شعر در مورد گل شمعدانی ، دلنوشته شمعدانی های عاشق پشت پنجره از شاملو

شعر در مورد گل شمعدانی

شعر در مورد گل شمعدانی ، دلنوشته شمعدانی های عاشق پشت پنجره از شاملو

شعر در مورد گل شمعدانی ، دلنوشته شمعدانی های عاشق پشت پنجره از شاملو همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد گل شمعدانی

آبی می پاشم بر شمعدانی هایِ مادرم

نمکی می ریزم بر زخم هایِ بدترم

زخمِ بی درمانِ دلم را چیست درمان

کیست برهاند مرا از اجبار این زندان

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد گل شمعدانی

بتکان غبار اندوه را از دل و جان

ایوان را سراسر شمعدانی کاشته ام

بیا

بیا و ببر مرا به سیاره خویش

آنجا که زمستان ندارد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد معلم ، ادبیات و ریاضی و فیزیک + معلم کلاس ششم و دوم بازنشسته

شعر در مورد گل شمعدانی

وقتی صدای خودم را حتی

تشخیص نمی دهم ،

به او بگویید

قلبم

بیشتر از شمعدانی های قدیمی اش

– که شکست – ،

خشک شده است .

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره گل شمعدانی

تو از بلندی ایوان به باغ می‌نگری

درخت‌ها و چمن‌ها و شمعدانی‌ها

به آن ترنم شیرین به آن تبسم مهر

به آن نگاه پر از آفتاب می‌نگرند

تمام گنجشکان

که درنبودن تو

مرا به باد ملامت گرفته‌اند

ترا به نام صدا می‌کنند

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد گل شمعدانی

من را

شمعدانی‌ئی بدان

در گلدانی کوچک

که بیشتر از آب و آفتاب

به تو نیاز دارد.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد استقلال ، قهرمان تهران و پرسپولیس + استقلال و آزادی کشور

شعر زیبا در مورد گل شمعدانی

من از تمام این دنیا

عشق می‌خواهم وُ مستی شعر،

گل‌های شمعدانی پشت پنجره

و لبخندهای تو

که تکثیر می کند عشق را به بی نهایت.

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد گل های شمعدانی

اندوهش غروبی دلگیر است

در غربت و تنهایی

همچنان که شادی‌اش

طلوع همه آفتاب هاست

و صبحانه

و نان گرم،

و پنجره‌ای

که صبحگاهان

به هوای پاک

گشوده می شود،

و طراوت شمعدانی ها

در پاشویه حوض

چشمه ای

⇔⇔⇔⇔

شعر نو در مورد گل شمعدانی

چراغانی کن این خانه

حیاطت آب و جارو کن

برای شمعدانی ها

یه جای خوب پیدا کن

خیالت را نگه دار و

یه کم پرواز یادش ده

برای منتظر ماندن

دو رکعت عشق یادش ده

بیشتر بخوانید : شعر در مورد دوست داشتن ، همسر و تو و حس دوست داشتن پنهانی از مولانا و حافظ

شعر کوتاه درباره گل شمعدانی

گوش کن ، دورترین مرغ جهان می خواند.

شب سلیس است ، و یکدست ، و باز.

شمعدانی ها

و صدادارترین شاخه فصل ،

ماه را می شنوند

⇔⇔⇔⇔

شعری درباره گل شمعدانی

بماند که بی بهانه رفتی و

هیچ سخاوتی در کار نبود

بماند که بی اعتنا به حقوق بشر

مرا در بند چشمانت کرده ای

بماند که بعد از تو،

حتی قناری ها هم بهانه گیر شده اند

و شمعدانی

لب به آب نمی زند

⇔⇔⇔⇔

شعر نو درباره گل شمعدانی

زلحظه ای که تو رفتی هنوز می بارد

ترانه از لب بلبل به ناشکیبایی

نگر به اشک سحرگاه شمعدانی ها

سخن بگویدت از غم ولی به زیبایی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حق خوری ، حق و ناحق و شعر مولانا در مورد حق الناس و حق گویی

شعر درمورد گل شمعدانی

اینکه شمعدانی را “جانم” صدا می زنم،

دست خودم نیست

همیشه فکر می کنم که گل‌ها را

تو به دنیا آوردی

⇔⇔⇔⇔

شعر زیبا درباره گل شمعدانی

دریغ از یک شب بارانی٬

دریغ از بارانی که یک شب مهتاب بیاید

و محض خاطر صورتی بودن،

چند دانه شمعدانی قلَمه زده

گلدان معضوم آن خانه‌ی دور اما قشنگ٬

نخستین حرف نمی دانم تو را برای همیشه بدزدد و

نه بر آب روان بلکه این بار به خاک مهربان بسپارد.

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره گل شمعدانی

به گل‌های مریم و نرگس و یاس

یا همین بنفشه و شب بو

نگاه کن

زیبایی شان به تو رفته

تنهایی شان به من.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حرف مردم ، و حرف مفت و حرف بیهوده زدن و امان از حرف مردم

شعر درباره ی گل شمعدانی

راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است

خدا را چه دیده‌ای ری‌را!

شاید آنقدر بارانِ بنفشه بارید

که قلیلی شاعر از پی گل نی

آمدند، رفتند دنبال چراغ و آینه

شمعدانی، عسل، حلقه‌ی نقره و قرآن کریم.

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.