شعر در مورد لب ، دوبیتی لب سرخ و قرمز تو و بوسه و خال لب یار از حافظ

شعر در مورد لب

شعر در مورد لب ، دوبیتی لب سرخ و قرمز تو و بوسه و خال لب یار از حافظ

شعر در مورد لب ، دوبیتی لب سرخ و قرمز تو و بوسه و خال لب یار از حافظ همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد لب

قرمز بپوش!

که جهان با لب‌هات هماهنگ شود

این گونه سرخ

همین گونه سرخ‌تر

قرمز بپوش

و با خودت چیز مبهمی زمزمه کن!

من این شعر را

از لب‌های تو سروده ام

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لب سرخ

دیگر منتظر کسی نیستم

هر که آمد

ستاره از رویاهایم دزدید

هر که آمد

سفیدی از کبوترانم چید

هر که آمد

لبخند از لب‌هایم برید

منتظر کسی نیستم

از سر خستگی

در این ایستگاه نشسته‌ام

بیشتر بخوانید : اشعار حسین جنتی ، شعر دانشگاه اصفهان و خواجه دزد و از زبان مومیایی

شعر در مورد لب معشوق

لب‌های تو

نسخه‌ی مرا پیچیدند:

صبح و شب و ظهر،

قرص، با یک بوسه

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد لبخند یار

دست‌هایم

چقدر به دست‌هات می‌آیند

به دکمه‌های پیراهنت

به قوسِ قَزحِ اندامت

به این دوستت دارم‌ها که‌ دانه دانه

روی لب‌هات می‌کارم!

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد سرخی لب

بخند محبوبم

دنیا گاه

به شکل تمشک بزرگی ست

که هر کس

سهمی از سرخی آن خواهد داشت!

گنجشک ها

دست های عابران

لب های تو

و جای زخم های من…

بیشتر بخوانید : اشعار حسین صفا ، برای چاوشی و صفا در آلبوم ابراهیم و مریض حالی

شعر درباره لب سرخ

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است

انصاف بده چه لایق آن دهن است

شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز

این بی‌نمکی ز شور بختی منست

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سرخی لب

انحنای لب تو ناب‌ترین شعر من است

به خدا خال لبت، قالب ضرب‌المثل است

اصلاً این عشق تو رخداد جهانی شده است

بگمانم که لبت، رابط بین‌الملل است

جرم لب‌هات همان بس، که مرا شاعر کرد

گرچه لب‌های تو مصداق چک بی‌محل است

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره لب معشوق

لب‌هایت که باز می‌شوند‏

شکوفه‌های سیب پخش می‌شوند در هوا

عطر نفس‌هایت را دوست دارم ‏

ای تعبیر قشنگ تمام رویاها

بیشتر بخوانید : اشعار حسین غیاثی ، دانلود مجموعه شعر های حسین غیاثی

شعر در مورد لب

لب تو شعر قشنگیست که من می‌دانم

دو سه بیتی بگو آن سبک خراسانی را

لب می‌گون قشنگت صلواتیست به عشق

خنده‌ای ختم کن این حسرت طولانی را

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لب سرخ

اینکه این روزها

چشم هایت نمی خندند

لب هایت مرا نمی بینند

و دست هایت

در من قدم نمی زنند

یعنی رفته ای…

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد لب معشوق

باز از این کوچه گذر کرده تکانم بدهی

با نگاهی و سلامی هیجانم بدهی

رد شود قند لبان تو و عاجز باشم

با عبورت تب ماه رمضانم بدهی

بیشتر بخوانید : اشعار رضا حسنوند ؛ شعر های طنز رضا حسنوند شاعر لک لرستانی سنگک نامه

شعر در مورد سرخی لب

یک شب بیا با بوسه‌هایت مست مستم کن

بگذار تا لب‌هات من را سر بگرداند

مویت سیاه و چشم‌هایت قهوه‌ای، لب سرخ

این رنگ‌ها در ذهن من جاوید می‌ماند

بوسیدن لب‌های معشوق از عبادت‌هاست

باید خدا این را به دینداران بفهماند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره لب سرخ

لب تو

بوسه‌ ی مرا می‌ شناسد

مثل لب حوا

که بوسه‌ ی آدم را

با این تفاوت که

برای حوا

آدم دیگری نبود

و برای تو

آدم‌ های دیگر بسیارند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره سرخی لب

دستهایم،

چقدر به دست هات می آیند!

به دکمه های پیراهنت!

به قوسِ قَزحِ اندامت!

به این دوستت دارم ها که‌ دانه دانه

روی لبهات می‌کارم!

بیشتر بخوانید : اشعار رضا بروسان ، مجموعه اشعار عاشقانه و کردی غلامرضا بروسان

شعر درباره لب معشوق

لب‌ هایت را

بیش از تمامی کلمات

دوست می دارم

چرا که با لب ‌های تو

دیگر نیازی به کلمه ها نخواهم داشت

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.