پنج‌شنبه , 13 می 2021

شعر در مورد خوی

شعر در مورد خوی ، شعر کوتاه و زیبا ترکی و فارسی در مورد خوی آذربایجان غربی

شعر در مورد خوی ، شعر کوتاه و زیبا ترکی و فارسی در مورد خوی آذربایجان غربی همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

شعر در مورد شهر خوی

لب تو خواند فسونی و در شراب دمید

شبانه از درِ میخانه آفتاب دمید

ببند روزنه ی خواب را به مردم چشم

چو آفتاب مِی از ساغر شراب دمید

کشید ترمه ی مهتاب روی سرمه ی شب

چو ماهِ رویِ تو از گوشه ی حجاب دمید

به یادبود گل روی گونه های تو بود

که بوی غنچه زِ پیراهنِ گلاب دمید

دل شکسته ی ما را به پیچ و تاب افکند

صبا که بر سرِ زلف تو پیچ و تاب دمید

خوشم به عشق که با آن دَمِ فسونکارش

به ضعف و سُستی من ، مستی شباب دمید

نشان ز سستیِ عهد گریزپای تو داد

به روی آب چو نیلوفر حباب دمید

مشو فریفته ی لطف دوستان « دانش»

تجلّیِ سر آبی ست کَز سراب دمید

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد شهر خوی

سیمرغ !

مسند نشین قلّه ی افسانه ساز قاف

آن جا که پای رهگذری بوسه ای نریخت

آن جا که جز تو هیچ پرنده گذر نکرد

شاه ِ پرندگان

پرورده ی صداقت و آزادی ِ قرون

ای آشنای خلوت ماه و ستارگان

دانای روزگار

پروردگار چاره گر زال قهرمان

زان آشیان گمشده در موج ابرها

گاهی به خاکدان زمین هم نگاه کن

این جا

این پهن دشت ِ بی گل و بی سبزه ی خدا

دیری ست عرصه ی جَوَلانِ کلاغ هاست

هر قهرمان به سنگر خود ، غرقِ خون خویش

دردا و حسرتا

یک پهلوان نمانده در این عصر داغدار

این عصر بی حماسه ی آلوده با فریب .

سیمرغ !

پروردگار چاره گر زال قهرمان

دانای روزگار

زالِ دگر بپرور

تا رستم دگر

از نسل او درآید و جادو شکن شود.

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چشم عسلی ؛ متن و جملات عاشقانه و زیبا و پروفایل چشم عسلی

شعر ترکی در مورد شهر خوی

چه خوی! به نزهت مصر و نه مصر فرعونی

چه خوی! به خضرت شام و نه شام ظلمانی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شهر خوی

خصمانت مراغه می­زنند اندر خوی

هرچند که در مرند و در تبریزند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شهرستان خوی

نام خوی زین چو زر ری تازه

کاری زان چو نقد خوی به عیار

بیشتر بخوانید : متن زیبا و جملات زیبا و عکس نوشته و حدیث و شعر در مورد چهل سالگی تولد و انقلاب

شعر در مورد شهرستان خوی

گفتم زکدام شهری ای من خاکت

گفتا : نشنیده­ای که اصلم زخوی است

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی شهر خوی

صیت جودت چنان گرفته جهان

که جز او در جهان صدایی نیست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهر خوی

تعالی ­الله خوی که دارد ز اختر

خوی خجلت از تو به رخ چرخ اخضر

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سلام ، سلامتی و سلام بر عشق و صبح بخیر

شعری در مورد شهر خوی

ای منیم دوغما دیاریم آنا یوردوم بالا خوی

اوجا داغلارلا وئریبسن نه گؤزل دال دالا خوی

⇔⇔⇔⇔

شعر ترکی در مورد شهر خوی

اورین داغیمیز باخ نئجه بیر آرخالی داغدی

دؤرد بیر یانی تک چملی چیمن گزمه‌لی باغدی

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره شهر خوی

سن منیم یوردوم یووامسان، آی یارالی توپراغیم

قوی آلیم دردین که یار دردین، یار آلی توپر اغیم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد راه ، عشق رفتن و راه درست و خوشبختی و جاده

شعر درباره شهرستان خوی

بورا خویدور ایگیت آسلان مکانی

نوایی لر یئری عرفان مکانی

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهرستان خوی

ای سئومه لی یورد، ای آنامین شانلی دیاری

بنیاد حیاتین قویولوب سنده قراری

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد شهر خوی

قاصد عشقه دئنن مولوییه ائیله خبر

شمسدن واردی نشان یوردوموزا قیلسا نظر

بیشتر بخوانید : شعر در مورد سایه ، انسان و آدم و درخت و سایه روشن

شعری در مورد شهر خوی

آمدم چله خانه ببینم در تو تصویر بگذشته­ام را

زنده کن پیش چشمم دگر بار باز دنیای گم گشته ام را

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *