شعر در مورد زهیر بن قین ، متن و جملات زیبا در مورد زهیر یار امام حسین

شعر در مورد زهیر بن قین

شعر در مورد زهیر بن قین ، متن و جملات زیبا در مورد زهیر یار امام حسین

شعر در مورد زهیر بن قین ، متن و جملات زیبا در مورد زهیر یار امام حسین همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

سلام شهیدان سلام حسین

سلام خدا بر زهیر ابن قین

شهیدی که در وادی کربلا

بلا گفت با یار و با غیر، لا

شهیدی که هنگام صرف طعام

رسید از امام زمانش پیام

پیامی که هر حرف آن نور بود

در آن دعوت ظهر عاشور بود

ندا داد پیک امامش که هی

سعادت تو را اینک آمد زپی

زجا خیز و جان را کن آراسته

که فرزند زهرا تو را خواسته

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سی سالگی ، شعر تولد سی سالگی فروغ و شاملو و حسین پناهی

شعر در مورد زهیر بن قین

زهیر و همه همرهان زین پیام

کشیدند یکباره دست از طعام

زحیرت همه رنگ خود باختند

تو گویی زکف لقمه انداختند

به ناگه عیالش بر آشفت سخت

که هان از چه رو می زنی پا به بخت

حسین است می خواندت یا زهیر!

اجابت کن اینک که خیر است خیر

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره زهیر بن قین

زگفتار آن زن زهیر ابن قین

روان شد به سوی خیام حسین

امام زمانش به محض ورود

چنان با نگاهی دلش را ربود

که از خویش و از خلق بیگانه شد

به شمع رخ یار پروانه شد

نگاهی که دیگر زهیر ابن قین

کسی را نمی دید غیر از حسین

چو درهای رحمت بر او بازگشت

به دیدار یاران خود بازگشت

بیشتر بخوانید : شعر در مورد جانان ، شعر و متن زیبا در مورد جانان و شعر جان و جانان

شعر برای زهیر بن قین

نبودی دگر این زهیر آن زهیر

زخود تا خدا کرد یک لحظه سیر

زهیری سر از پای نشناخته

زهیری همه جان و دل باخته

چو پروانه می سوخت سر تا قدم

که ای دوستان من حسینی شدم

شدم عاشق یوسف فاطمه

خداحافظی می کنم با همه

خداحافظ ای باوفا همسرم

به زینب سلام تو را می برم

⇔⇔⇔⇔

شعر در باره زهیر بن قین

اگر از تو اینک جدا می شوم

به راه امامم فدا می شوم

به پاسخ چنین گفت زن با زهیر

که ای کرده یک لحظه یک عمر سیر

تو گشتی حسینی زپا تا به سر

ندانی به پا می روی یا به سر

به خاطر بیار ای زهیر ابن قین

که چون دعوتت کرد پیک حسین

من از پشت پرده نهیبت زدم

به دل داغ عشق حبیبت زدم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حماقت ، مردم و بشر از حافظ و سعدی و مولانا و شاملو

شعر با زهیر بن قین

اگر تو شدی پُر زشور حسین

فرستادمت من حضور حسین

تو جانی نگویم که از تن مرو

وفا را نگهدار بی من مرو

الا غرق در شوق و شور حسین

مرا هم ببر در حضور حسین

بده قول نزد ولیِّ خدا

که در حشر از من نگردی جدا

شب است و زهیر است و مولا حسین

صدا می زند سیّدی یا حسین

⇔⇔⇔⇔

شعر درمورد زهیر بن قین

اگر کشته گردم فزون از هزار

بسوزد همه عضو عضوم به نار

به هر سو برد باد خاکسترم

شود جمع بار دگر پیکرم

دوباره دمد روح پاکم به تن

ندا می دهم این تو این جان من

سرم خاک پایت شود یا حسین

زهیرت فدایت شود یا حسین

زهی عشق او، سوز او، شور او

سخنرانی روز عاشور او

زشمشیر، فریاد او تیز تر

زدریا دلش بود لبریز تر

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حج ، رفتن و نرفتن و حاجی و عمره و حج واجب و تمتع و امام حسین

شعر با کلمه زهیر بن قین

چنان عاشق وصل دلدار شد

که بی اذن سرگرم پیکار شد

شهامت فرستاد بر او درود

شجاعت به تحسین او لب گشود

به یک حمله افکند آن جان پاک

صد و بیست تن را به خاک هلاک

به تن گشت زخمش فزون از عدد

شهادت به او داد عمر ابد

چو گردید نقش زمین پیکرش

فرستاد بر او کفن همسرش

غلام از سوی بانوی خویشتن

روان شد سوی کربلا با کفن

به دنبال جسم زهیر ابن قین

که افتاد چشمش به جسم حسین

⇔⇔⇔⇔

شعر با کلمه ی زهیر بن قین

تنی دید روی زمین بی کفن

نه او را کفن بود نه پیرهن

تنی دید از برگ گل پاک تر

زپیراهن لاله صد چاک تر

نفس هاش با شعله دمشاز گشت

از آن دشت خون با کفن بازگشت

کشید از جگر ناله آه از نهاد

کفن را به بانوی خود باز داد

که ای غرق اندوه و سوز محن

مرا عفو کن آمدم با کفن

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد زهیر بن قین

کفن چون بپوشد زهیر ابن قین؟

که عریان به خاک است جسم حسین

کفن داشت در دستم این زمزمه

که ای بی کفن یوسف فاطمه

چو آن بی کفن را روی خاک دید

کفن هم ززهرا خجالت کشید

زمین و زمان سوخت «میثم» بس است

زدی شعله بر قلب عالم بس است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثمر ، درخت بی ثمر و شعر در وصف عشق بی ثمر

شعری درباره زهیر بن قین

زهیر باش دلم! تا به کربلا برسی

به کاروان شهیدان نینوا برسی

امام پیک فرستاده در پی ات… برخیز!

در انتظار جوابت نشسته… تا برسی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی زهیر بن قین

چه شام باشی و کوفه… چه کربلا ای دل!

مقیم عشق که باشی… به مقتدا برسی

زهیر باش! بزن خیمه در جوار امام

که عاشقانه به آن متن ماجرا برسی

⇔⇔⇔⇔

شعر کودکانه در مورد زهیر بن قین

مرید حضرت ارباب باش و عاشق باش!

که در مقام ارادت به مدعا برسی

تمام خاک جهان کربلاست… پس بشتاب

درست در وسط آتش بلا برسی…

زهیر باش دلم! با یزید نفس بجنگ!

که تا به اجر شهیدان نی نوا برسی…

⇔⇔⇔⇔

شعر مفهومی در مورد زهیر بن قین

کربلا شعر بلندی است که هفتاد و دو بیت

یک به یک آمده ، بیت الغزلی سرخ نوشت

کفر از کوفه وزید و تن هفتاد و دو گل

پاره پاره شد و بر روی گِلی سرخ نوشت

⇔⇔⇔⇔

شعرهای کودکانه در مورد زهیر بن قین

برســرم افتاده هفتاد ودو شور

در دلم افتاده  هفتادو  دو نور

می سزد هر لحظه هفتاد ودو بار

بر لب آرم وصف هفتادودویار

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.