شعر در مورد زندگی ، زیباست و سخت و ساده و شاد و روستایی سالم

شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی , شعر در مورد زندگی زیباست , شعر در مورد زندگی ساده , شعر در مورد زندگی شاد

زندگی زیباست ای زیبا پسند زنده اندیشان به زیبایی رسند.همه ما ممکن است گاهی در زندگی دچار مشکل شویم ولی می بینیم که زیبایی زندگی در همین فراز و نشیب هاست.در این ملب از سایت پارسی زی گلچین شعر در مورد زندگی زیباست را برای شما تهیه نموده ایم.

شعر در مورد زندگی

شعر در مورد زندگی زیباست

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت

عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام

درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها

می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست

زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود

می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است

حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا

صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من

ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود

مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد

واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

……………………………………….

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن

گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست

عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت

عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام

درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها

می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست

زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود

می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است

حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا

صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من

ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود

مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد

واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

……………………………………………….

زندگی، ارزش آنرا دارد که به آن فکـر کنی

زندگی، ارزش آنرا دارد که ببویی اش چوگل، که بنوشی اش چو شهد

زندگی، بغض فـروخورده نیست

زندگی، داغ جگـــر گـــوشه نیست

زندگی، لحظه دیدار گلــی خفته در گهــــواره است

زندگی، شوق تبسم به لب خشکیده است

زندگی، جـــرعه آبی است به هنگامه ظهـــر در بیابانی داغ

زندگی، دست نوازش به ســر نوزادی است

زندگی، بوسه به لبهای گلی است که به شوقت همه شب بیدارست

زندگی، شـــوق وصال یار است

زندگی، لحظه دیدار به هنگامـــه یاس

زندگی، تکیه زدن بر یــار است

زندگی، چشمه جــوشان صفا و پاکـــی است

زندگی، مـــوهبت عرضه شده بر من انسان خاکـــی است

زندگی، قطعه ســرودی زیباست که چکاوک خواند

که به وجدت آرد به ســــرشاخه امید و رجا

زندگی، راز فـروزندگی خورشید است

زندگی، اوج درخشندگـــی مهتــاب است

زندگی، شاخه گلی در دست است که بدان عشق سراپا مست است

زندگی، طعــم خوش زیستن است، شور عشقی برانگیختن است

زندگی، درک چرا بودن است، گام زدن در ره آسودن است

زندگی، مزه طعم شکلات به مذاق طفل است

به، چقدر شیـــرین است

زندگی، خاطــــره یک شب خوش، زیـــر نور مهتاب،

روی یک نیمکت چـــوبی سبـــز، ثبت در سینـــه است

زندگی، خانه تکانی است. هر از چندگاهی از غبار اندوه

زندگی، گـوش سپردن به اذان صبح است که نوید صبـح است

زندگی، گاه شده است خوش نیاید به مذاق

زندگی گاه شده است که برد بیراهم

زندگی، هر چه که هست، طعـــم خوبی دارد، رنگ خوبــــی دارد

زندگی را باید، قدر بدانیم هم

شعر در مورد دوست , شعر در مورد دوست از دست رفته , شعر در مورد دوست خوب , شعر در مورد دوست بد

شعر در مورد زندگی ساده

در روبروی پنجره چشمهایم

زندگی جریان دارد چون آبها

تکه های چوبین زندگی

می آمیزد چون چند تکه پازلی

پاییزان اشت زندگی من

ولی ریزش برگ ندارد

جعبه رنگ است زندگی من

ولی هر رنگ جداگانه است

……………………………………………………………………

شعر در مورد زندگی شاد

زندگی شاد زیستن است

از کنار غم ها بر خاستن است

زندگی قاه قاه خندیدن است

از تمام لحظه ها لذت بردن است

زندگی ساده زیستن است

با نداشته ها ساختن است

زندگی عمر سبز گل است

زندگی مرگ سخت بلبل است

زندگی کوچ پرستو هاست

زندگی ترک ترس وخوف هاست

زندگی سخن گفتن است

با پرندگان هم صحبت شدن است

زندگی گاه گریستن است

از درد ها برای کسی گفتن است

زندگی فهمیدن است

راز ها را کشف کردن است

زندگی عاشقانه زیستن است

با عاشقان تا کردن است

زندگی صادق بودن است

با همه یک رنگ بودن است

زندگی خوش بودن است

زندگی خندیدن است

زندگی صاف بودن است

زندگی سبز بودن است

زندگی هست

زندگی هست

زندگی هست

زندگی کن؛چون زندگی هست

…………………………………………………….

شعر در مورد زندگی سخت

دشت‌هایی چه فراخ‌!

کوه‌هایی چه بلند!

در «گلستانه» چه بوی علفی می‌آمد!

من در این آبادی‌، پی چیزی می‌گشتم‌:

پی خوابی شاید،

پی نوری‌، ریگی‌، لبخندی‌.

پشت تبریزی‌ها

غفلت پاکی بود، که صدایم می‌زد.

پای نی‌زاری ماندم‌، باد می‌آمد، گوش دادم‌:

چه کسی با من‌، حرف می‌زند؟

سوسماری لغزید.

راه افتادم‌.

یونجه‌زاری سر راه‌.

بعد جالیز خیار، بوته‌های گل رنگ

و فراموشی خاک‌.

لب آبی

گیوه ها را کندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:

«من چه سبزم امروز

و چه اندازه تنم هوشیار است‌!

نکند اندوهی‌، سر رسد از پس کوه‌!

چه کسی پشت درختان است؟

هیچ‌، می‌چرخد گاوی در کرد.

ظهر تابستان است‌.

سایه ها می‌دانند، که چه تابستانی است‌.

سایه‌هایی بی‌لک‌،

گوشه‌ای روشن و پاک‌،

کودکان احساس‌! جای بازی این جاست‌.

زندگی خالی نیست‌:

مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌.

آری

تا شقایق هست‌، زندگی باید کرد.

در دل من چیزی است‌، مثل یک بیشۀ نور، مثل خواب دم صبح

و چنان بی‌تابم‌، که دلم می‌خواهد

بدوم تا ته دشت‌، بروم تا سر کوه‌.

دورها آوایی است‌، که مرا می‌خواند.»

……………………………………………………………

شعر در مورد زندگی سخت

عمرم گذشت و سختی جان را نگر که باز

در انتظار طلعت فردا نشسته ام

……………………………………………………………

سخت است که معتاد نگاهی شده باشی

دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی

……………………………………………………………

دوستت دارم اگر عشق به آن سختی هاست

دوستم داشته باش عشق به این آسانی ست

……………………………………………………………

جانی به تلخی می کَنم ، جسمی به سختی می کشم

روزی به آخر می برم ، خوابی پریشان می کنم

……………………………………………………………

عاقبت هرچه بود با سختی

سر ِ خورشید را جدا کردند

……………………………………………………………

شعر در مورد زندگی از شاعران بزرگ

شعر در مورد زندگی از اقبال لاهوری

زندگی ای زنده دل دانی که چیست
عشق یک بین در تماشای دوئی است
مرد و زن وابسته ی یک دیگرند
کائنات شوق را صورت گرند!
زن نگه دارنده ی نار حیات
فطرت او لوح اسرار حیات
آتش ما را بجان خود زند
جوهر او خاک را آدم کند
در ضمیرش ممکنات زندگی
از تب و تابش ثبات زندگی
شعله ئی کز وی شررها در گسست
جان و تن بی سوز و او صورت نبست
……………………………………………………………

شعر در مورد زندگی از سعدی

اگر دانی که دنیا غم نیرزد

بروی دوستان خوشباش و خرم

غنیمت دان اگر دانی که هر روز

ز عمر مانده روزی می شود کم

منه دل بر سرای عمر سعدی

که بنیادش نه بنیادیست محکم

برو شادی کن ای یار دل افروز

چو خاکت می خورد چندین مخور غم

عقلم بدزد لختی، چند اختیار دانش؟

هوشم ببر زمانی، تا کی غم زمانه؟

سعدی وفا نمی کند ایام سست مهر

این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم

شعر در مورد پدر , شعر در مورد پدر از دت رفته , شعر در مورد پدر و مادر , شعر در مورد پدر و دختر , شعر در مورد پدر و پسر

شادی بطلب که حاصل عمر دمی است

هر ذره خاک کیقبادی و جمی است

احوال جهان و اصل این عمر که هست

خوابی و خیالی و فریبی و دمیست

مطالب مرتبط

شعر در مورد زندگی ، زیباست و سخت و ساده و شاد و روستایی سالم
4.7 (94.29%) 7 votes
هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.