شعر در مورد چال گونه ، متن و عکس نوشته و تبریک روز جهانی چال گونه لپ

شعر در مورد چال گونه

شعر در مورد چال گونه ، متن در مورد چال گونه ، عکس نوشته چال گونه پسر

شعر در مورد چال گونه لپ ، متن و عکس نوشته چال گونه و تبریک روز جهانی چال گونه در سایت پارسی زی. با ما با خواندن این مطلب زیبا همراه باشید.

در دو چال گونه ات دنیای من جا میشود

عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چال گونه

لبخند تو یک آلت قتاله ی محض است

کافیست که بر گونه ی تو چال بیفتد

⇔⇔⇔⇔

چال گونه،روی سبزه

گیسوان لخت وخرما

هرسه راهم رانبینم

چشم ها عاشق کش است

⇔⇔⇔⇔

چال لبخند تو دائم، حال خوبت مستمر

خط اخم و مشکل پر پیچ و خم داری بده

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد چال گونه

چال لبخند تو دائم

حال خوبت مستمر

خط اخم و مشکل

پر پیچ و خم داری بده

⇔⇔⇔⇔

چال گونه ، روی سبزه، گیسوان لخت وخرما

هرسه راهم رانبینم چشم هاعاشق کش است

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثانیه ها ، و گذر ثانیه ها و دقیقه های زندگی و انتظار

شعر در مورد چال روی گونه

دل به نارنج لبت بستم

و چال گونه هات

یوسفم دیگر چرا

من را به چاه انداختی؟

⇔⇔⇔⇔

چال روی گونه ات آخر مرا دق می دهد

خواهشا دولت تمام چاله ها را پرکند

⇔⇔⇔⇔

شعر کوتاه در مورد چال گونه

بعضیا همچین میگن ما چال لپ داریم

که انگار چاه نفت دارن،

حالا خوبه یه عضله تو صورتشون فلجه

چطوری فلج

O_o

⇔⇔⇔⇔

در دو چال گونه ات دنیایِ من جا میشود

عاشق دنیای خویشم لحظه ی خندیدنت

⇔⇔⇔⇔

شعری درمورد چال گونه

در دو چال گونه ات

دنیای من جا میشود

عاشق دنیای خویشم

لحظه ی خندیدنت

⇔⇔⇔⇔

تار و مارم کرده ای با فرم و چال گونه ات

لابه لای خنده ات چنگیز را می آوری

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ثمین + شعر و آهنگ در مورد اسم ثمین

شعری درباره چال گونه

دیروز داشتم میخندیدم…

یهو دوستم شارژر گوشیشو کرد تو لپــــــم!!!!
.
.
.
.
.
.
نفهمیدی؟

ای بابا…

حتما باید مستقیما بگم چال لپ دارم؟!

خب نامردا نمیگین آدم خجالت میکشه… ~_~

⇔⇔⇔⇔

در گونه ات گدازه ی غم چال کرده اند

آتش به پا کن ای رخت آتشفشان بخند

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی چال گونه

لبخند تو

یک آلت قتاله ی محض است

کافیست

که بر گونه ی تو چال بیفتد

⇔⇔⇔⇔

من دیوانگی را یک گونه می بینم…

و آن لحظه ایست که خنده بر چال گونه های تو می افتد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره چال گونه

چال روی گونه ات

آخر مرا دق می دهد

خواهشا دولت

تمام چاله ها را پرکند

⇔⇔⇔⇔

چال های گونه خطرناک ترین دام های

شناخته شده ای است که در جهان است !

لطفا با احتیاط لبخند بزنید…!

⇔⇔⇔⇔

شعر چال گونه

افتاده ام درست

تهِ چال گونه ات

پای دلم شکسته

و بهتر نمی شود

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خودم ، را دوست دارم و خودمراقبتی و تولد و مرگ خودم

دل به نارنج لبت بستم و چال گونه هات

یوسفم دیگر چرا من را به چاه انداختی؟

⇔⇔⇔⇔

شعر چال گونه ات

در دو چال گونه ات

دنیایِ من جا میشود

عاشق دنیای خویشم

لحظه ی خندیدنت

⇔⇔⇔⇔

چال می افتد کنار گونه ات وقتی تبسم میکنی

نامسلمان ، شهر را این چاله کافر کرده است

⇔⇔⇔⇔

شعر چال گونه هایت

تار و مارم کرده ای

با فرم و چال گونه ات

لابه لای خنده ات

چنگیز را می آوری

⇔⇔⇔⇔

در خواب دیدم بی سخن دل را به یغما می دهم

با چال روی گونه ات آن خواب هم تعبیر شد

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره چال گونه

در گونه ات گدازه ی غم

چال کرده اند

آتش به پا کن

ای رخت آتشفشان بخند

⇔⇔⇔⇔

افتاده ام درست تهِ چال گونه ات

پای دلم شکسته و بهتر نمی شود

⇔⇔⇔⇔

شعر راجب چال گونه

من دیوانگی را

یک گونه می بینم…

و آن لحظه ایست

که خنده بر چال گونه های تو

می افتد

بیشتر بخوانید : شعر در مورد خیانت ، به عشق و وطن و دوست و نامردی یار

“چال لپ” است دیگر…

گاهی هوس میکند رخ بنماید

و هوش و حواس “مذکر جماعت” را به یغما ببرد…!

⇔⇔⇔⇔

شعر با چال گونه

چال های گونه

خطرناک ترین دام های شناخته شده ای است

که در جهان است !

لطفا با احتیاط لبخند بزنید…!

⇔⇔⇔⇔

دختری که چال لپ داره

سه هیچ از بقیه جلوتره !

⇔⇔⇔⇔

شعر چال روی گونه ات

عاشق گونه هاش هستم که درپس خنده چال می افتد

مانده ام قلب من چرا دارد پی عشقی محال می افتد

توی عمرم نشدکه سیبی را ازدل رودخانه صیدکنم

ازدرخت بزرگ باغچه هم سیبهاکال کال می افتد

⇔⇔⇔⇔

کمی از سیاهی چشمانت

برای رنگ آمیزی شب

به من بده

کمی از دل گویه هایت

برای رفع دلتنگی

به من بده.

کمی از برق چشمانت

برای روشنی خانه

به من بده.

کمی از چال گونه ها

برای چشم روشنی

به من بده.

کمی ازمروارید دندان ،

کمی ازکمان ابرو ،

کمی از ناوک مژگان ،

تا کی کمی از این وکمی از آن بخواهم

یکباره التماس میکنم

خودت را به من بده .

بیشتر بخوانید : شعر در مورد حرف بیهوده ، حرف مفت مردم + حرف زدن و عمل نکردن

شعر در مورد تبریک روز چال گونه

الا ای سرو بالا قد که خم از تندی بادی

خرامان کن قد رعنا که رشک شاخ شمشادی

به چال گونه ات افتد دل ما تا که می خندی

بنازم لعل گلگونت که در دلبردن استادی

بیابان تار و پر حیله تهمتن از شغاد اندیش

به زلف ماه من زن چنگ تا در چه نیفتادی

ز جنت تا ابد راندند آدم را ولی غم نیست

دل حوا به دست آورد و می ارزد به آن شادی

نشان ماه شرقی را فقط خورشید می داند

کواکب را کنی رهبر ز ره نا آگه افتادی

بپرس از کاروانسالار منزل را نه اعرابی

بیابانگرد و صحرا پو چه داند راه آبادی

کبوترهای چاهی را مجال پر گشودن نیست

پر سیمرغ می شاید کلاه برج میلادی

ببین آهوی زیبا را اسیر جمع کفتاران

شکار شیر را سگ خورد چه بیدادی چه بیدادی

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.