شعر در مورد عفت ، کلام و پاکدامنی و غیرتمندی و عفت زن

شعر در مورد عفت

شعر در مورد عفت ، کلام و پاکدامنی و غیرتمندی و عفت زن

شعر در مورد عفت ، کلام و پاکدامنی و غیرتمندی و عفت زن همگی در سایت پارسی زی.امیدواریم این مطلب که حاصل تلاش تیم شعر و فرهنگ سایت است مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد.

چو ظاهر به عفت بیاراستم

تصرف مکن در کژو راستم

اگر سیرتم خوب و گر منکرست

خدایم به سر از تو داناترست

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفت و غیرتمندی

اسب در میدان وصلش تاختم

کعبه وصلش ز هجران توختم

جامه عفت برون انداختم

رندی و ناراستی آموختم

بیشتر بخوانید : شعر در مورد امام زمان(عج) ، حضرت مهدی کودکانه و امام حسین از حافظ و سعدی

شعر درباره عفت و غیرتمندی

عصمت او ماورای وصف سخنور

عفت او ماعدای مدح سخندان

تا که نیفتد نگاه عکس به رویش

عکسش ماند در آب آینه پنهان

⇔⇔⇔⇔

شعر درباره ی عفت و غیرتمندی

در اختر شعاع درج عصمت

تنق بند آفتاب برج عفت

حیاتی بخش ممتد و مؤبد

ظلالش دار بر عالم مخلد

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد عفت و غیرتمندی

از عفت و طهارت و پاکی و روشنی

دایم وجود خویشتن اندر حصار دار

دنیا چو خانه ایست ترا، بر سر دو راه

این خانه در تصرف خود مستعار دار

بیشتر بخوانید : شعر در مورد ایران ، باستان و کوتاه من کودکانه برای کودکان وطن از سعدی

شعر کودکانه در مورد عفت و غیرتمندی

زندگی از گرمی ذکر است و بس

حریت از عفت فکر است و بس

چون شود اندیشه ی قومی خراب

ناسره گردد بدستش سیم ناب

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفت

اسیر شانه و حیران سرمه ئی زاهد

کجاست عصمت و کو عفت این همه جلبی است

هنوز موی سفیدش بشیر میشویند

فریب جبه و دستار شیخ چند صبی است

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفت کلام

عشقبازی نه طریق حکما بود ولی

چشم بیمار تو دل می برد از دست حکیم

سعدیا عشق نیامیزد و عفت با هم

چند پنهان کنی آواز دهل زیر گلیم

بیشتر بخوانید : شعر تولد ، مادر و دوست و کودکانه و پدر و دختر عاشقانه و برادر تولدت مبارک

شعر در مورد عفت و حجاب

حرم عفت و عصمت به تو آراسته باد

علم دین محمد به محمد برپای

خلف دوده سلغر، شرف دولت و ملک

ملک آیت رحمت، ملک ملک آرای

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفت زن

دارد متاع عفت از چار سو خریدار

بازار خودفروشی این چار سو ندارد

جز وصف پیش رویت در پشت سر نگویم

رو کن به هر که خواهی گل پشت و رو ندارد

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفت و حیا

او در حرم هفت سرا پرده عفت

خواهی تو بدو بنگری ای دیده حیا کن

در گلشن دل آب و هوائی است بهشتی

گل باش و در این آب و هوا نشو و نما کن

بیشتر بخوانید : شعر در مورد چشم ، سیاه و یار و سبز + چشم بد دور و چشم آهو و چشم پوشی

شعر در مورد عفت و غیرت

آن مریم زمان که به عفت سرای او

بوی کسی نبرده نسیمی به هیچ باب

از عصمتش بدیع مدان کز کمال شرم

دارد جمال خود ز ملک نیز در نقاب

⇔⇔⇔⇔

شعری در مورد عفت

صبا کو کز حریم عفت او

به جای گرد بر وی مشک سوده

که تابر جای خرمن خرمن مشک

ز خاکستر ببیند توده توده

⇔⇔⇔⇔

شعر در مورد عفاف و حجاب

من سراپا همه شرمم تو سراپا همه عفت

عاشق پا به فرارم تو که این درد ندانی

چشم خود در شکن خط بنهفتم که بدزدی

یک نظر در تو ببینم چو تو این نامه بخوانی

بیشتر بخوانید : شعر در مورد انسانیت ، مرگ انسانیت و انسان خوب و بزرگ و جاهل

شعری در مورد عفاف و حجاب

دست عهدی که زدش بر در دل قفل وفا

درج عفت به همان مهر و نشان بازآورد

تیر صیاد خطا رفت و ز دیوان قضا

پیک راز آمد و طغرای امان بازآورد

هر گونه کپی برداری از قالب و مطالب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد.