیت نداشت

خبر ندلشتی و نداری
که تو
برای من
چون ماه بودی و
چون ماه
خواهی ماند

خبر نداشتی تا ببینی
که چگونه
در سوز و شوق د یدار تو
لحظه هارا
در انتظار ماندم
و چه بی اختیارسوختم

* * * * *

بی تو ای نگار
ای آسمانی ترین اشتیاق
چه سبزینه ها زرد شدند و
به هیچ پیوستند
اما …..

خبرنداشتی و نداری
که ببینی
چگونه
هنوز
با تصویر خیال تو
ققنوس هیچستان سرد من
هنوزگرم و زنده است

⇔⇔⇔⇔

جدیدترین شعر در مورد اسم ترنم

بی پاسخترین فریاد

نگاه بی التماس شبهای بی سوز

در کنار لنگرگاه بیهودگی است

پنهان است

بهانه ها در پس گریه های دخترکی نزار

و یا در ناله های جغدی بی نصیب از شکار شبانه.

مدفون است

همیشه صدای رهایشی گنگ

که این همان صدای بی تفاوتیِ-

-زمان بی ترنم است.

هیچ می دانی؟

تا کنون تو را در آینه ها

نخوانده ام

ولی اکنون بی هیچ هوسی

می نوشمت.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد غروب دریا ، فروغ و حافظ و دوبیتی غروب آفتاب کنار دریا

شعر درباره اسم ترنم

من اگر چه با تو هستم
و تو در وجود من گم!
تو شراب نا ب و کهنه
شدی هفت ساله درخُم
توی وسعت نگاهت
مثل یک نقطه ی کورم
تو نه در نگاه من که
بهترینی نزد مردم
تو چه آزاد و رهایی
بی خیال هر بلایی
من اسیر خشم دریا
روی موج پر تلاطم
من چه تاریکم و تنها
بی نصیب ازنورمهتاب
تو خودت ماه تمومی
کاش کنی به من تبسّم
مثل بارونی و من هم
یه کویر خشک و تشنه
منتظر ، نگام به اَبرا
قطره قطره با ترنّم …

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره اسم ترنم

یک کهکشان شکوفه گیلاس
نقشی کشیده بود بر آن نیلگون پرند
شعری نوشته بود بر آن آبی بلند
موسیقی بهار
چون موجی از لطافت شادی نشاط نور
در صحنه فضا مترنم بود
تالار دره راه
تا انتهای دامنه می پیمود
هر ذره وجود من از شور و حال مست
بر روی این ترنم رنگین
آغوش می گشود
اردیبهشت و دره دربند
تا هر کجا بود مسیر نگاه گل
بام و هوا درخت زمین سبزه راه گل
تا بی کران طراوت
تا
دلبخواه گل
با این که دست مهر طبیعت ز شاخسار
گل می کند نثار
در پهنه خزان زده روح این دیار
یک لب خنده بازنبینم درین بهار
یک دیده بی سرشک نیابی به رهگذر
آیا من این بهشت گل و نور و نغمه را
نادیده بگذرم
یک کهکشان شکوفه گیلاس را دریغ
باید ز پشت پرده ای از
اشک بنگرم

⇔⇔⇔⇔

شعر قشنگ درباره اسم ترنم

دلم گرفت از این روزا … از این روزایِ بی کسی
از این همه در بدری … از عاشقایِ کاغذی
توا ین دُنیایِ بی ترحُم … دیگه نمیخوام تکلُّم
میگن میاد یه روزی … یکی که هست تَرَنُّم
همون که هست یه غایب … نجات میده با قایق
میاد به دادِ مَردُم … بیخود نبود گفتم بهش تَرَنُم
یه روز که ظلم زیاد شد … خوبی واسه ریا شُد
میاد که غوغا کنه … محکمه بر پا کنه
اون روز دیگه عاشقم … میخوام کنارش باشم
الان فقط دُعا کن … اون بالایی رو صدا کن
بگو میخوای ببینیش … اونو تو بغل بگیریش
عاشقاشو زیاد کن … بازم اونو دُعاش کن
با دشمناش بجنگو … با یاراشم صَفا کن

بیشتر بخوانید : تعبیر خواب دیدن ستاره های مختلف و کهکشان راه شیری در خواب چیست

شعر عاشقانه درباره اسم ترنم

منو حالا نوازش کن ، که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین باره ، که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن ، همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید ، به دنیای تو برگردم

هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه

تو از چشمای من خوندی ، که از این زندگی خستم

کنارت اونقدر آرومم ، که از مرگ هم نمیترسم

تنم سرده ولی انگار ، تو دستای تو آتیشه

خودت پلکامو میبندی و این قصه تموم میشه

هنوزم میشه عاشق بود ، تو باشی کار سختی نیست

بدون مرز با من باش ، اگر چه دیگه وقتی نیست

نبینم این دم آخر، تو چشمات غصه میشینه

همه اشکاتو میبوسم ، میدونم قسمتم اینه..

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره اسم ترنم

ترنم باران

تو خود می خواستی
امشب ترنم های باران را برایت هدیه آوردم

نسیم روحبخش جان
حقایق های پنهان را برایت هدیه آوردم

خمار عشق را هر دم بیابد تحفه ای تازه
که تا مستی بی افزاید

نگارا من شراب عشق را
با نام هستی بخش عالم هدیه آوردم

حدیث روشن امروز راهر دم نگاهی تازه می باید

به شکرانه گلی خوشبو
به رنگ آبی دریا به نام دل برایت هدیه آوردم

فرحبخش است کاویدن
چه جانبخش است فهمیدن

به بینایی ببین
جان فرحبخشی برایت هدیه آوردم

نکو خویی نباشد پیشه ی هرخس که گل دارد

عزیزم من نَمی از تربت جانان برایت هدیه آوردم

⇔⇔⇔⇔

بهترین شعر درباره اسم ترنم

همینکه حلقه ی پیوند بینمان گم شد

شکوفه بر لبمان خالی از تبسم شد

شکست کشتی نوحی که بود خاطر جمع

فضای خانه چو دریای پرتلاطم شد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چلیچه ، شعر در مورد چلیچه و فارسان و شهر سامان چهارمحال

زیباترین شعر درباره اسم ترنم

دلبر من دیده اش دریا و گیسویش بود رنگین کمان
تا کجا برده دلم را در پی خود ، چشمهایش بی امان

کفر زلفش ، طاق ابرویش ، گرفته دین و دل را
ای مسلمانان فغان ، چون من اسیرم بر بتی ، سروی چمان

روز و شب کارم شده تفسیر لبهای عجیبش
عقل ، بیهوده اینجایی ، بعد از این در سر نمان

من به قربان یکایک عشوه ها و نازهای لاله گونت
سیر میگردد مگر دل از تماشای رخی چون شبنمان

لحظه‌ای همصحبتی با تو ، اگر روزی شود قسمت
شکر گویم تا قیامت کردگار را لحظه لحظه دم دمان

دل به عشق شور باران میدهد بر جان نوازش
نغمه‌ی شوق ترنم های باران ، مژده ی سبز وجود ست این زمان

شعر در مورد اسم ترنم ، عکس نوشته و عکس پروفایل تبریک تولد اسم ترنم

به بلبل چمن جان

که می کند هر دم

ترنم انا افصح

به گونه گون دستان

.

تن و جان

از پی قضا در سکر

در ترنم کنان

که یارب شکر

.

بلبل عشق را

ز گلبن جست

در ترنم نوای

این همه تست

.

لب گل

در تبسم آمد باز

بلبل اندر

ترنم آمد باز

.

سماع مطرب و ذوق است

و صحبت سید

ترنم نفس جان

فزای درویش است

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.